هدفگیری جمعیتی
محمدصادق الحسینی
برایان اودی<br> مترجم: محمدصادق الحسینی<br>هدفگیری جمعیتی عبارت است از: تقسیم کردن جمعیت رایدهنده به گروهها، دستهها یا زیرمجموعههای مختلفی از جمعیت. مبنای این دستهبندی میتواند سن، جنس، درآمد، سطح تحصیلات، حرفه، پس زمینه قومی و نژادی یا هر چیز دیگری باشد. نکته اصلی دستهبندی جمعیتی این است که افراد دارای مشابهت، با احتمال بیشتری دارای دغدغههای مشابه بوده و بنابراین احتمال بیشتری دارد که به نامزد یکسان یا به نامزدهایی با ویژگیهای مشابه رای دهند.
برایان اودی
مترجم: محمدصادق الحسینی
هدفگیری جمعیتی عبارت است از: تقسیم کردن جمعیت رایدهنده به گروهها، دستهها یا زیرمجموعههای مختلفی از جمعیت. مبنای این دستهبندی میتواند سن، جنس، درآمد، سطح تحصیلات، حرفه، پس زمینه قومی و نژادی یا هر چیز دیگری باشد. نکته اصلی دستهبندی جمعیتی این است که افراد دارای مشابهت، با احتمال بیشتری دارای دغدغههای مشابه بوده و بنابراین احتمال بیشتری دارد که به نامزد یکسان یا به نامزدهایی با ویژگیهای مشابه رای دهند. پس از طی مرحله بالا شما میتوانید این گروهها را به صورت مجموعههای متقاطع با یکدیگر بیامیزید یا آنکه حتی آنها را به زیرمجموعههای کوچکتری تقسیم نمایید. برای مثال، تقسیم نمودن جمعیت براساس جنسیت، چیزی در حدود ۵۰درصد جمعیت را در دو گروه زن و مرد در اختیار ما قرار میدهد (البته طبیعتا نه همیشه). همچنین زنان شاغل زیرمجموعهای از گروه زنان است و «زنان شاغل دارای کودک» زیرمجموعهای از این زیر مجموعه است. دلیل این تقسیمبندی همان طور که گفته شد، این است که بسیار متحمل است که زنان شاغل دارای کودک خردسال دغدغههای بسیار مشخصی در مورد مراقبت از کودکان خود داشته باشند، که اگر نامزد شما به آنها بپردازد، احتمالا خواهد توانستدرصد زیادی از آرای آنان را جلب نماید. نکته اساسی که باید در این دستهبندیها لحاظ شود، این است که دستههای موردنظر نباید بهاندازهای کوچک باشند که عملا نقش معناداری در انتخابات نداشته باشند. مثلا ویولنیستهای چپ دست هم ممکن است دغدغههای مشترکی داشته باشند (مثلا اینکه ویولنیستهای راست دست مدام حق آنها را تضییع میکنند)، اما جلب آرای آنها چندان شما را به پیروزی نزدیکتر نخواهد کرد!
گروههای جمعیتی شما
در اغلب موارد برای تعیین آنکه چه گروههایی به رای دادن برای نامزد موردنظرتان ترغیب خواهند شد، باید بررسی شود که نامزد انتخاباتی شما به چه گروههایی تعلق دارد. برای مثال فرض کنید کاندیدای موردنظر فردی ۳۸ ساله و تاجری تحصیل کرده است که دختر و پسری دارد که به مدرسه میروند و در بزرگترین شهر حوزه انتخاباتی زندگی میکند. گروههای هدف او احتمالا افراد جوان بین ۲۵ تا ۴۰ سال، تاجران کوچک و والدین با کودکان مدرسهای خواهند بود. کمتر احتمال دارد که او مورد توجه گروههایی که بدانها تعلق ندارد، قرار گیرد. او برای بازنشستگان، کارگران کمتر تحصیل کرده و کشاورزان نواحی روستایی آن منطقه، از جذابیت چندانی برخوردار نیست. اگر در میان گروههای هدف او آرای انتظاری لازم برای پیروزی در انتخابات وجود دارد (به این معنا که گروههای هدف او آنقدر بزرگ هستند که بتوانند فارغ از مابقی گروهها وی را انتخاب کنند) و او جذابترین کاندیدا برای رایدهندگان آن گروهها نیز هست، پس وی تنها باید از طریق ستاد خود پیامهایی ترغیبکننده برای این گروهها ارسال کند تا پیروز شود.
