مدیرکل برنامه‌ریزی انرژی وزارت نفت از فاصله‌ها گزارش می‌دهد:

آنها ۲۹ برابر بیشتر یارانه بنزین می‌گیرند

شماره روزنامه: ۱۶۸۳ تاریخ چاپ: شماره خبر: ۴۸۵۱۹۲ بیشتر

غزاله طایفه - طبق سند چشم‌انداز ملی در افق ۱۴۰۴، ایران کشوری است با جایگاه اول اقتصادی، علمی و فن‌آوری در سطح منطقه و این امر حاصل نمی‌گردد مگر اینکه یکسری ساختارها در کشور اصلاح شوند.

آنها 29 برابر بیشتر یارانه بنزین می‌گیرند

غزاله طایفه - طبق سند چشم‌انداز ملی در افق ۱۴۰۴، ایران کشوری است با جایگاه اول اقتصادی، علمی و فن‌آوری در سطح منطقه و این امر حاصل نمی‌گردد مگر اینکه یکسری ساختارها در کشور اصلاح شوند. به اعتقاد کارشناسان یکی از عواملی که باعث تحقق سند چشم‌انداز خواهد شد، اجرای طرح تحول اقتصادی است که با اجرای آن عدالت اجتماعی، عدالت بین نسلی، بهبود کارایی انرژی و جلوگیری از اسراف و تبذیر در مصرف منابع کشور و ... صورت خواهد گرفت. در همین راستا مصاحبه‌ای با مهندس محمدرضا خطاطی، مدیر کل برنامه‌ریزی انرژی وزارت نفت انجام داده‌ایم که در زیر می‌آید:

به عنوان اولین سوال نظر شما راجع به طرح تحول اقتصادی چیست و ضرورت اجرای این طرح را در چه می‌دانید؟

واقعیت این است که یکی از مهم‌ترین پارامترها، از دیدگاه وزارت نفت، بحث مصرف بی‌رویه حامل‌های انرژی است که با ادامه این روند، کشور دچار مشکل خواهد شد. برای مثال می‌توان به بحث تراز منفی گاز و مشکلات تامین سوخت زمستانی در سال گذشته اشاره کنیم. تراز منفی گاز بحث جدیدی نیست و سابقه‌ای بالای ۱۰سال دارد و اگر وزارت نفت همه توانش را هم روی این مساله بگذارد که تولید را بالا ببرد یا عرضه گاز را بیشتر کند، ولی چون مصرف لجام گسیخته است و متناسب با تولید حرکت نمی‌کند به جایی نخواهد رسید. پیش‌بینی‌ها نشان می‌دهد که اگر روند مصرف همین‌طور افزایش یابد، در یک آینده نزدیک بحران‌ها تشدید می‌شود و امکان دارد که ما حتی واردکننده نفت خام هم بشویم. همان‌طور که الان ما بنزین و گازوئیل وارد می‌کنیم امکان دارد نیاز کشور به‌گونه‌ای شود که بخواهیم نفت خام را هم وارد کنیم. این موضوع نشان می‌دهد که ما در یک برنامه درازمدت نمی‌توانیم چنین تبعاتی را تحمل کنیم؛‌ بنابراین باید مدیریت مصرف صورت بگیرد. در واقع اگر مصرف مدیریت نشود علاوه بر اینکه مزیت نسبی نفت و گاز نیز از بین می‌رود و درآمدهای دولت هم تقلیل پیدا می‌کند، سند چشم‌انداز افق ۱۴۰۴ نیز تحقق نمی‌یابد. به نظر من یکی از مهم‌ترین عواملی که ضرورت اجرای طرح تحول اقتصادی را توجیه می‌کند الزامی است که برای تحقق سند چشم‌انداز وجود دارد. در سند چشم‌انداز اگر ما بخواهیم به جایگاه اول علمی، اقتصادی و فن‌آوری برسیم یک سری نیازها و زیر ساخت‌هایی را می‌خواهیم که در‌حال‌حاضر این روند مصرف این موضوع را زیر سوال خواهد برد.

به نظر شما چگونه می‌توانیم مصرف را کنترل کنیم و از طریق آن تراز مناسبی را بین عرضه و تقاضا ایجاد کنیم که علاوه بر رفع نیاز انرژی در کشور، مازاد هم داشته باشیم؟

