نگاه

مصلحت‌سنجی نکنید!

شماره روزنامه: ۱۷۰۵ تاریخ چاپ: شماره خبر: ۴۸۹۷۱۵ خبر

محسن رنجبر

لیولین اچ. راک‌ول*<br> مترجم: محسن رنجبر<br>«اگر کابوس حکومت توتالیتر بالاخره روزی به آمریکا برسد، حتما نتیجه یک سازش خواهد بود...».<br>

لیولین اچ. راک‌ول*

مترجم: محسن رنجبر

«اگر کابوس حکومت توتالیتر بالاخره روزی به آمریکا برسد، حتما نتیجه یک سازش خواهد بود...».

اگر در رابطه با سیاست دستی به قلم داشته باشید و به اندازه کافی آن را دنبال کنید، بالاخره متوجه خواهید شد که بیشترین مصیبت‌ها و پلیدی‌ها در دنیا توسط آنهایی ایجاد می‌شود که این بین بد و بدتر، به دنبال بد هستند و اگر به آنهایی که در این میان مشارکت دارند، گفته شود که دارند به بلاها و مصیبت‌ها یاری می‌رسانند، رنجیده خواهند شد.

در روزهای اخیر، صندوق دریافت ایمیل‌من، پر از پیغام‌های کسانی است که این گونه فکر می‌کنند. به عنوان مثال، طرح نجات ملی دیترویت را در نظر بگیرید. آن طور که به نظر می‌آید، این ایده‌ای مضحک و مزخرف است. یکی از جنبه‌های بزرگ این رکود، آن است که نهایتا ضربه کاری را بر پیکر این صنعت (اتومبیل‌سازی) که چند دهه، تولید آمریکا را به دنبال خود می‌کشیده است، خواهد آورد.

اتحادیه‌های شرور و بی‌رحم، موجودی سرمایه این شرکت‌ها را به طور کامل به یغما برده‌اند و کارگران کاملا بر رفاه خودشان متمرکز شده‌اند تا آن که به فکر رفاه شرکت یا مصرف‌کننده‌ها باشند. مدیریت عمیقا در ساختار نظارتی دولت تثبیت یافته است و صنعت خودروسازی آمریکا را به طور موثری به شراکت دو بخش عمومی و خصوصی درآورده، این حالتی است که موسولینی آن را تحسین می‌کرد.

برای ‌آن که بدانیم که تولیدکنندگان خارجی، چه آنهایی که در داخل آمریکا به تولید می‌پردازند و چه آنهایی که خارج از آن تولید می‌کنند - بی‌توجه به اینکه «سه شرکت بزرگ» چه مقدار در تبلیغات مربوط به تولیدات تقویت شده‌شان هزینه می‌کنند - اتومبیل‌هایی با کیفیت‌تر با قیمت بهتری می‌سازند، نیازی نیست که متخصص این امور باشیم. در واقع باید از ورشکست شدن این شرکت‌ها استقبال کنیم. شاید بتوانند دوباره خود را سازمان‌دهی کنند و شاید نتوانند به هر حال این به بازار مربوط است که در این رابطه تصمیم بگیرد.

