ایستادگی میرحسین و عقبنشینی سیما
پایگاه اطلاعرسانی قلم نیوز به قلم ابوالفضل فاتح، رییس کمیته رسانهای ستاد انتخاباتی میرحسین موسوی نوشت: جمعه بعدازظهر که آقای مهندس برای اولین ضبط رادیویی خود به رادیو آمده بود، پس از انجام گفتوگو با رادیو از مهندس خواهش کردیم که برای بازبینی فیلم سخنرانی روز پنجشنبه خود چند دقیقهای به ساختمان شیشهای سیما برویم. پیش از این که فیلم را بیاورند، جوانی که خود را نماینده شورای بازبینی مینامید وارد شد و بیمقدمه خطاب به مهندس بیان کرد که شما باید بخشهای مختلفی از سخنرانی خود را حذف کنید.
پایگاه اطلاعرسانی قلم نیوز به قلم ابوالفضل فاتح، رییس کمیته رسانهای ستاد انتخاباتی میرحسین موسوی نوشت: جمعه بعدازظهر که آقای مهندس برای اولین ضبط رادیویی خود به رادیو آمده بود، پس از انجام گفتوگو با رادیو از مهندس خواهش کردیم که برای بازبینی فیلم سخنرانی روز پنجشنبه خود چند دقیقهای به ساختمان شیشهای سیما برویم. پیش از این که فیلم را بیاورند، جوانی که خود را نماینده شورای بازبینی مینامید وارد شد و بیمقدمه خطاب به مهندس بیان کرد که شما باید بخشهای مختلفی از سخنرانی خود را حذف کنید. وقتی فهرست پیشنهادات شورا را برشمرد، مشاهده کردیم که تقریبا چیزی از سخنرانی باقی نمیماند. حذفیات به لحاظ مفهومی بخشی اساسی از سخنرانی بود. الزامات شورا آن چنان سختگیرانه و غیرمنطقی و سلیقهای بود که امکان هیچ توجیهی را باقی نمیگذاشت.
تصور ابتدایی آن بود که لابد جدی نمیگویند. از نظر من که سالها در ایسنا مراقب چارچوبهای خبری بودم، حتی یک کلمه در سخنرانی مهندس یافت نمیشد که در سختترین شرایط رسانهای امکان سانسور داشته باشد.
سخنرانی او فوقالعاده مبتنیبر اصول و به دور از هرگونه حرف و حدیث و حاشیه بود. دقایقی بعد متوجه شدیم که این تصمیم شورا است و بر مبنای آن، چیزی از سخنرانی جز شیر بی یال و دم و اشکم باقی نمیماند!
آنها میخواستند که جمله سادهای چون «من این سالها محدودیت تصویر داشتم» و حتی خاطرهای از امام درباره ملاحظه اقشار ضعیف و چند مطلب مهم دیگرحذف شود.
مهندس با صبوری به حرفهایشان گوش داد. یکی دو پرسش کرد و سپس برخاست و آرام، با متانت و قاطع گفت: ظاهرا مرا نمیشناسید. شرایط شما پذیرفتنی نیست. به دوستانتان بگویید رویکرد خود را اصلاح کنند.
خشم و شرم مرا فرا گرفت. خشم از این همه کملطفی و شرم از این همه فراموشکاری.
بغضم گرفت. به جوان گفتم: ما را چه شده و چگونه است که برای کسی که آن همه مورد وثوق امام(ره) و مخزن اسرار کشور در سختترین شرایط کشور بوده و تاکنون مورد اعتماد مردم و بزرگان است چنین تعیین تکلیف میکنیم و به خود اجازه میدهیم که بگوییم چه بگوید و چه نگوید. آن هم مهندس که بر تکتک کلمات خود تسلط دارد. میداند چه میگوید و چرا میگوید. چرا این همه ظرفیتهایمان کوچک شده که سخنرانی ساده انسان بیادعا اما بزرگ و تاثیرگذاری چون مهندس موسوی را هم بر نمیتابیم؟