برای اینکه ما بتوانیم مدیریت تقاضا انجام دهیم دو روش وجود دارد. یکی اعمال سیاست‌های قیمتی و دیگری اعمال سیاست‌های غیرقیمتی است. بحث تراز منفی گاز از ۱۲-۱۰ سال پیش وجود داشته و طرح هدفمند کردن یارانه‌ها هم همین‌طور اما نهایتا در دولت نهم در قالب طرح تحول اقتصادی مطرح شده است. در این مدت همیشه این بحث که یارانه‌ها باید منطقی شود وجود داشته، حرکت‌هایی نیز انجام شده که از آن جمله می‌توان به افزایش قیمت برخی از حامل‌های انرژی به عنوان یک سیاست قیمتی و بحث سهمیه‌بندی بنزین به عنوان یک سیاست غیرقیمتی اشاره کرد، ولی واقعیت این است که در بحث سیاست‌های غیرقیمتی و قیمتی تجربه دنیا نشان می‌دهد که هیچ‌کدام از این دو سیاست بدون دیگری موفق نبوده است. یعنی اگر سیاست قیمتی را بدون سیاست غیرقیمتی اجرا کنیم و قیمت‌ها را به قیمت‌های بین‌المللی نزدیک کنیم، ابتدا یک شوکی در جامعه ایجاد می‌کند ولی این شوک زودگذر است و اثراتی که برای مدیریت مصرف مورد نیاز است به نتیجه نمی‌رسد. همچنین اگر سیاست غیرقیمتی را هم به تنهایی به کار رود مانند تجربیاتی که در چند سال اخیر انجام شده که از آن جمله می‌توان به بحث سهمیه‌بندی بنزین، مبحث ۱۹ مقررات ملی ساختمان، بحث بهینه‌سازی مصرف انرژی، کمک به صنایع برای افزایش راندمان کار، استانداردسازی و تدوین معیار برای بهبود صنایع، جلوگیری از پرت انرژی، فرهنگ‌سازی و آموزش بیشتر در کشور برای استفاده بهینه از سوخت در رسانه‌ها و... اشاره کرد، اثرگذاری لازم را نداشته است. دلیل این امر این است که قیمت انرژی در کشور ما تقریبا صفر است. به‌طور مثال در صنعت، صنایع ما به جای اینکه وارد فضای مدیریت مطلوب و استفاده از فناوری مطلوب بشوند، بیشتر از مزیت قیمت خوراک و سوخت ارزان استفاده می‌کنند. این موضوع برای نیروگاه‌ها، پالایشگاه‌ها، پتروشیمی و حتی حمل‌ونقل هم وجود دارد، اما با هدفمند کردن یارانه‌ها تقاضاها عوض خواهد شد. نهایتا اگر سیاست غیرقیمتی در قیمت‌های مجانی و تقریبا پایین انجام شود، هیچ اثری نمی‌گذارد. در مثال دیگر می‌توانیم به قیمت گاز برای بخش خانگی اشاره کنیم؛ در حال حاضر چون قیمت گاز برای این بخش بسیار ناچیز است و در سبد هزینه زندگی مردم رقم قابل توجهی نیست، بنابراین مردم به مصرف خود توجهی نمی‌کنند، اما اگر قیمت گاز در سبد هزینه‌ها مقدار قابل توجهی شود، مصرف‌کننده نسبت به آن حساس خواهد شد. این حساسیت باعث می‌شود که در بازار یک کشش تقاضا ایجاد شود و به دنبال روش‌هایی بگردد که هزینه‌هایش کمتر شود. در اینجاست که سیاست غیرقیمتی مثل توسعه فناوری‌هایی که راندمان انرژی بالاتری دارند، شکل می‌گیرند.

اثرات مثبت اعمال همزمان سیاست‌های قیمتی و غیرقیمتی چیست؟

اعمال همزمان این دو موجب می‌شود که نهایتا مصرف مدیریت شود. با مدیریت مصرف حرکت لجام گسیخته مصرف کنترل می‌شود و مشکلات مختلفی که در عدم هماهنگی بین عرضه و تقاضا وجود دارد رفع خواهد شد. همچنین در برنامه‌های درازمدت تبعات مثبتی ایجاد خواهد شد که برای نمونه می‌توان به درآمدهای حاصل از این مزیت نسبی اشاره کنیم که می‌توان از آن در جهت ایجاد ثروت، انتقال آن به صنایع و بالا بردن توان امنیت ملی در تعاملات بین‌المللی استفاده کنیم، اما اگر چیزی برای عرضه نداشته باشیم، تمام این موارد دچار ضعف می‌شوند و این ضعف بحران‌هایی را برای کشور ایجاد می‌کند.

