هرم جمعیتی ایران و مدل بهینه شریک یابی

محمدصادق الحسینی

در این مقاله کوتاه سعی بر آن است تا با تجزیه و تحلیلی مختصر بر هرم جمعیتی در ایران، نتایجی در جهت الگوی بهینه همسریابی در چند سال آینده ارائه شود. داستان هرم جمعیتی و شکم جمعیت ۴ ساله سال‌های ۶۱ تا ۶۵ داستانی است که بارها و بارها نقل شده و مورد تدقیق و بررسی قرار گرفته است. آنچه در این میانه مغفول مانده است، عدم توجه به رفتارهای فردی و بهینه‌یابی فردی به منظور شریک‌یابی جنسی با توجه به خصوصیات هرم جمعیتی در ایران است. در این مختصر، سعی خواهم کرد تا نکاتی را در این خصوص روشن سازم. (البته شایان ذکر است شکم کامل جمعیتی ایران، از سال ۵۷ الی ۷۰ است و سال ۱ الی ۶۵ بارورترین سال‌های شکم جمعیتی محسوب می‌شود.)

در نمودار زیر می‌توانید هرم جمعیت ایران را طبق آخرین سرشماری انجام شده، مشاهده فرمایید. همانطور که ملاحظه می‌فرمایید، هرم جمعیتی ایران، در سنین ۱۵ الی ۲۹ سال در سال ۸۵ و در نتیجه ۱۷ الی ۳۱ سال در سال ۸۷ دچار برآمدگی شده است. دلیل این امر آن است که نرخ رشد جمعیت در ایران طی سال‌های ۱۳۵۵ تا ۱۳۶۵ حدود سه و نه دهم‌درصد بوده است. پس از آن نرخ رشد جمعیت در ایران کاهش یافته و تا سال ۱۳۷۰ به دو و نیم‌درصد و بین سال‌های ۱۳۷۰ تا ۱۳۷۵ به یک و نیم‌درصد رسیده است.

همچنین نکته دیگری که از این نمودار می‌توان به صورت مستقیم استخراج کرد، این است که فرضیه دختر زایی بیشتر جوامع که از سوی برخی مبلغان و همچنین عوام مطرح می‌گردد، با توجه به این نمودار ابطال می‌شود. چرا که میزان دخترزایی و پسر زایی در طول هرم جمعیت ایران تقریبا برابر بوده است. پس چرا هم اکنون ادعا می‌شود که بیش از چند میلیون دختر در ایران در سن ازدواج قرار دارند و عملا همسری برای آنها یافت نخواهد شد؟ آیا این گزاره درستی است؟ و اگر این گزاره اعتبار دارد، مدل بهینه رفتاری برای دختران و پسران چیست؟

برای روشن شدن مبحث، لازم است تا به چند حقیقت آشکار شده اشاره شود:

اول اینکه؛ میانگین سنی ازدواج در مردان نسبت به زنان در اولین ازدواج حدود ۴ سال بیشتر است.

یعنی در حالی که بطور متوسط زنان در سن ۲۷ سالگی اولین ازدواج خود را برگزار می‌کنند، مردان بطور متوسط در سن ۳۱ سالگی برای اولین بار ازدواج می‌کنند. این به این معناست که بطور متوسط پسرها با دخترانی کوچکتر از خود ازدواج می‌کنند.

دوم؛ این تفاوت چند ساله در میانگین سنی اولین ازدواج میان دو جنس، تقریبا ثابت است و دلیل قاطعی که موجب شود تا این میانگین سنی کاهش یابد در دست نداریم.

سوم؛ تا سال ۲۰۰۲ تفاوت بین تعداد زنان ازدواج نکرده در سنین ۳۴ـ۱۵ ساله با مردان ازدواج نکرده در سنین ۳۹ـ۲۰ ساله در نقاط شهری و روستایی کشور به بیش از ۲ میلیون نفر می‏رسد که قطعا در سال ۸۷ این رقم بسیار فراتر از این مقدار رفته است.

با توجه به آنچه بیان شد، به نظر می‌رسد این تفاوت میانگین سنی اولین ازدواج متغیر بسیار مهمی در تحلیل مورد نظر ما است؛ چرا که اگر توجه کافی به نمودار هرم جمعیتی بشود، معلوم می‌گردد که پسران طبقات سنی که در دوران شکم جمعیتی (بین سنین ۱۷ الی ۳۱ سال در سال ۸۷) قرار دارند، به لحاظ شریک‌یابی، گستره انتخاب وسیعی دارند، چرا که هم می‌توانند از میان طبقه سنی خود(همسن، یا ۱ الی ۴ سال کوچکتر از خود) انتخاب کنند و هم می‌توانند از میان طبقات سنی پایین‌تر به گزینش شریک بپردازند و به‌نوعی پسران این دوره از دختران این دوره بسیار خوشبخت‌ترند! و گویا قرار است تمام بدبختی‌هایی که پسرهای شکم جمعیتی کشیده‌اند، در فراوانی دختران شکم جمعیتی جبران شود.

