سیمای محزون یک کشور
نبش قبر پرونده سیاسی پاکستان فایده دارد؟<br>برگشته بود توی ماشین و خودش را در آینه کوچکی که همراهش بود نگاه میکرد. آمده بود تا بار دیگر رهبری پرطرفدارترین حزب پاکستان را هدایت کند.
نبش قبر پرونده سیاسی پاکستان فایده دارد؟
برگشته بود توی ماشین و خودش را در آینه کوچکی که همراهش بود نگاه میکرد. آمده بود تا بار دیگر رهبری پرطرفدارترین حزب پاکستان را هدایت کند. از سالهای تبعید برگشته بود، با انگیزهای دو چندان. نمیدانست که مرگ او را چند دقیقه پس از ورودش به خاک مادری نوشته بودند تا فرصت نکند سامان دهد پاکستانی دوباره را. بینظیر بوتو بانوی اول پاکستان فرصت نکرد شیرینی سخنرانیاش را بچشد و هنوز کلمات در ذهنش ته نشین نشده بودند که زهرخند گلوله، مُهر پایان بر کتاب زندگیاش زد.
بوتو در بازگشتش به پاکستان تاریخ دیگری را رقم زد. اگر چه مرگش خط بطلانی بود بر تمام آرزوهای رشد و پویایی دموکراسی، اما این باور را دامن زد که مردم میتوانند حتی در کشوری مانند پاکستان سرنوشتشان را رقم زنند. بوتو در بیستوهفتم دسامبر سال ۲۰۰۷ ترور شد و طبیعتا نمیتوان مرگ او را در شمار رویدادهای مهم سال ۲۰۰۸ بر شمرد، اما از این منظر که ترور او فصل دیگری را در تاریخ پاکستان رقم زد در بیشتر تقویمهای سال گذشته نامی از او برده شد. پس از ترور بوتو، همسرش آصفعلی زرداری زمام امور را در دست گرفت و موجبات کنارهگیری مشرف را فراهم کرد. هر چند این روند هم نتوانسته تا امروز تغییر در اتمسفر سیاسی پاکستان ایجاد کند، اما بارقه امید کماکان در دیدگان مردم وجود دارد؛ شاید روزی دموکراسی در پاکستان پا بگیرد.
مشرف در وانفسای سیاسی واکنش نشان داد
پرویز مشرف، رییسجمهور پاکستان در اولین واکنش به این حمله تروریستی فقط آن را محکوم کرد و آن انگشت اتهام را به طرف گروههای افراطی نشانه رفت و سه روز عزای ملی در این کشور اعلام کرد. او البته در اظهارات خود به این نکته اشاره کرد که تروریستهایی بوتو را به قتل رساندند که دولت پاکستان با آنها در حال جنگ است.
اشاره پرویز مشرف به تروریستها، طرفداران طالبان و گروههایی بودند که در برخی از استانهای مرزی پاکستان با افغانستان دارای قدرت زیادی بوده و هستند. این گروهها پیشتر نیز پرویز مشرف را هدف سوءقصد قرار داده بودند. طالبان و طرفداران افراطی آنها در پاکستان به دلیل نزدیکی بوتو به آمریکا و احتمال مبارزه با آنها در صورت پیروزی در انتخابات پاکستان، از بوتو هراس داشتند به همین دلیل از مخالفان سرسخت به قدرت رسیدن وی به شمار میرفتند. از سویی دیگر تمایلات غربگرایانه بوتو از جمله دلایل احتمال دخالت گروههای افراطی در ترور وی به شمار میرود. این مساله از آنجا اهمیت داشت که خبرهایی مبنی بر توافق بوتو با آمریکاییها مبنی بر مبارزه با افراطگرایی در پاکستان در صورت رسیدن به مقام نخستوزیری شنیده شد.
