مرحله پاسخگویی به ادعاهای طرف مقابل

۳- اظهارات مدیر مناظره در مرحله پاسخگویی

شماره روزنامه: ۱۷۷۸ تاریخ چاپ: شماره خبر: ۵۰۳۵۵۶ اندیشه-اقتصاد

پاتریک لین<br>خلاصه آن چه در مرحله پاسخگویی مطرح شد به شرح زیر است. در ظاهر هیچ اختلافی بین لوئیجی زینگالس و براد دیلانگ وجود ندارد. هر دو نفر موافق‌اند که حتی در شرایط فعلی نیز همه اقتصاددانان کینزی نیستند. اما بحث بر سر این است که آیا اقتصاددانان و سیاست‌گذاران باید کینزی باشند یا خیر؟<br>

پاتریک لین

خلاصه آن چه در مرحله پاسخگویی مطرح شد به شرح زیر است. در ظاهر هیچ اختلافی بین لوئیجی زینگالس و براد دیلانگ وجود ندارد. هر دو نفر موافق‌اند که حتی در شرایط فعلی نیز همه اقتصاددانان کینزی نیستند. اما بحث بر سر این است که آیا اقتصاددانان و سیاست‌گذاران باید کینزی باشند یا خیر؟

پاسخ آقای دیلانگ مثبت است. مشکلات فعلی در بخش بانکی به معنی آن است که کسب و کارهای خصوصی تامین مالی نمی‌شوند و این بدان معنا است که تعداد بیکاران افزایش خواهد یافت. این در حالی است که دولت بر خلاف بخش خصوصی می‌تواند وام ارزان بگیرد و باید از این ظرفیت استفاده کند تا با قرض گرفتن و خرج کردن، شغل ایجاد کند.

اما آقای زینگالس به این نکته اشاره می‌کند که اقتصاددانان تنها در موارد شکست بازار، مداخله دولت را جایز می‌دانند. او هیچ دلیل تئوریک یا مبتنی بر شواهد تجربی برای افزایش مخارج دولت قایل نیست. اما حتی زینگالس نیز معتقد است که این به آن معنا نیست که دولت باید دست روی دست بگذارد. بلکه به این معناست که دولت باید اقداماتی را برای حل مشکلات بازار مسکن و بخش بانکی در دستور کار قرار دهد.

یکی دیگر از مواردی که در صحبت‌های زینگالس به چشم می‌خورد، این است که ما در حال حاضر با بحران اعتماد روبه‌رو هستیم و نه بحران تقاضا. در واقع دیلانگ به این نکته اشاره می‌کند که از بین رفتن اعتماد (در واسطه‌های مالی) را با توجه به مورد چهارم از مراحلی که به ایجاد رکود منجر شد می‌توان توضیح داد. اما موضوع این است که آیا کم بودن اعتماد به کاهش تقاضا منجر می‌شود؟ آیا کم بودن اعتماد می‌تواند به کار‌گیری سیاست‌های کینزی را توجیه کند؟ اگر بانک‌ها، بنگاه‌ها و خانوارها انتظارات پایینی در مورد تقاضا در آینده داشته باشند، آیا این انتظارات را می‌توان تغییر داد تا به تعادل بهتری برسیم یا اینکه از دست دولت کاری بر نمی‌آید؟

ویلیام گیل از موسسه بروکینگز که یکی از مهمانان است، می‌گوید که محرک‌های کینزی به واقع این قدرت را دارند که یک چرخه معیوب را از طریق تزریق اطمینان (یا اعتماد) به یک چرخه مطلوب تبدیل کند. اما آقای زینگالس معتقد است که تعادل‌های چندگانه در تئوری امکان‌پذیر است و برخی از این تعادل‌ها از دیگر تعادل‌ها مطلوب‌‌تر است. اما مساله این جاست که اقتصاددانان نمی‌توانند توضیح دهند که سیاست‌های دولت چگونه می‌توانند انتظارات را تغییر دهند و بنابراین دولت نمی‌تواند در این زمینه کاری کند.

یکی از مهمانان دیگر ما، آلن ملتزر، استاد دانشگاه کارنگی ملون و موسسه کسب و کار آمریکایی (AEI) یک سوال دیگر را مطرح می‌کند و آن این است که چطور می‌توان کینزی‌ها را پیرو کینز دانست؟ کینز در «تئوری عمومی» در مورد سیاست کسری بودجه و مخارج مصرف‌کننده چیز زیادی برای گفتن نداشت. این در حالی است که این موارد سنگ بنای کینزینیسم مدرن است. اما کینز بر اهمیت سرمایه‌گذاری تاکید داشت. ملتزر می‌گوید که امروزه کینزی‌ها نه با ایده‌های کینز هم ساز هستند و نه با پیشرفت‌های علم اقتصاد همگام شده‌اند. اما اگر کینز زنده بود این پیشرفت‌ها را در نظر می‌گرفت.

در نهایت یکی از خوانندگان پرسیده است که دامنه بحران تا کجا است و این که آیا ادامه این مباحث باعث بی‌معنا جلوه دادن علم اقتصاد نمی‌شود؟ یکی از خوانندگان نیز گفته است که«باید شواهد کافی در این زمینه که آیا افزایش مخارج دولت باعث کوتاه شدن رکود می‌شود یا خیر ارائه شود».

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

ارسال دیدگاه

دنیای اقتصاد را بعنوان منبع مورد اعتماد خود به گوگل معرفی کنید افزودن