دو عامل وجود دارد که میتواند کارآیی این هدفگیری را کاهش دهد؛ اول اینکه گروههای جمعیتی که او بر میگزیند، بسیار کوچک باشند. دوم، نامزدهای دیگری با خصوصیات مشابه وجود داشته باشند که برای گروههای هدف مزبور جذابند. در هر دو مورد، یعنی چه حضور نامزدهای جذاب دیگری برای گروههای موردنظر یا کافی نبودن اندازه گروه برای تضمین پیروزی، ستاد انتخاباتی باید به دنبال گروههای موازی یا گروههایی با نزدیکترین علایق برای کسب حمایت باشد. در مثال فوق، کاندیدای ما ممکن است بخواهد پیام خود را به افراد با تحصیلات عالیه نیز گسترش دهد. پیامش را به معلمان یا پزشکان نیز گسترش دهد که ممکن است در کنار انتقال پیام او به والدین دارای فرزندی در سن مدرسه به خوبی عمل کند.
در نهایت هدف همه این اقدامات آن است که محاسبه شود تقریبا چه تعداد از رایدهندگان یک گروه خاص در صورت شنیدن پیامی که دغدغههای آنان را در برداشته باشد، به کاندیدای موردنظر شما رای خواهند داد. نباید انتظار داشته باشید که ۱۰۰درصد رای هر جمعیتی را از آن خود کنید، اما اگر با کمی تلاش امیدوار هستید که ۶ یا ۷ رای از هر ۱۰ رای انداخته شده به صندوق توسط رایدهندگان یک گروه را بهدست میآورید، باید با آن گروه ارتباط قوی و استواری برقرار کنید. شما قادر نخواهید بود که برای دستهبندی، محاسبه آرای انتظاری و...این گروهها به ارقامی کاملا دقیق دست یابید (در هر صورت، سیاست، یک هنر است و علم نیست) اما انجام این اقدامات و تعیین تعداد زیرمجموعهها و مجموعههای متقاطع، به شما کمک میکند دریابید که آیا استراتژیتان واقعگرایانه است یا خیر.
گروههای جمعیتی رقبا
بخش مهمی از هدفگیری جمعیتی این است که تعیین کنید چه گروههای جمعیتی جزو مخاطبان هدف شما نخواهند بود. در خلال فصل برنامهریزی استراتژیک شما باید صریحا قید کنید که برای مثال: ما کارگران دولتی را هدف نخواهیم گرفت یا کارآفرینان جوان را هدف نخواهیم گرفت. این تمرین به شما کمک خواهد کرد که طیف مخاطب بیش از حد بزرگی را برای خود تعریف نکنید. البته پس از این که تصمیم گرفتید چه گروههایی متعلق به شما هستند، تعیین گروههایی که میخواهید به رقبایتان وگذار کنید آسان است. آنها گروههایی خواهند بود که کمترین اشتراک را با گروههایی دارند که شما بهترین اهداف خود میدانید. برای مثال، بازنشستگان مرد پا به سن گذاشته، اشتراک بسیار کمی با مادران جوان شاغل دارند، بنابراین اگر یکی از این گروهها را هدف گرفتید، میتوانید دیگری را به رقبایتان واگذار کنید. باز هم تاکید میکنم که امکان طراحی پیامی که بتواند گروههای متضاد را ترغیب کند، بسیار دشوار و عملا ناممکن است.