استعفای مشرف
با استعفای پرویز مشرف رییسجمهور پاکستان که در نطق رادیو تلویزیونی اعلام و استعفای کتبی خود را برای رییس مجلس ملی این کشور ارسال کرد، دوران اقتدارش که از ۱۲ اکتبر ۱۹۹۹ با کودتای نظامی بدون خونریزی آغاز شده بود، پایان یافت. پرویز مشرف دوازدهمین رییسجمهور پاکستان و چهارمین ژنرال پاکستانی بود که در پی کودتای نظامی بدون خونریزی بر مسند قدرت تکیه زد. ژنرال محمد ایوبخان، ژنرال یحیی خان و ژنرال ضیاءالحق پیشتر در پاکستان کودتای نظامی کرده بودند. در مجموع بیش از نصف مدت قدرت در پاکستانِ پس از استقلال، در دست نظامیان بود. مشرف در بیستم مهر ۱۳۷۸ با برکناری نواز شریف نخستوزیر وقت به قدرت رسید و به عنوان رییس اجرایی پاکستان فعالیتش را آغاز کرد. مشرف با برگزاری همهپرسی در ۳۰ خرداد ۱۳۸۰ خود را رییسجمهور پاکستان اعلام کرد. او دومین فرزند خانوادهای است که در ده آگوست۱۹۴۳ در دهلی متولد شد. پس از تقسیم هندوستان، مشرف به همراه والدین خود به پاکستان مهاجرت کرد و در شهر کراچی مرکز ایالت سند ساکن شد. سید مشرفالدین پدر او، به عنوان منشی سفارت پاکستان در ترکیه کار میکرد و مشرف حدود هفت سال از زندگی خود را در سالهای ۱۹۴۹ تا ۱۹۵۶ در ترکیه گذراند. صهبا همسر پرویز مشرف هم از اهالی ایالت پنجاب پاکستان است. پرویز مشرف دو فرزند بهنامهای بلال و عالیه دارد که در آمریکا به سر میبرند. مشرف که از سمت ریاستجمهوری پاکستان استعفا داده بود برای آخرین بار از گارد احترام سان دید و اقامتگاه رسمیاش را ترک کرد. مشرف گفت این تصمیم را پس از مشورت با مشاوران حقوقی و حامیان سیاسی نزدیک خود به خاطر مردم پاکستان اتخاذ کرد. وی در آغاز آن سخنرانی، مخالفان خود را متهم کرد که از موضع شخصی و گروهی خود سخن میگویند و به منافع ملت پاکستان نمیاندیشند. رییسجمهوری مستعفی پاکستان، در سخنرانی تلویزیونیاش تلاش کرد از خود در قبال اتهامهای مطرح شده از سوی ائتلاف حاکم بر دولت پاکستان دفاع کند. او گفت که ۴۴ سال به کشور و مردم پاکستان خدمت کرده و تاکید کرد که هر کاری انجام داده، به خاطر کشور و مردم پاکستان بود. او سپس از جنبههای مختلف عملکرد دولت خود در ۹ سال گذشته دفاع کرد و گفت در این مدت، پاکستان را در گذر از شدیدترین بحرانها از زمان استقلالش رهبری کرد. پرویز مشرف البته به رشد اقتصاد کشور، افزایش سرمایهگذاری و رشد ارزش پول ملی در برابر ارزهای خارجی اشاره کرد. پس از استعفای او «محمد میان سومرو»، رییس سنای پاکستان سمت کفالت ریاستجمهوری را عهده دار شد و در نهایت نمایندگان مجمع محلی و فدرال، جانشین مشرف را تعیین کردند.
واکنشها به استعفای پرویز مشرف
کاندولیزا رایس، وزیر خارجه وقت آمریکا در واکنش به این خبر پرویز مشرف را دوست آمریکا خواند.
رایس گفت: «آمریکا به همکاری با رهبران سیاسی پاکستان ادامه خواهد داد و این رهبران باید تلاشهای خود را برای رفع ضروریترین نیازها از جمله جلوگیری از رشد تروریسم دو برابر کنند. وزارت خارجه افغانستان هم اعلام کرد که استعفای پرویز مشرف موجب تقویت دموکراسی در افغانستان و پاکستان خواهد شد! دولت هند اما از اظهار نظر در اینباره خودداری کرد و آن را یک مساله داخلی خواند. اما دولت انگلیس آنچه را که دستیابیهای مشرف در مبارزه با تروریسم، پیشبرد مذاکرات با هند و ریشهکن کردن فساد خواند، ستود.