اما وضع دختران شکم جمعیتی یعنی کسانی که هم اکنون ۱۷ الی ۳۱ سال دارند، در زمینه انتخاب شریک به هیچ وجه مطلوب نیست. (مشخص است که هرچه سن بالاتر می‌رود، شدت این گزاره بیشتر است) چرا که انتخاب دختران شکم جمعیتی عملا تنها به طبقه سنی قبل از خود(پسران بزرگتر) و حداکثر به طبقه سنی خود محدود است و از آنجا که طبقه سنی قبلی(پسران بزرگتر) تعداد پسران به مراتب کمتری از دختران شکم جمعیتی دارد و از آنجا که پسران شکم جمعیتی هم ترجیح می‌دهند از دختران کوچکتر از خود و همچنین از دختران طبقات بعدی خود دختر انتخاب کنند، بنابراین یک‌سری از این دختران امکان یافتن شریک دایم را ندارند.

اما این همه داستان نیست! چرا که این وضع در چند سال آینده معکوس می‌شود، یعنی وضعیت به نفع دختران و به ضرر پسران تغییر می‌کند. چرا که پسران شکم جمعیتی که از دختران طبقات سنی پس از خود (کوچکتر از خود) دختر انتخاب می‌کنند، باعث می‌شوند تا تعداد دختران در این طبقات سنی کاهش یابد و پسرانی که در این طبقات سنی پایین‌تر هستند (خصوصا ۹ تا ۱۶ ساله‌ها)، امکان یافتن همسر برایشان سخت می‌شود، چرا که از یک طرف طبقه بعدی آنها به دلیل سیاست‌های کنترل جمعیتی دختران به مراتب کمتری دارد پس انتخاب این پسران از دختران طبقه بعد محدود است و از طرف دیگر بسیاری از دختران طبقه خودشان هم توسط پسران شکم جمعیتی انتخاب شده اند و از تیررس انتخاب این پسران به دور هستند.

با این حساب، استراتژی‌های بهینه گروه‌های سنی و جنسی مختلف به شرح زیر است:

الف) پسران بین ۱۷ تا ۳۱ سال: ازدواج دیر هنگام، تحمیل شرایط خود به طرف مقابل(دادن امتیازات کمتر به دختر همانند مهریه کمتر، جهاز بیشتر و ...)

ب) دختران بین ۱۷ تا ۳۱ سال: ازدواج سریع، قبول شرایط طرف مقابل

ج) پسران بین ۹ تا ۱۶ سال: ازدواج سریع، قبول شرایط طرف مقابل(مهریه بالاتر، جهاز کمتر و ...)

د) دختران بین ۹ تا ۱۶ سال: ازدواج دیرتر، تحمیل شرایط خود به طرف مقابل

شایان ذکر است که قدرت عملکردی تمام این استراتژی‌ها با توجه به افزایش سن در هر طبقه افزایش می‌یابد. یعنی به‌طور مثال استراتژی اول برای پسران بالای ۲۲ سال بیشتر کارایی دارد تا پسران بین ۱۷ تا ۲۲ سال

به‌هرحال دختران در سن ۱۷ تا ۳۱ سال خصوصا دختران ۲۲ تا ۳۱ ساله باید مراقب باشند و هرچه سریعتر برای خود شریک بیابند. پس برندگان این بازی، پسران متولد سال‌های ۶۰ تا ۷۰ و دختران متولد پس از ۷۰ و بازندگان این بازی دختران متولد ۶۰ تا ۷۰ و پسران متولد پس از ۷۰ هستند. به هرحال نباید فراموش کرد که در هر صورت، ‌درصد نسبتا بزرگی (شاید بیش از ۳۰‌درصد) دختران ۱۷ تا ۳۱ ساله(حتی با به کارگیری این استراتژی‌ها!) نخواهند توانست شریک دایم پیدا کنند. به نظر می‌رسد در این هنگامه همان طور که بسیاری از دولتمردان دولت نهم نیز اشاره کرده اند، روی آوردن به ازدواج‌های موقت و ایجاد امکانی برای گسترش این نوع ازدواج‌ها است.

منبع: alhosseini.org