اول ژنرال، آخر ژنرال
تفکری خطرناکتر از توفان نرگس، مردم برمه را رنج می دهد<br>سالی که گذشت، بلایای طبیعی زیادی در جهان روی داد؛ از توفان کاترینا گرفته تا زلزله چین. اما هیچ یک از آن حوادث به اندازه توفان نارجیا که در ایران به نرگس معروف شد، نتوانستند قلمرویی سیاسی را درنوردند.
تفکری خطرناکتر از توفان نرگس، مردم برمه را رنج می دهد
سالی که گذشت، بلایای طبیعی زیادی در جهان روی داد؛ از توفان کاترینا گرفته تا زلزله چین. اما هیچ یک از آن حوادث به اندازه توفان نارجیا که در ایران به نرگس معروف شد، نتوانستند قلمرویی سیاسی را درنوردند. در هیچ یک از این حوادث، سیاستمداران برای حفظ ارکان حکومت خود مردم را زیر پا نگذاشتند، حتی در چین. اما چکمهپوشان برمه چنان عرصه را بر کمکرسانان تنگ کردند که امدادگران از خیر کمک گذشتند و این مساله، یکی از مهمترین رویدادهای خبری جهان شد. سه ماه از زمانی که توفان نرگس برمه را درهم نوردید و ۱۳۰هزار کشته برجا گذاشت و صدهاهزار نفر را بی خانمان کرد، گذشته بود. در نواحی آسیب دیده مثل دلتا «ایراوادی» نجاتیافتگان هنوز به کمک نیاز داشتند. در این مناطق خارجیها توسط افراد محلی پذیرفته نمیشدند و این مساله حضور نیروهای نظامی را در تقابل با راهبان قرار داد نه در تعامل. جنجال از آنجا شروع شد که نیروهای نظامی برمه اجازه ندادند امدادگران وارد خاک برمه شوند و تنها دلیلشان، به اصطلاح براندازی حکومت بود. دولت اما بعد از مدتی به نیروهای کمکی اجازه ورود به نواحی توفان زده را داد، اما توریستهای خارجی و خبرنگاران اجازه رفتن به آن مناطق را نداشتند و همین مساله باعث شد خبرهای مربوط به مشکلات مردم این نواحی کمتر منتشر شود. با توجه به اقدامات شدید امنیتی حضور خارجیها خصوصا خبرنگاران خارجی تقریبا محال بود. به گفته افراد محلی بسیاری از کسانی که به خبرنگاران خارجی کمک کردند، از سوی دولت با مجازاتهای سنگین مواجه شدند.
در ناحیه «ایراوادی» خانههای آسیب دیده تعمیر شدند، درختان شکسته قطع و جای آن درختان جدید کاشته شد و حصارهای اطراف خانهها رنگ شدند. با این وجود به راحتی میشد تشخیص داد که توفان به چه مناطقی آسیب رسانده است، چرا که خانههای ویران هنوز هم وجود داشتند. اکثر خانههای آسیب دیده سقف مناسبی نداشتند و تنها با ورقههای پلاستیکی که آژانسهای بینالمللی پوشیده شدند که به برمه کمک کردند.
چرا مردم، رهبر خود را ندیدند؟
نکته جالبی در این واقعه نهفته بود. نکتهای که به کانون توجه مطبوعات هم تبدیل شد: دیدار رهبر برمه با مردم. کسی که در تمام مدت وقوع توفان کسی او را ندید و فقط پیامهای تظاهرگونهاش مردم را بازی داد. در این بین اما راهبان برمه تلاش کردند که مردم مصیبتزده را نجات دهند، اما سربازان امنیتی، هر جا دیدند راهبان در راه موفقیت هستند، آنها را با تهدید و ارعاب دور کردند. چندی بعد بود که فرانسه هشدار داد دولت برمه در آستانه ارتکاب جنایت علیه بشریت است. شاید در واکنش به این پیام بود که ژنرال «تان شیو»، بلند پایهترین مقام دولت نظامی برمه، برای اولین بار با برخی از خانوادههای قربانیان توفان نرگس در این کشور دیدار کرد. برمه تحت کنترل «شورای دولتی صلح و توسعه» متشکل از افسران ارشد ارتش بود و ریاست آن را تان شیو بر عهده داشت(هنوز هم دارد). آن زمان دولت برمه اعلام کرد حدود ۷۸هزار نفر در جریان این توفان، جان خود را از دست داده بودند. اما سازمانهای بینالمللی گفتند که آمار تلفات در برمه بسیار بیشتر بود و هشدار دادند که در هفتههای آیندههزاران نفر در این کشور در اثر سوء تغذیه و شیوع بیماریهای مسری، جان خود را از دست خواهند داد.