یک احتمال دیگر
اما سناریوی دیگری که میتوان برای ترور بوتو در نظر گرفت، دخالت ارتش و نیروهای امنیتی پاکستان بود. بوتو به دلیل پیشینه خانوادگی و سیاستهایی که در طول دوران نخستوزیری خود اتخاذ کرد از محبوبیت بالایی برخوردار بود. به همین دلیل بسیاری از شخصیتهای سیاسی و به ویژه نخبگان نظامی و امنیتی این کشور از به قدرت رسیدن مجدد وی در هراس بودند. آنچه برای بوتو و یاران حزبیاش از قطعیت برخوردار بود این بود که به دلایل تاریخی برخاسته از کیفیت رقابتهای سیاسی در پاکستان، او همیشه در معرض خطر بود. نوع نگاه بی نظیر بوتو و حزب مردم به مسائل داخلی و خارجی و پاره ای انتقادهای جسورانه بوتو به قدرت های خارجی لاجرم ذهن را به این سو می کشاند که تنها این افراطیون نیستند که خواهان حذف فیزیکی بینظیر بوتو بودند؛ بلکه صاحبان جایگاه در ساختار سیاسی، تشکیلات نظامی و دستگاههای امنیتی یا حداقل بخشی از این چارچوبها در راستای منافع خود مییافتند که شاهد ترور نخستوزیر سابق باشند.
زرداری راه همسر فقیدش را میرود
چندی پس از ترور بوتو، زرداری هدایت حزب مردم را بر عهده گرفت. حزبی که مهمترین و پرطرفدارترین حزب پاکستان به شمار میرود. او که رهبر قبیله زرداری است به عنوان نخست وزیر پاکستان انتخاب شد. وی در ۲۱ جولای سال ۱۹۵۶ در «کراچی»، واقع در ایالت «سند» پاکستان چشم به جهان گشود. آصف، فرزند «حکیم علی زرداری»، یکی از سیاستمداران پاکستانی است. او بیشتر دوران آموزش خود را در مدرسه «سن پاتریک» کراچی، جایی که پرویز مشرف آنجا مشغول تحصیل بود، سپری کرد. سپس راهی دانشکده اقتصاد لندن شد. آصف در ۱۸ دسامبر ۱۹۸۷ با بینظیر بوتو ازدواج کرد. آنها پس از ازدواج صاحب سه فرزند به نامهای «بیلاوال»، «بختاور» و «آصفه» شدند.
آصف در زمان نخستوزیری همسرش در پاکستان به عنوان عضو مجمع ملی و وزیر محیطزیست این کشور فعالیت کرد. او تا سال ۱۹۹۹ به عنوان سناتور در آخرین سمت شغلی خود در دولت کار کرد تا آنکه مشرف در آن زمان طی یک کودتا، نواز شریف نخستوزیر وقت پاکستان را برکنار و سنا و مجامع این کشور را منحل کرد. زرداری حدود ۱۱ سال از عمر خود را به اتهامات مختلف از فساد مالی گرفته تا قتل، در زندان سپری کرد. آن زمان در پاکستان به علت فساد مالی به وی لقب «مرد ۱۰درصدی» داده بودند. وی برای اولینبار در سال ۱۹۹۰ به اتهام بستن یک بمب کنترل از راه دور به پای «مرتضی بخاری»، تاجر پاکستانی مقیم انگلیس و فرستادن او به بانک برای خالی کردن موجودی حساب بانکیاش به میزان ۸۰۰هزار دلار دستگیر شد. اما در سال ۱۹۹۳ زمانی که حزب مردم و همسرش قدرت را در دست گرفت، تبرئه شد. زرداری در سال ۱۹۹۶ دوباره به اتهام فساد مالی دستگیر شد و در مدت زمان کوتاهی به قتل «میرمرتضی بوتو»، برادر بینظیر بوتو نیز متهم شد.
آصف در نوامبر ۲۰۰۴ به قید کفالت آزاد شد. اما در ۲۱ دسامبر ۲۰۰۴ به دلیل حضور نیافتن در جلسه استماع دادگاه کراچی دوباره دستگیر شد. وی به دنبال مذاکرات حزب مردم و دولت مشرف در سال ۲۰۰۴ آزاد شد. نوار مکالمات ضبط شده بین قضات و نوازشریف، نخستوزیر سابق پاکستان نشان داد که قضات مجبور به اعلام آزادی زرداری شده بودند.