در این میان، راه‌اندازی نکردن این اتومبیل‌های بی‌شمار، خوشایند و مطبوع خواهد بود و سبب خواهد شد که نیروی کار و سرمایه برای اهدافی که از لحاظ اقتصادی فایده بیشتری دارند، آزاد گردند. نجات این شرکت‌ها با دلارهایی که مالیات‌دهنده‌ها پرداخت کرده‌اند، توهین حیرت‌آوری به مصرف‌کنندگان آمریکایی است. دولت اکنون مصرف‌کننده‌ها را به سختی وادار می‌کند چیزهایی را بخرند، که خود انتخاب نکرده‌اند. مصرف‌کننده تویوتا می‌خواهد و پولش را بابت خرید تویوتا پرداخت کرده است، اما دولت می‌گوید که باید پونتیاک بخرید، لذا از حساب بانکی مصرف‌کننده برای این امر استفاده می‌کند و بعد از آن بابت پول وی، حتی ماشینی هم به او نمی‌دهد!( و اگر مفاهیم این قضیه را نمی‌فهمید، فاتحه آزادی در آمریکا خوانده شده بود.)اما بیایید به مساله کسانی بپردازیم که مصلحت‌سنجی می‌کنند. پیام‌هایی را از مردم معتقد به بازارهای آزاد دریافت می‌کنم که می‌گویند در هر صورت، مجبوریم که این طرح نجات را اجرا کنیم، زیرا در غیر آن صورت، با عواقب بدتری روبه‌رو خواهیم شد. مثلا اتحادیه‌ها مقابله به مثل خواهند کرد. حمایت‌های زیادی برای سرپانگه داشتن این صنعت صورت خواهد گرفت. افراد معتقد به بازار آزاد، به خاطر حمایت نکردن از این انسان‌های نازنین، بدنام خواهند شد. بنیان‌های صنعتی آمریکا، بیش از این تحلیل خواهند رفت. بیکاری به شدت افزایش خواهد یافت و آن گاه، توده‌ها شورش خواهند کرد و به بلشویسم دچار خواهیم شد و ...گزارش شده است که دیک چنی شخصا به سراغ سناتورهای جمهوری‌‌خواه رفته است تا به آنها بگوید که حتی اگر موافق طرح نجات نیستند، آن را تصویب کنند. در غیر این صورت مثل هوور خواهند بود که هیچ کاری را در رابطه با رکود انجام نداد. نقطه‌نظر تاریخی نابخردانه وی را که کنار بگذاریم (هوور کارهای زیادی را انجام داد، اما همه آنها غلط بودند)، هرگز درست نیست که کار مصیبت‌باری را انجام دهیم تا شاید نتیجه خوبی از آن حاصل شود.قبول دارم که همه نتایجی که برای تصویب نشدن طرح نجات پیش‌بینی می‌شدند، نتایج نامساعدی هستند. چه کسی می‌داند؟ شاید حتی از اعمال طرح نجات هم بدتر باشند. اما اینها حدس و گمان‌هایی درباره آینده هستند. آنچه که هم‌اکنون با آن مواجهیم، فاجعه‌ای به نام طرح نجات مالی و بالا آمدن آن تا سطح کنگره و تصویب آن در کنگره بود.برخی بر این باورند که می‌توانند شخصا این روند سیاسی را به شیوه‌ای زیرکانه و هوشمندانه کنترل کنند و در حال حاضر، امتیازاتی را بدهند تا بعدا مقداری بیشتر از آن را به دست آورند. من واقعا چنین بحث‌هایی را در رابطه با دور اول طرح نجات، در سپتامبر گذشته شنیدم. «بهتر است الان از این طرح حمایت کنیم و در غیر این صورت، بعدا وضع بدتر خواهد شد.»

آنچه در رابطه با این بحث‌ها درخور توجه است، این است که چگونه دیکتاتورها همیشه از آنها استفاده می‌کنند. هیلاری کلینتون می‌گفت که یا الان باید هزینه طرح مربوط به مراقبت‌های بهداشتی او را بپردازیم یا اینکه بعدا زیان بیشتری را متحمل خواهیم شد. FDR اعلام کرد که می‌بایست هم‌اکنون از برنامه جدید حمایت کنیم، در غیر این صورت، بعدا با سوسیالیسم فراگیر روبه‌رو خواهیم شد. هیتلر هم در عمل همین گونه بود: کل برنامه او، این ایده را توجیه می‌کرد که تنها ناسیونال سوسیالیسم است که می‌تواند بلشویسم را متوقف سازد.

اگر کابوس حکومت توتالیتر، بالاخره روزی به آمریکا برسد، حتما نتیجه یک‌ سازش خواهد بود و تا آخرین لحظه افرادی خواهند بود که اصرار خواهند کرد که باید سپاسگزار باشیم، چراکه وضع می‌توانسته است بدتر باشد.این نوع تعیین استراتژی، همچنین سرپوشی برای این خواهد بود که به هر کاری دست بزنیم. با این وجود، وسوسه انجام چنین کاری بسیار زیاد است. تنها یک راه وجود دارد که بتوان فهمید که آیا در سمت درست تاریخ هستیم یا نه و آن این است که بدون تعیین هیچ استثنایی، بگوییم چه چیزی حقیقت دارد و از آن چه که صحیح است، دفاع کنیم. انجام بازی‌های سیاسی به روشنفکران واگذار نشده است. بلکه آنها موظفند که بی‌توجه به وضعیت و زمان، حقیقت را بگویند. این به معنای آن است که در این روزها، کاملا به مخالفت با هم نوع افزایش قدرت دولت، تحت لوای «سیاست‌های ضدچرخه‌ای» بپردازند.اجازه دهید که افراد شرور، مسوولیت سیاست‌های زیانبار و پلیدشان را بر عهده بگیرند. آنهایی که بهتر از همه می‌دانند، باید از حق و حقیقت عدول نکنند.

* رییس موسسه لودیگ فون میزس

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

ارسال دیدگاه

دنیای اقتصاد را بعنوان منبع مورد اعتماد خود به گوگل معرفی کنید افزودن