تکاپوی جهانی
وزرای امور خارجه اعضای اتحادیه کشورهای جنوب شرق آسیا (ASEAN) در سنگاپور درباره اوضاع برمه دیدار و گفت وگو کردند. این اولین واکنش جدی جامعه جهانی بود. این اتحادیه امیدوار بود که دولت برمه کمکهای بشردوستانه بیشتری را از کشورهای آسیایی بپذیرد. تا آن زمان برمه اغلب پیشنهادهای کمک بینالمللی را به این کشور رد کرده بود. اما همان زمان سی.ان.ان اعلام کرد که این اتحادیه به اندازهای قدرت ندارد که تصمیم لازم الاجرایی برای دولت برمه اتخاذ کند. این گمانهزنی کاملا درست بود. از سوی دیگر، جان هولمز، بلندپایه ترین مقام سازمان ملل متحد در امور بشر دوستانه، عازم این کشور شد تا شاید به تان شیو بفهماند جان مردم ارتباطی به بازیهای سیاسی ندارد . وی حامل نامهای از بان کی مون، دبیرکل سازمان ملل برای تان شیو، رهبر برمه بود. در این نامه بان کی مون بار دیگر از حاکمان این کشور خواست شرایط را برای عملیات امدادگران این سازمان برای کمک به قربانیان توفان نرگس تسهیل کند. اتفاقی که تقریبا با اکراه انجام شد. درخواستهای متعدد قبلی کی مون از ژنرالهای حاکم بر این کشور برای آزاد گذاشتن راههای امدادرسانی خارجی بدون پاسخ مانده بود. پیشتر، یکی از دیپلماتهای ارشد بریتانیایی گفته بود به نظر می رسد حاکمان برمه تا حدی آماده بودند کمک خارجی دریافت کنند اما به شرط آن که هدایت آن در دست آسیاییها و نه غربیها باشد. مارک ملاک براون، پس از سفری به رانگون، پایتخت برمه، ارزیابی مثبتی از چشم انداز کمک رسانی به برمه ارائه کرد، اما اذعان کرد که فقط یک چهارم از دو میلیون آسیب دیده در توفان نرگس کمک کافی دریافت کرده بودند. اظهارات ملاک براون، با سخنان رهبران بریتانیایی و فرانسوی متفاوت و حاکی از نوعی عقب نشینی مواضع غربی نسبت به حکومت برمه بود. سرانجام مقامهای برمه به دهها پزشک هندی و تایلندی اجازه دادند تا برای کمک به درمان مجروحان به این کشور سفر کنند. هند و تایلند روابط نسبتا دوستانهای با دولت برمه دارند. در همان حال یک موسسه خیریه مستقر در بریتانیا گفت کودکان نجات یافته از این توفان احتمالا از گرسنگی در حال مرگند!
کودکان را نجات دهید
تخمین زده شد که حدود ۳۰هزار کودک زیر ۵ سال در دلتای «ایراوادی» که بیشترین آسیب را دید، احتمالا پیش از این توفان هم دچار سوءتغذیه شدید بودند. البته این آمار از سوی رهبران برمه رد شد. ولی واقیعت همین بود. اعلام شده بود درصورتی که تا چند هفته دیگر غذا به نجات یافتگان توفان نرسد، هزاران کودک از گرسنگی جان خود را از دست خواهند داد. هیچ خبرگزاری کوچک و بزرگی پیگیر این خبر نشد که آیا کودکان مردند یا زنده ماندند! دولت برمه کماکان به امدادرسانهای غربی اجازه نمی داد وارد خاک این کشور شوند. برخی از قربانیان در گل ولای زندگی میکردند، چرا که در آن فصل باران زیاد می بارید و مناطق بسیاری با سیل دست وپنجه نرم می کردند. دولت به افراد محلی هشدار داد در صورت مشاهده افراد خارجی از حرف زدن با آنها بپرهیزند و هیچ اطلاعاتی به آنها ندهند، به همین دلیل به سختی میشد اطلاعاتی در مورد زندگی و وضعیت مردم به دست آورد.