میزان مصرف گاز در حال حاضر چقدر است و تراز گاز در زمستان تا چه میزان منفی است؟

آمار روز سه‌شنبه پنجم آذر نشان می‌دهد که مصرف گاز در بخش خانگی و تجاری ۲۳۹میلیون مترمکعب در روز بوده که این عدد در چند هفته قبل بین ۱۰۰-۹۰ میلیون مترمکعب در روز بوده است. کاهش درجه هوا در چند روز باعث شده که بیش از ۱۰۰میلیون مترمکعب در روز افزایش مصرف گاز در این دو بخش داشته باشیم. پیش‌بینی می‌شود که در زمستان امسال در حداکثر مصرف بیش از ۸۰درصد مصارف ما در بخش خانگی و تجاری باشد. بنابراین اگر بتوانیم در این دو بخش کاهش مصرف داشته باشیم خیلی اثر گذار خواهد بود. آمارها نشان می‌دهد که در زمستان هر یک درجه کاهش دما حدود ۲۰میلیون متر مکعب در روز مصرف گاز طبیعی را افزایش خواهد داد. همچنین برآوردها نشان می‌دهد که میزان مصرف گاز در زمستان امسال در دو بخش خانگی و تجاری به حدود ۴۳۰-۴۲۰میلیون متر مکعب برسد که این میزان در زمستان سال گذشته ۴۱۵میلیون متر مکعب در روز بود، اما امسال با توجه به انشعاباتی که داده شده است شاهد رشد مصرف خواهیم بود. بنابراین اگر تنها ۲۰درصد مصرف را کاهش دهیم (معادل ۸۶میلیون متر مکعب در روز) در واقع معادل تولید سه فاز پارس جنوبی صرفه‌جویی صورت خواهد گرفت. به طور مثال با مقایسه کشور سوئد و ایران متوجه می‌شویم که متوسط مصرف گاز در کشور سوئد با وجود اینکه سردتر از ایران است ۱۲۰ بی.تی.یو به ازای هر متر مربع است در حالیکه در ایران این رقم ۵۰۰ بی.تی.یو به ازای هر متر مربع در یک روز است.

بنابراین باید منابع انرژی را بهینه مصرف کنیم. گاز در زمین محدود و غیرقابل تجدید است در نتیجه اگر بهینه مصرف کنیم می‌توانیم از مازاد آن در بخش‌هایی مثل صنعت، تزریق، صادرات و... استفاده کنیم بحث اصلی ما این است که با اعمال سیاست قیمتی و غیرقیمتی یا همان مدیریت مصرف باید کاری کنیم که از سرمایه‌هایمان بهینه استفاده شود.

نوع اصلاح قیمت‌ها چگونه باید باشد؟

نوع اصلاح قیمت‌ها می‌تواند تدریجی یا یکباره باشد، اما سیاستی که معمولا اعمال می‌کنند تا تبعات کمتری داشته باشد افزایش تدریجی قیمت‌ها است. در لایحه هدفمند کردن یارانه‌ها گفته شده که قیمت‌ها در طول سه سال آرام آرام افزایش یابد تا تبعات آن کمتر شود. همچنین در این لایحه بحث آزادسازی قیمت‌ها مطرح نشده است بلکه هدفمند کردن یارانه‌ها دیده شده است.

در‌حال‌حاضر سهم دهک‌های مختلف درآمدی از یارانه‌ انرژی چقدر است؟

آمارها در ترازنامه انرژی نشان می‌دهد که در سال ۸۶ دهک‌ دهم ۲۹ برابر دهک اول از یارانه بنزین استفاده کرده است. این آمار همچنین برای نفت گاز ۴۵برابر، نفت سفید حدود ۴ برابر، گاز مایع حدود ۲ برابر و برای گاز طبیعی هم حدود ۴ برابر است. بنابراین به نظر می‌رسد که دهک پردرآمد از بنزین و نفت گاز بیشتر استفاده کرده است.

نحوه توزیع یارانه‌ها چگونه باید باشد؟

در لایحه هدفمند کردن یارانه‌ها آمده است که با نزدیک شدن قیمت‌ها به قیمت‌های بین‌المللی یک سری هزینه‌هایی که قبلا دولت برای یارانه پرداخت می‌کرده، باید کم شود. با کم شدن این هزینه‌ها درآمدی برای دولت ایجاد می‌شود که بعدا این درآمد بین مردم توزیع خواهد شد. در نوع توزیع نیز قرار است که به اقشاری که در دهک‌های پایین‌تر قرار دارند یارانه بیشتری پرداخت شود. البته در این مورد نیاز به شناسایی اقشار ضعیف وجود دارد که از طریق فرم‌های اقتصادی این کار در حال انجام است.

در وزارت نفت متولی بررسی طرح هدفمند کردن یارانه‌ها معاونت برنامه‌ریزی است. بفرمایید تاکنون چه اقداماتی در این معاونت انجام

شده است؟

با حکم رییس‌جمهور یکسری از وزیران و معاونین آنها طرح تحول اقتصادی را بررسی می‌کنند که از این میان وزیر نفت یکی از اعضای کار گروه طرح تحول اقتصادی است. متناسب با آن معاونت‌ها و مدیریت‌های وزارت نفت نیز ملزم به همکاری در کار گروه‌های فرعی هستند. معاونت برنامه‌ریزی هم در همین راستا در کلیه جلسات شرکت می‌کند و اطلاعات لازم را به کار گروه‌های تخصصی می‌دهد که پس از پردازش و بررسی در کمیته‌های بالاتر در کمیته اصلی نهایتا در مورد آن‌ها تصمیم‌گیری می‌شود.