آصف پس از آزادی در سال ۲۰۰۴ کمتر در عرصه سیاست حاضر و برای درمان و مداوا رهسپار آمریکا شد. زرداری مبتلا به دیابت و دارد ستون فقرات است. زرداری پس از ترور بینظیر بوتو در ۲۷ دسامبر ۲۰۰۷ به همراه پسرش بیلاوال به عنوان رهبران حزب مردم انتخاب شدند اما قرار بر این شد که بیلاوال ۱۹ ساله که اکنون در دانشگاه آکسفورد انگلیس مشغول تحصیل است، پس از پایان دوران آموزش خود رهبری حزب مردم را برعهده گیرد. بدین ترتیب آصف از ۳۰ دسامبر ۲۰۰۷ با رهبری حزب مردم توانست در انتخابات پارلمانی پاکستان که در ۱۸ فوریه همان سال برگزار شد، به پیروزی برسد. وی به همراه حزب «مسلم لیگ شاخه نواز» به رهبری نواز شریف و «جمعیت علمای اسلام» و چند حزب دیگر دولت ائتلافی پاکستان را تشکیل داد. زرداری با شریف در «موری» توافق کرد تا مشرف را وادار کند قضات تعلیق شده دادگاههای عالی پاکستان را هرچه زودتر به مناصب خود بازگرداند. اما تحقق نیافتن این مساله به مرور زمان باعث بروز اختلافات بین این دو حزب مطرح پاکستان شد. زمان گذشت تا اینکه دوباره زمینه ائتلاف و اتحاد احزاب سیاسی پاکستان مهیا شود. این بار زرداری طی نشستهای مشترک با رهبران سایر احزاب از جمله نواز شریف تصمیم به پیشنهاد طرح استعفا یا استیضاح مشرف گرفت. آنها تصمیم خود را طی یک کنفرانس مطبوعاتی اعلام کردند، اما پرویز مشرف در واکنش به این موضوع گفت که نه تنها استعفا نمیکند بلکه با قدرت هر چه بیشتر به ریاست خود در پاکستان ادامه میدهد. فشار رهبران سیاسی بر مشرف ادامه یافت تا آنجا که وی مجبور شد استعفای خود را طی یک نطق احساسی در مجمع ملی پاکستان اعلام کند. کمتر از یک روز پس از استعفای مشرف اختلافات نهان حزب مردم و شریف نمایان شد و آنها درباره بازگشت قضات به مناصب خود و نامزدی انتخابات ریاستجمهوری شمشیرها را از رو بستند. در این بین حزب شریف یک ضربالاجل سه روزه به حزب مردم برای بازگشت قضات داد و تهدید کرد که در غیر اینصورت از ائتلاف پاکستان خارج خواهد شد. این امر محقق شد و نواز شریف حدود یک هفته پس از استعفای مشرف حزب خود را از ائتلاف حاکم پاکستان خارج کرد.
وی پس از این اقدام «سعید الزمان صدیقی»، قاضی بازنشسته پاکستانی را به عنوان نامزد حزب خود در انتخابات ریاستجمهوری پاکستان معرفی کرد. زرداری ابتدا از حزب شریف دعوت کرد به ائتلاف حاکم بازگردد، اما سپس اعلام کرد که در صورت انتخاب شدن به عنوان رییسجمهور پاکستان را به کمک احزاب سیاسی دیگر اداره خواهد کرد. رقابتها و کشمکشها بین دو حزب مطرح پاکستان ادامه یافت تا اینکه آصف علی زرداری، نامزد حزب مردم به عنوان رییسجمهور جدید پاکستان انتخاب شد.
با این حال انتظار میرود که زرداری بدنه دولت ائتلافی پاکستان را دوباره شکل داده و با کمک احزاب سیاسی کوچک در عرصه حکومتی پاکستان فعالیت کند؛ اقدامی که میتواند فصل جدید سیاسی را در اسلامآباد بگشاید.