بورس تهران ۲۰ساله است
عکس: نگار متیننیا<br>«تغییر ساختار بورس برای افزایش کارآیی»، «کانون سهامداران حقیقی از سازمان مجوز نگرفته» ، « مشارکت شرکتهای تامین سرمایه در عرضههای اولیه قویتر میشود» ، «شرایط برای معامله گواهی سپرده عام در بورس فراهم میشود» ، «مشوقهای ورود به بورس افزایش مییابد» ، «سازمان به دنبال تسهیل شرایط سرمایهگذاری خارجی در بورس» و ...
عکس: نگار متیننیا
«تغییر ساختار بورس برای افزایش کارآیی»، «کانون سهامداران حقیقی از سازمان مجوز نگرفته» ، « مشارکت شرکتهای تامین سرمایه در عرضههای اولیه قویتر میشود» ، «شرایط برای معامله گواهی سپرده عام در بورس فراهم میشود» ، «مشوقهای ورود به بورس افزایش مییابد» ، «سازمان به دنبال تسهیل شرایط سرمایهگذاری خارجی در بورس» و ... اینها بخشی از گفتههای رییس سازمان بورس اوراق بهادار است که در گفتو گوی اختصاصی با «دنیای اقتصاد» مطرح شده است. دکتر علی صالحآبادی ضمن تاکید بر تغییر ساختارهای بورس و افزایش حجم معاملات میگوید: بهرغم عمر ۴۱ساله بورس، شاید عمر واقعی این بازار حدود ۲۰ سال باشد.
ادامه این گفت وگو را با هم میخوانیم:
به عنوان اولین پرسش وضعیت کلی بورس تهران را از جهت شاخصهایی چون شفافیت، سلامت معاملات، جایگاه در نزد سهامداران و... چگونه ارزیابی میکنید؟
اگر بورس تهران را از ابتدای شکلگیری مورد بررسی قرار دهیم، میتوانیم افت و خیزهای زیادی را مشاهده کنیم. قبل از انقلاب فعالیتهای این بازار محدود به معامله اوراق قرضه بود. در ادامه بعد از وقوع انقلاب به دلیل شرایط خاص کشور و بروز جنگ، شاهد سکون و رکود در روند معاملات این بازار بودیم. در واقع حیات اصلی بورس، مربوط به بعد از انقلاب و به طور مشخص سال ۶۸ و ابتدای دهه هفتاد بود.
یعنی شما معتقدید با وجود اینکه بورس تهران در آستانه ۴۱سالگی قرار دارد ولی دارای عمر مفید کمتری است؟
بله. بهرغم عمر ۴۱ساله، شاید عمر واقعی این بازار حدود ۲۰ سال باشد، در حالی که همین مدت هم سرشار از نوسانات و اتفاقات متعدد چه به لحاظ ساختاری و چه به لحاظ شکلی بوده است.
در شروع دوره سازندگی، زمانی است که تحرکات تازه بورس تهران برای شروع مجدد فعالیت آغاز شد، ولی در عین حال تا سال ۸۰، شاهد حجم معاملات پایین بودیم. اما بعد از سال ۸۰ حجم معاملات بورس، با وجود برخی محدودیتهای معاملاتی و محدودیت تعداد شرکتها رشد خوبی را تجربه کرد.
به نظر شما دلیل رشد معاملات در کنار محدودیتهای که به آنها اشاره کردید، چیست؟
شاید عمده دلیل آن به تغییر ساختار بازار ما برمیگردد. چرا که ما شرکت بورس اوراق بهادار تهران را از یکسو و شرکت بورس کالا را از سوی دیگر ایجاد کردیم. همچنین در مرحله بعدی برای شرکتهایی که نمیتوانستند وارد بورس شوند، فرابورس را تشکیل دادیم. از طرف دیگر فراهم کردن فضایی برای شرکتهای دانش بنیان که در حال حاضر با کمبود این قبیل شرکتها روبهرو هستیم نیز، در دستور کار ما قرار دارد. البته افراد و موسساتی هستند که به صورت خصوصی و خودجوش در این زمینه فعالیت دارند ولی به دلیل عدم دریافت امکانات و تسهیلات، فعالیت در این بازار به صورت بسیار محدود وجود دارد. همچنین تاسیس کانونهای کارگزاران و نهادهای سرمایهگذاری نیز در راستای تغییرات ساختاری بورس انجام شد.
کانون سهامداران حقیقی چطور؟
دو کانونی که به آنها اشاره کردم از سازمان بورس مجوز فعالیت گرفتهاند، ولی کانون سهامداران حقیقی از ما مجوزی دریافت نکردهاند.
یک سوال؟ آیا این کانون درخواست دریافت مجوز از سازمان را داشته یا اینکه درخواست داشته و مجوز نگرفته است؟
هنوز درخواست متقاضیان تاسیس کانون سهامداران حقیقی بررسی نشده، چرا که تعداد این متقاضیان باید زیاد باشد تا بتوانیم به آنها مجوز بدهیم.
منظور از تعداد زیاد چیست؟
از دیدگاه ما حداقل ۵۰درصد سهامداران فعال بازار باید عضو کانون باشند تا ما به آنها مجوز فعالیت بدهیم.
با توجه به آمار یک میلیون نفری سهامداران فعال بورس، فکر نمیکنید جمع شدن ۵۰۰هزار نفر برای تشکیل یک کانون، کار بسیار دشواری است که ممکن است اصلا عملی نشود؟
به هر حال اگر کانون یا نهادی به دنبال گرفتن مجوز سازمان است باید خواستههای ما را برآورده سازد. چرا که معتقدیم مجوز سازمان معنا دارد و سرمایهگذاران به اعتبار سازمان به فعالیت یک کانون یا نهاد اعتماد میکنند. در نهایت سیاست ما این است که مجوز جدید را به کسانی میدهیم که نمایندگی اکثریت آن گروه را داشته باشند. همچنین برنامه کاری و چشمانداز و اهداف کانونهایی را که قصد تاسیس دارند را نیز در مرحله اول از متقاضیان دریافت خواهیم کرد.