در حال حاضر لایحه هدفمند کردن یارانه‌ها در چه مرحله‌ای قرار دارد؟

در حال حاضر لایحه در حد ارائه به مجلس است که کلیاتش مشخص شده است و هر کدام از کار گروه‌ها در حال بررسی جزییات آن هستند. یکی از کار گروه‌هایی که وزارت نفت خیلی با آن سروکار دارد کمیته مربوط به طرح هدفمند کردن یارانه‌ها است. در این کمیته هزینه‌ها، فرصت‌ها و درآمدهای حاصل در سناریوهای مختلف با قیمت‌های مختلف نفت خام و گاز بررسی شده است. در واقع در انواع سناریوها بررسی شده که با تغییرات قیمت چه درآمدها یا هزینه‌هایی تقلیل پیدا می‌کند یا چه درآمدهایی حاصل می‌شود. تجربه دنیا نشان می‌دهد که در قیمت‌های پایین‌تر نفت خام و گاز طرح هدفمند کردن یارانه‌ها بهتر جواب می‌دهد، چون تبعات اجتماعی و فرهنگی کمتری دارد. همچنین در گروه‌های دیگر هم این مساله بررسی می‌شود که نحوه توزیع یارانه‌ها به چه صورت باید باشد. به هر حال آن چیزی که مهم است این است که در بحث هدفمند کردن یارانه‌ها یا اصلاح ساختار قیمت باید همه عوامل دیده شود و آمادگی لازم برای تغییر ایجاد شود.

کارشناسان معتقدند اصلاح ساختار قیمت‌ها آثار تورمی هم ایجاد می‌کند، برای مهار تورم چه راهکارهایی دیده شده است؟

یکی واقعیتی که وجود دارد این مساله است که هر تغییری در کوتاه مدت و بلند مدت می‌تواند اثرات مثبت و منفی داشته باشد. در طرح تحول اقتصادی و بحث هدفمند کردن یارانه‌ها نیز در کوتاه مدت تبعات اجتماعی و سیاسی می‌تواند وجود داشته باشد. هدف اصلی ما این است که با یک کار کارشناسی قوی تبعات منفی این طرح را کم کنیم و بتوانیم سریعا به اهداف بلند مدت دست یابیم. از آن جایی که حامل‌های انرژی با همدیگر جایگزینی دارند، اگر هدفمند کردن یارانه‌ها را به صورت یکپارچه ببینیم، نهایتا میزان مصرف انرژی کم می‌شود که از این طریق می‌توانیم مازاد انرژی را صرف سرمایه‌گذاری کنیم. با هدفمند کردن یارانه‌ها نیاز به فناوری و بهره‌وری بیشتر می‌شود که این بهره‌وری و توسعه فناوری‌ها یک رشد و توسعه پایدار را ایجاد می‌کند که همه به آن معتقد هستند.

بنابراین هیچ کس اصل طرح را در بلند مدت رد نمی‌کند چون در نهایت ین طرح یک توسعه پایدار را ایجاد می‌کند که برآیند آن کاهش تورم، افزایش اشتغال و رشد اقتصادی خواهد بود. اما بحث امروز کارشناسان بیشتر مربوط به این است که در کوتاه مدت چگونه باید با چالش‌های این طرح مقابله کنیم و چگونه باید آن را به حداقل برسانیم، ولی در بلند مدت هیچ کارشناس اقتصادی کلیت طرح را رد نکرده است.

در ایران بیشتر افراد عادت کرده‌اند که به کوتاه مدت فکر ‌کنند اما اگر برای یک‌بار به اثرات بلند مدت این طرح فکر کنیم خیلی از مشکلات می‌تواند قابل رفع باشد. رسیدن به توسعه پایدار و تحقق اهداف سند چشم‌انداز، افزایش بهره‌وری، اجرا شدن اصل ۴۴ قانون اساسی، کاهش اسراف و تبذیر، استفاده از مزیت نفت و گاز و ایجاد ثبات در آینده از آثار بلند مدت اجرای طرح تحول اقتصادی است.

بنابراین هر تحول و حرکتی مزایا و معایبی دارد و به نظر می‌آید که اگر بخواهیم این طرح جواب بدهد باید به اثرات این طرح هم در کوتاه مدت و هم در بلند مدت نگاه کنیم. در مورد سیاست‌ها هم همین طور است. اگر هدفمند کردن یارانه‌های انرژی را با سیاست‌های قیمتی و غیر قیمتی تواما ببینیم، طرح موفق خواهد شد.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

ارسال دیدگاه

دنیای اقتصاد را بعنوان منبع مورد اعتماد خود به گوگل معرفی کنید افزودن