یک گزارش غیر ژورنالیستی
بالاخره شمار زیادی از سازمانهای بینالمللی امدادرسانی اجازه یافتند وارد برمه شوند. آنها گفتند در حالیکه تخریب ناشی از توفان نرگس گسترده بود و دهها هزار نفر جان خود را از دست دادند، مدرکی وجود ندارد که نجات یافتگان این بلای طبیعی با گرسنگی یا اپیدمی بیماریهای مهلک روبهرو بودند. سازمان خیریه مرلین هم گفت بسیاری از نجات یافتگان به روستاهای تخریب شده خود بازگشتند تا کشاورزی را از سر بگیرند. در همان حال سازمانهای امدادرسانی گفتند که مشکلات مردم توفان زده عمدتا جزئی بود! بلند مرتبه ترین مقام آمریکایی در برمه به مجله نیویورک تایمز گفته بود که تاخیر رهبران نظامی در پذیرش کمکهای خارجی باعث مرگ و میر زیادی نشده بود. دولت آمریکا قبلا رهبران برمه را متهم کرده بود که سهلانگاری آنها در این زمینه خود جنایتی بزرگ بود. ژوزت شیران، رئیس برنامه غذای سازمان ملل متحد، پس از این بحران گفت بیش از دومیلیون برمهای به کمک نیازمندند. رهبران نظامی برمه اما در اواخر ماه مه قول دادند که اجازه بدون قید و شرط دسترسی به مناطق آسیب دیده دهند؛ ولی سازمانهای امدادرسانی گفتند این قول عملی نشد.
بعد از وقوع توفان نرگس دولت نظامی برمه برای افزایش عملیات کمکرسانی به آسیب دیدگان تحت فشار شدید بینالمللی قرار گرفت و متهم به سهل انگاری و کندی در کمک رسانی شد. دولت برمه اتهام سهل انگاری و کندی را در کمک رسانی به آسیب دیدگان و رسیدگی به قربانیان توفان نرگس رد کرد و اعلام کرد که واکنش فوری در برابر توفان نرگس نشان داده بود. در روزها و ساعات پیش از توفان نرگس، شبکههای بینالمللی مانند رادیو آسیای آزاد (RFA) مرتب هشدارهایی در مورد نزدیک شدن توفان به مردم برمه میفرستادند؛ در حالی که رسانههای دولتی کشور قدرت آن را کم جلوه میدادند. نظامیان این کشور که قدرت را برای مردم ترجمه کردهاند، از بیم وقوع هر نوع خرابکاری یا ترویج اندیشه آزادی، راه را بر کسانی بستند که امدادگرانی فراسیاسی بیش نبودند. تنشهای دیرین میان ارتش و راهبان بودایی برمه که بزرگترین نهادهای این کشور هستند بار دیگر در سایه توفانی مرگبار رخ نمایاند. پس از وقوع این توفان بود که راهبان وارد عمل شدند و به بازماندگان آن، در معابد پناه دادند و حرکتی منسجم را برای تامین نیازهای مردم شروع کردند. در پی این فاجعه، شبکههای خارجی تنها منبع اخبار صحیح در مورد اقدامات امداد رسانی و نگرانیهای مربوط به ایمنی بودهاند. به گفته جیمز گلاسمن، مدیر بنگاه سخن پراکنی آمریکا (BBG) آنقدر سانسور خبری در این مورد تکاندهنده بود که نیاز به شبکههای بینالمللی از هر زمان دیگری بیشتر احساس شد. چندی بعد اما دبیر کل سازمان ملل متحد در فرودگاه بینالمللی رانگون مورد استقبال وزیر امور خارجه برمه و رئیس دفتر سازمان ملل در این کشور قرار گرفت. وی که میخواست شخصا تصویر کاملی از دامنه خسارات و وضعیت قربانیان فاجعه توفان نرگس در برمه بهدست آورد، سفر خود را با بازدید از مناطق فاجعهزده این کشور آغاز کرد. بان کی مون در ملاقات با نخست وزیر برمه، از دلسردی خود نسبت به کندی اقدامات امدادرسانی به بازماندگان این مصیبت طبیعی سخن گفت. او تاکید کرد که هیچ کشوری قادر نیست به تنهایی به قربانیان فاجعهای که در آن حدود ۱۳۰هزار نفر کشته شدهاند، کمک کند. نظامیان برمه از بیم شدت گرفتن فریاد اعتراض مردم، با داشتن تمام تجهیزات، ساماندهی؛ آوارگان را در دستور کار قرار دادند اما به شکلی کاملا بدوی. در چنین شرایطی باز هم اعلام شد، مواد اولیه برای امدادرسانی به مردمی که سالها است در سایه جور زندگی میکنند، آماده