آیا سارکوزی یک سوسیالیست مخفی است؟
مترجمان: پریسا آقاکثیری، محسن محمودی<br>سوسیالیستهای فرانسه بین روزهای ۱۴ و ۱۶ نوامبر در شهر ریمز گرد آمدند و رهبر جدید خود را انتخاب کردند. این حزب به واسطه رقابتهای شخصی جهت دستیابی به مقام رهبری حزب، چند پاره شده بود. یکی از رقبا که البته رسما در انتخابات حزب شرکت نکرد، در حالی که به حق شایسته این مقام بود، نیکلاس سارکوزی رییسجمهور راست گرای فرانسه است!
مترجمان: پریسا آقاکثیری، محسن محمودی
سوسیالیستهای فرانسه بین روزهای ۱۴ و ۱۶ نوامبر در شهر ریمز گرد آمدند و رهبر جدید خود را انتخاب کردند. این حزب به واسطه رقابتهای شخصی جهت دستیابی به مقام رهبری حزب، چند پاره شده بود. یکی از رقبا که البته رسما در انتخابات حزب شرکت نکرد، در حالی که به حق شایسته این مقام بود، نیکلاس سارکوزی رییسجمهور راست گرای فرانسه است! سارکوزی سال گذشته با وعده ایجاد رونق در کسبوکار، تشویق ریسک پذیری و پایان دادن به فرهنگ وابستگی به اقتصاد رفاه، در انتخابات ریاستجمهوری به پیروزی رسید.
اما سارکوزی جدیدا رویکرد متفاوتی را اتخاذ کرده است. سارکوزی ادعا میکند که دوران کاپیتالیسم لسه فر به سر آمده و «دیکتاتوری بازار» مستحق نکوهش است. او «صندوق استراتژیک سرمایهگذاری ملی» را به منظور حمایت از شرکتهای فرانسوی در برابر رقبای خارجی تاسیس کرده است. نخستوزیر فرانسه، فرانسوا فیلون، تهدید کرده که اگر بانکها به شرکتها وام ندهند سیستم بانکی را ملی اعلام میکند. همچنین آقای سارکوزی متعهد شده که ۱۰۰هزار شغل جدید را با استفاده از یارانههای دولتی به وجود آورد. چیزی که پیش از این سوسیالیستها حامی آن بودند و وی در خلال رقابتهای انتخاباتی به شدت آن را محکوم کرده بود.
این چرخش ناگهانی به چپ، مورد اشاره سوسیالیستهای واقعی هم قرار گرفته است. مارتین شولز، رهبر آلمانی انجمن سوسیالست پارلمان اروپا، به رییسجمهور فرانسه به خاطر «سخن گفتن چون یک سوسیالیست اصیل اروپایی» تبریک گفت. سارکوزی هم به طعنه گفت «آیا من سوسیالیست شدهام؟ بعید نیست.» جالب این است که برخی از گروههای چپگرا از آقای سارکوزی اعلام برائت کردهاند. مثلا پیر ماسکویسی سوسیالیست فرانسوی پافشاری کرده است که سارکوزی را نباید یک سوسیالیست دانست.
بخشی از اشتیاق سارکوزی به مداخله دولت در اقتصاد را میتوان ناشی از بحران مالی فعلی دانست. اوضاع طوری شده که حتی در آمریکا و انگلستان دولت با پول مردم به «نجات» شرکتها شتافته و مداخله دولت در اقتصاد به شدت افزایش یافته است . واژه «فرانسوی» که در سال ۲۰۰۳ و در جریان حمله به عراق، در آمریکا گاهی به عنوان مترادفی توهین آمیز برای اصطلاح «بی دل و جرات» به کار میرفت، در موقعیت فعلی بیشتر واژه «سوسیالیست» را به ذهن متبادر میکند. هنگامی که جیم بانینگ سناتور آمریکایی، خبردار شد که دولت ایالات متحده کنترل دو شرکت بزرگ وامدهنده را برعهده گرفته، به شوخی گفت که «احساس میکند که در فرانسه از خواب بیدار شده است». در واقع از بعضی جهات سارکوزی بحران اقتصادی را بهانه کرده تا بتواند به سنت مداخلهگرای فرانسوی بازگردد.
آمریکا و انگلستان، چنین سیاستهایی را به عنوان راهحلهای ناگزیری در نظر میگیرند که باید هر چه زودتر کنار گذاشته شوند. اما سارکوزی عمیقا به دخالت دولت در برخی حوزههای معین اقتصادی باور دارد. برای نمونه وی مدتها است که حامی یک سیاست صنعتی قوی و موثر است. وی در این باره میگوید «هنگامی که یک کارخانه ورشکست میشود، همه چیز با آن از دست میرود». حتی پیش از بحران مالی هم، سارکوزی با بانک مرکزی اروپا به شدت از در مخالفت درآمده بود. اینچنین اقدامات و سخنانی سوسیالیستهای اروپایی را سر ذوق آورده است. آنها میبینند که سارکوزی به بهترین نحو آرمانهای چپ گرایانه را دنبال میکند. سارکوزی از این هم فراتر میرود. اظهارات او در راستای تعیین سقف برای حقوق مدیران اجرایی و پایان دادن به چتر نجات طلایی، احتمالا به فکر یک سوسیالیست دو آتشه هم نمیرسید.