در ساختار جدید که برای بورس پیریزی شده، چه برنامههایی تدوین و چه نهادهای تازه تاسیسی برای کمک به شفافیت بازار ایجاد شدهاند؟
در مرحله اول پذیرهنویسی بازار اولیه را به شکل پراکنده انجام شده، مدون کردیم و از همین طریق بسیاری از مشکلات عدم شفافیتها و عرضههای مبهم حل شده است.
همچنین ایجاد فضا برای فعالیت شرکتهای تامین سرمایه و واگذار کردن عرضههای اولیه به آنها، گام بعدی است. در واقع میخواهیم با استفاده از دانش شرکتهای تامین سرمایه، در عرضههای اولیه تجدیدنظرهای اساسی انجام دهیم.
صندوقهای سرمایهگذاری مشترک در سهام، طراحی ابزارهای جدید و ... نیز در ادامه کمک به فعال شدن بورس و جذب سرمایهگذاران به این بازار است.
در مورد گواهی سپرده عام چطور؟ آیا برنامهای برای فراهم کردن امکان معامله آن در بورس تهران دارید؟
اتفاقا در حال فراهم کردن این امکان در بورس هستیم. بازار فرابورس و دستورالعمل جدید بازارگردانی میتواند امکان این کار را ایجاد کند.
به عنوان جمعبندی تغییرات ساختاری بورس تهران علاوه بر موارد یاد شده، لازم است که به تغییرات قوانین هم اشاره کنم که در یک چارچوب تازه تدوین و در پارهای موارد اصلاح شدهاند.
همچنین قصد داریم دستاوردهای مهم بازار سرمایه طی سه سال اخیر را در دو مجلد یک هزار صفحهای آماده و به فعالان بازار ارائه کنیم.
آیا برای توسعه زیرساختهای بورس در کنار تغییرات ساختاری این بازار هم فعالیتهایی انجام دادهاید؟
اعتقاد داریم که باید زیرساختهای فنآوری اطلاعات (IT) را در بورس گسترش دهیم که برای نیل این هدف وقت و تلاش زیادی هم در بدنه سازمان انجام گرفته است. راهاندازی نرمافزار کدال، فراهم کردن امکان امضای الکترونیکی تا پایان سال، توسعه نرمافزاری در حوزه صندوقهای سرمایهگذاری و ... در ادامه برنامههای سازمان برای توسعه زیرساختهای بورس به شمار میرود.
با نگاهی به عملکرد بورس طی سه سال اخیر مشاهده میکنیم که استقبال شرکتها به ویژه شرکتهای بخش خصوصی برای ورود به بورس در سطح بسیار پایینی بوده است. به نظر شما دلیل این امر ناشی از نبود مشوقهای کافی است یا سازمان درخواستها را بیپاسخ گذاشته است؟
درخواستهایی به سازمان ارسال شده ولی شاید نتوانستهاند شرایطی که بورس از لحاظ ساختارهای مالی و اطلاعرسانی تعیین کرده را قبول کنند. این مساله نه تنها در مورد شرکتهای بخش خصوصی، بلکه در مورد شرکتهای دولتی نیز وجود دارد.
اصولا پذیرش در بورس فرآیند زمانبری است. از طرفی بعضا شرکتهایی به سازمان مراجعه کردهاند از لحاظ اندازه برای بورس ما کوچک بودهاند. ولی با توسعه فرابورس به دنبال فراهم کردن امکانی برای معامله سهام اینگونه شرکتها هستیم. ضمن اینکه لازم است که مشوقهای بورس را هم زیاد کنیم.
اما همین فرابورسی که شما به آن اشاره میکنید برای عامه مردم بازاری ناشناخته است و به همین دلیل است که بیشتر مردم جذب بازارهای موازی بورس میشوند.
به هر شکل تلاش ما در جهت گسترش این بازار و فرهنگسازی برای شناخت بیشتر بورس به مردم است.
همچنین مشوقهایی را در قالب یک بسته پیشنهادی تهیه کردهایم که در صورت تصویب میتواند گام خوبی باشد.
به طور مشخص چه موارد مهمی در این بسته پیشنهادی دیده شده است؟
به طور مثال برای کاهش مالیات شرکتهای بورسی پیشنهاد کردیم شرکتهایی که سهامدار بخش خصوصی داشته و همچنین ۲۰ درصد از سهام آنها به صورت شناور باشد، معافیت مالیات آنها دو برابر شود. این لایحه در کمیسیون اقتصادی تصویب شده و در دست هیات دولت است.
آیا در این لایحه برای سرمایهگذاری خارجی هم فکری شده؟
بله. تا قبل از سال ۸۴ هیچ مقررات مدونی برای این مساله نبود ولی در برنامه چهارم پیشبینی شده که بورس تهران باید بینالمللی شود. بندهایی که در این لایحه دیده شده شامل افزایش ۱۰درصد سرمایهگذاری به ۲۰درصد، حذف عدم امکان خروج سرمایه اولیه سرمایهگذار تا سه سال، اختیاری شدن دریافت مجوز از سازمان سرمایهگذاری خارجی، فراهم کردن ارز مورد نیاز سرمایهگذار در صورت تصمیم بر خروج سرمایه، فراهم کردن امکان سرمایهگذاری خارجیها از طریق صندوقها و ... است. امیدواریم در صورت تصویب نهایی شاهد حضور فعال سرمایهگذاران خارجی در بورس تهران باشیم.