داستان یک سیمرغ

شماره روزنامه: ۱۷۲۸ تاریخ چاپ: شماره خبر: ۴۹۳۹۳۲ بیشتر

امین حیایی<br>به خاطر حسم در فیلم «شب» جایزه گرفتم نه تکنیک. نقشم در این فیلم خیلی سخت بود. تا آخرین لحظه‌ای که داشتم به فرودگاه می‌رفتم به اشتباه دیالوگ‌های دکتر(عزت‌الله انتظامی) را با لهجه برایم ضبط کرده بودند.

داستان یک سیمرغ

امین حیایی

به خاطر حسم در فیلم «شب» جایزه گرفتم نه تکنیک. نقشم در این فیلم خیلی سخت بود. تا آخرین لحظه‌ای که داشتم به فرودگاه می‌رفتم به اشتباه دیالوگ‌های دکتر(عزت‌الله انتظامی) را با لهجه برایم ضبط کرده بودند. وقتی فهمیدم، داشتم دیوانه می‌شدم. در بردن سیمرغ «باباعلی» هم نقش موثری داشت. او باغبان منزل ما در لواسان و از اهالی بابل است، دیالوگ‌هایی که در زمان فیلم از زبان من شنیده شد، ترجمه‌اش را باباعلی انجام داد، من صدای او را روی تلفن همراهم ضبط کرده بودم و تمرین می‌کردم. اول قرار بود در فیلم لهجه کردی داشته باشم، اما چون وقت کمی داشتیم، تصمیم گرفته شد که مازندرانی باشم. نام «محسن گرائیلی» را «محمد قومی» گریمورمان انتخاب کرد. گرائیلی، سرباز وظیفه‌ای است که چند روز بیشتر به جشن عروسی‌اش نمانده. او حتی کارت‌های عروسی‌ را هم پخش کرده و خانواده‌اش زحمت زیادی کشیده‌اند تا مخارج عروسی‌اش جور شود. درست در این اوضاع، به او مجرمی تحویل می‌‌دهند تا او را به مشهد ببرد. او باید حواسش را جمع کند که مجرم فرار نکند وگرنه اضافه خدمت می‌خورد و عروسی‌اش به هم می‌‌ریزد. روز اختتامیه جشنواره، اواسط برنامه بود که فهمیدم برنده سیمرغ شده‌ام. نیلوفر (خوش‌خلق-همسر حیایی) که کنارم نشسته بود اولین کسی بود که به من تبریک گفت. او هم در سیمرغ شریک است. مادرم هم خیلی خوشحال شد و سیمرغ هم حالا پیش او است.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

ارسال دیدگاه

دنیای اقتصاد را بعنوان منبع مورد اعتماد خود به گوگل معرفی کنید افزودن