است؛ اما مرزهای این کشور به دستور خودکامگان توهم زده، به روی هر بستهای با نشان صلیب سرخ بسته ماند. این اخبار در خود برمه نیز سانسور شد تا مردم در ایزولاسیون خبری غرقاب شوند. در روزهای منتهی به فاجعه دوم مه، روزنامههای دولتی برمه طبق معمول «گزارشهای کوچک هواشناسی را در صفحههای آخر» چاپ میکردند؛ در حالی که عکسهای معمول ژنرالهای هیات حاکمه نظامی صفحات اول را پر کرده بودند. بیست و چهار ساعت پیش از وقوع توفان، اداره هواشناسی برمه کنفرانسی خبری برگزار و اعلام کرد که انتظار میرود سرعت بادها حدود ۵۶ کیلومتر در ساعت باشد و دلیلی برای نگرانی نیست؛ اما این پایان کار نبود. بخشی از گزارش خبرنگار «گاردین» را از حواشی این توفان بخوانید: «برمهایهایی که به زبان مادریشان، به برنامههای رادیویی گوش کردند، داستان دیگری شنیدند. سه روز پیش از وقوع توفان به آنها گفته شد مرکز هشدار توفان نیروی دریایی آمریکا پیشبینی میکند که سرعت بادهای این توفان از ۱۰۰ مایل در ساعت (۱۶۱ کیلومتر در ساعت) بیشتر خواهند بود، یعنی توفانی بسیار خطرناک در راه است.» بعدها در مقالهای مورخ ۱۲ مه در روزنامه در تبعید برمهای «نیو دهلی میتزیما»، یک خبرنگار محلی نوشت: «پس از توفان، برمهایهایی که مرا ملاقات کردند، از دولت به دلیل ندادن هشدارهای مناسب عصبانی بودند. آنها گفتند، دولتمردان میتوانستند با انتقال مردم به شهرهای دیگر پیش از اینکه توفان شروع شود جان آنها را نجات دهند؛ اما این کار را نکردند. برای آنها فقط زد و بندهای سیاسی مهم بود نه جان مردم. برایشان این اهمیت داشت که بوداییان و راهبان بیش از پیش در دل مردم جا باز نکنند.» دولت برمه مدعی بود که مرحله اولیه امدادرسانی به بازماندگان توفان به پایان رسید و زمان بازسازی مناطق آسیبدیده فرا رسیده بود. بان کی مون اظهار داشت که از ۲ میلیون و ۴۰۰هزارنفر کسانی که در این واقعه بیخانمان شدند، تنها یکچهارم از کمکهای اولیه بهرهمند شدند.
بانکی مون طبق برنامه پیشبینی شده، با ژنرال تان دیدار کرد. او گفت در مذاکرات تنها موضوع زندگی آسیبدیدگان توفان نرگس مطرح شد، نه موضوعات سیاسی این کشور. در این میان دولت نظامی برمه پذیرفت که سازمان تغذیه جهانی از هلیکوپترهای سازمان ملل متحد برای توزیع بستههای امدادی در منطقه دلتای ایراواندی استفاده کند. پیشبینی میشد که در دیدار طرفین قول حدود ۱۱میلیارد دلار کمک به برمه داده خواهد شد اما...
نکته مهم دیگر این بود که شبکههای خارجی به مردم برمه گفتند: «جهان منتظر ارائه کمک است؛ ولی رژیم اجازه ورود به امدادگران و تدارکات نمیدهد.» اینها اطلاعاتی بود که آنها از جای دیگری غیر از شبکههای بینالمللی نمیتوانستند به آن دسترسی داشته باشند.
بنجامین زاداکی، از محققان عفو بینالملل در بانکوک، پایتخت تایلند میگوید: « دولتها بهطور طبیعی حق مدیریت بحرانها را برای فراهم آوردن زمینه ارائه خدمات بیشتر به بازماندگان دارند؛ اما دولت برمه در حرکت اخیر فقط به دنبال جلوگیری از قوت گرفتن جایگاه راهبان بودایی است.» دغدغه دولت نظامی برمه چندان هم بیدلیل نبود. آخرین دور ناآرامیها به رهبری راهبان، سپتامبر سال گذشته میلادی به وقوع پیوست. پس از وقوع ناآرامیهای پراکنده در اعتراض به افزایش قیمت سوخت بود که راهبان بودایی بزرگترین تظاهرات ضد دولتی را پس از سال ۱۹۸۸ میلادی ترتیب دادند که برای چند روز اوضاع را در رانگون، پایتخت و سایر مراکز جمعیتی ملتهب کرد. با تمام این تفاسیر دولت سرانجام دستهایش را به نشانه تسلیم بالا برد تا امدادگران وارد کارزار شوند و محموله کمکهای آمریکا وارد خاک این سرزمین شود.