سوال مهمتر این است که سارکوزی تا کجا میخواهد سیاستهای چپ روانه را دنبال کند. دولت فرانسه، تاکنون و بیشتر به دلایل عمل گرایانه و نه ایدئولوژیک فقط بانک Dexia (موسسهای فرانسوی بلژیکی) که در آستانه ورشکستگی قرار گرفته بود، را نجات داد. بدون شک سارکوزی در نجات نهادهای دیگر تردید نخواهد کرد. چرا که هنگامی که سارکوزی در سال ۲۰۰۴ وزیر دارایی فرانسه بود دولت کمپانی آلستوم که شرکت بسیار بزرگی است را از ورشکستگی نجات داد و سپس بعد از بهبود اوضاع شرکت، سهام آن را با سودی هنگفت به فروش رساند.
البته به نظر میرسد که در موارد دیگر بسیاری از سیاستهای سارکوزی در حد حرف باقی میماند و جامههای عمل به خود نمیپوشد. هنگامی که آرسلورمیتال غول صنعت فولاد اعلام کرد که بخشی از یکی از کارخانههایش در شرق فرانسه به زودی بسته خواهد شد سارکوزی با شتاب به صحنه آمد و قول داد که این کارخانه را حتی به قیمت استفاده از منابع عمومی سرپا نگه دارد. اما در نهایت آرسلورمیتال بخشی از کارخانه را تعطیل کرد و ۶۰۰ کارگر آن به کارخانههای دیگر شرکت منتقل شدند.
از این نمونهها فراوان است. اوایل سال جاری سارکوزی در مواجهه با ماهی گیران خشمگین قول داد که در دوران ریاست فرانسه بر اتحادیه اروپا تجدید نظری اساسی در قوانین ماهیگیری صورت دهد.درحالی که فرانسه اخیرا این پست را تحویل داد در حالی که هنوز هیچ اتفاقی نیفتاده است. در مورد محدودکردن حقوق مدیران اجرایی نیز کاری صورت نگرفته است. سارکوزی تهدید کرد که برای اجرای این مساله قانونی را تصویب کند، اما مدتهاست که از موضع خود کوتاه آمده است.
ناظرین متساهل ممکن است بگویند سارکوزی رویکردی عملگرایانه دارد و تلاش میکند تا راهحلی پیدا کند. آنها بر آنند که سارکوزی به درستی خود را در قالب ایدئولوژیها محصور نمیکند. مثلا سارکوزی در مواجهه با کارگران عصبانی کارخانهها تصمیم میگیرد که کارخانهای را حفظ کند یا در مواجهه با ماهی گیران به این فکر میافتد که سهمیهبندی ماهیگیر را الغا کند. اما بعد از تامل، واقعگرایی غالب میشود. سارکوزی در رابطه با طرح سوبسید دهی به منظور ایجاد شغل اظهار کرد که «ما نمیتوانیم در مواجهه با مصائب انسانی، ایدئولوژیک عمل کنیم».
می توان از رفتار سارکوزی تفسیری استراتژیک نیز ارائه کرد. علائم رکود خود را نشان میدهند و بیکاری افزایش پیدا میکند و در این وضعیت سارکوزی نمیتواند اجازه دهد که معضل بیکاری به نقطه ضعفی تبدیل شود که چپها از آن سوء استفاده کنند. همچنین ممکن است سارکوزی امیدوار باشد که بتواند از این طریق تب چپ ضد سرمایهداری به رهبری اولیور بسانسنو، پستچی انقلابی را خنثی کند. به علاوه وی در نظر دارد تا از طریق محدود کردن مهاجرت، مانع پیروزی جناح راست افراطی جبهه ملی در انتخابات ریاست جمهوری شود.
استدلال دیگر این است که سارکوزی امیداور است تا بتواند از مداخله دولت در برخی حوزهها به مثابه پوششی سیاسی جهت پیشبرد سیاستهای لیبرالیاش در حوزههای دیگر استفاده کند. برای نمونه هنگامی که او برنامههای جدید مشاغل سوبسیدی دولتی را ارائه میکرد، اعلام کرد که مقررات را کاهش خواهد داد تا استخدام کارگران موقت در بنگاههای کوچک تسهیل شود.
اگر این گونه باشد باید گفت که سارکوزی راه سختی را در پیش دارد. سارکوزی نمیتواند به طور قابل قبولی از سیاستهای ضد بازار چپ گرایانه خود دست بکشد، مگر اینکه در پشت نطقهای آتشینش نقشهای حساب شده داشته باشد. راه طولانی است و در جریان پیمودن آن ممکن است سارکوزی بسیاری از حامیانش را از دست بدهد.
اما تا این جا به نظر میرسد فرانسویها از عملکرد او راضی هستند. بنابر نظرسنجی موسسه IPSOS درماه نوامبر محبوبیت وی ۸درصد افزایش داشته و به ۴۹درصد رسیده است. سارکوزی اگر زرنگ نباشد، به شدت شکست خواهد خورد. اما حتی اگر زیرک هم باشد ساکت نگه داشتن تمام گروههای سیاسی کار آسانی نخواهد بود.
منبع: اکونومیست