افق ملی و پایان غبطه‌های تاریخی

شماره روزنامه: ۱۷۰۴ تاریخ چاپ: شماره خبر: ۴۸۹۲۷۲ بیشتر

آمال و آرزوی ملی، فقط به یک ملت و یک کشور محدود نمی‌شود. همه آرزومندان به خوبی می‌دانند که همیشه میان خواسته‌ها (آرزوها) با هست‌های موجود، شکاف ژرفی وجود دارد؛ چالش‌هایی که دستیابی به آرزوها و خواسته‌های مطلوب را دشوار می‌‌سازد.

افق ملی و پایان غبطه‌های تاریخی

آمال و آرزوی ملی، فقط به یک ملت و یک کشور محدود نمی‌شود. همه آرزومندان به خوبی می‌دانند که همیشه میان خواسته‌ها (آرزوها) با هست‌های موجود، شکاف ژرفی وجود دارد؛ چالش‌هایی که دستیابی به آرزوها و خواسته‌های مطلوب را دشوار می‌‌سازد. ملت ما در حالی که طی دهه‌های اخیر شاهد پیشرفت و آبادانی بسیاری از کشورها بوده‌اند که خویش را نسبت به جایگاه آنها محق می‌دانند. ملت ما برای دستیابی به آنچه لایق و شایسته آن هستند، مرارت‌های بسیاری دیده‌اند. تحمیل ۸ سال جنگ، بیش از ۲۰ سال تحریم اقتصادی، تهدید ملی و...

و اما در طول این زمان، در سایه تاخر توسعه‌یافتگی ایران، بسیاری از کشورها مسیری را پیموده‌اند که هریک از ما به عنوان ایرانیان عصر حاضر و مادران و پدران آینده، تاکنون قبطه‌ها و حسرت‌های تاریخی بسیاری خوردیم.

روزگاری نسبت به همت مردم ژاپن بعد از بمب هیروشیما، رشک ورزیدم و روزی به اراده مردم آلمان برای ساختن یک کشور بعد از جنگ جهانی دوم، یک روز توسعه شتابان و اصلاحات اقتصادی ترکیه ما را شگفت‌زده کرد و آن را ابتدا باور نکردیم و سپس دوره‌ای برنامه اصلاحات مالزی را الگوی توسعه اقتصادی خود قرار دادیم. یک روز از تولد و رشد امارات مبهوت ماندیم و روزی ...

بی‌آنکه از ابتدا بدانیم، رشد و توسعه اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی، فرایندی درون‌زا با اقتباس و بومی‌سازی تجربه و درس‌های سایر ملل است. خطایی که از ابتدا وجود داشت و در صورت «فقط» نظاره‌گری توسعه سایر کشورها، احتمال تداوم آن وجود دارد این است که ملت، منشا تغییرات و تحولات و حرکت در مسیر توسعه را «اراده دولت» و «حاکمیت» فرض کرده و می‌کند. با وجود تمام مصائب اقتصادی و اجتماعی که افراد جامعه آن را پذیرفته‌اند، همیشه این پرسش فراموش می‌شود که «ما برای کشور چه کردیم» و این گونه همیشه آرزوهای ملی درغبطه‌های تاریخی رسوب شده است. پوشیده نیست اگر ترکیه، مالزی، چین و امارات در مدار توسعه یافتگی قرار گرفته، زمینه رشد و توسعه‌شان فقط متکی به دولت نبوده و ملت‌هایشان نیز خواستند و سپس توانستند.

به نظر می‌رسد روزی یا روزگاری باید عصر رشک‌های همگانی پایان یابد. این بدان معنا نیست که کشورمان دستاوردهایی نداشته است، اما رهیافت‌های امروزمان در حد شایستگی ملت‌مان نیست.

به نظر می‌رسد، امروز روزگاری است که نمی‌توان از آن چشم‌پوشی کرد. پرهیز از درک بهنگام واقعیت‌های پیرامون، خسران جبران‌ناپذیری به دنبال دارد. اکنون دولت تصمیم دارد به پشتوانه حمایت و خواست عمومی و با اراده رییس‌جمهوری مردمی و جسور طرح تحول اقتصادی را در کشور اجرا کند. این اراده ایران اسلامی را یک گام بزرگ به آرزوهای تاریخی و پایان غبطه‌ای ملی نزدیک می‌سازد، طرحی که همه مردم باید آستانه تحمل‌پذیری‌شان را تقویت کنند و برای اصلاحات فراگیر و واقعی اقتصادی گام‌های عملی بردارند.

اگر کشوری با شتاب فزاینده برای نیل به توسعه همه‌جانبه گام برمی‌دارد، ملت همسان با تصمیم‌گیران، سهم بسزایی در دستیابی به افق‌های دوردست دارند.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

ارسال دیدگاه

دنیای اقتصاد را بعنوان منبع مورد اعتماد خود به گوگل معرفی کنید افزودن