خانه جهانی وکلا(۳۶)
کوتر و یولن<br> ترجمه و تلخیص: علی سرزعیم<br>چرا با وجود اینکه وضعیت اقتصادی در این فاصله در آمریکا بهبود یافته بازهم جرم افزایش یافته است؟ شاید بگویند توزیع درآمد بدتر شده اما این حرف درست نیست. یک دلیل میتواند هرم سنی جمعیت در آمریکا باشد که اثرات رشد جمعیت در سالهای بعد از جنگ اینک ظاهر شده به این معنی که نسل جوان زیاد شده و اینها بیشتر مستعد خلاف هستند، اما این دلیل هم کافی نیست، زیرا نوسانات را توضیح نمیدهد. حداکثر بخشی از جواب است نه همه آن.
کوتر و یولن
ترجمه و تلخیص: علی سرزعیم
چرا با وجود اینکه وضعیت اقتصادی در این فاصله در آمریکا بهبود یافته بازهم جرم افزایش یافته است؟ شاید بگویند توزیع درآمد بدتر شده اما این حرف درست نیست. یک دلیل میتواند هرم سنی جمعیت در آمریکا باشد که اثرات رشد جمعیت در سالهای بعد از جنگ اینک ظاهر شده به این معنی که نسل جوان زیاد شده و اینها بیشتر مستعد خلاف هستند، اما این دلیل هم کافی نیست، زیرا نوسانات را توضیح نمیدهد. حداکثر بخشی از جواب است نه همه آن. تنبیه بهینه
در فصل قبل گفتیم که مطالعات نشان داده مجازات بازدارنده است. حال چقدر باید مجازات کرد؟ باید توجه داشت که مجازات شدید برای جرایم کوچک غیراخلاقی و غیرقانونی است. ثانیا هزینههای دستگیری جرایم کوچک زیاد است و شاید انجام آن اساسا صرفه اقتصادی نداشته باشد. به نظر باید یک مقدار مطلوب برای بازدارندگی پیدا کرد؛ چرا که حذف کامل جرم امکانپذیر نیست و باید تلاش کرد که کاهش جرم با حداقل هزینه صورت گیرد.
الف. میزان بهینه بازدارندگی
چون جرم هزینههایی بر جامعه تحمیل میکند و مقابله و بازدارندگی هم هزینه دارد، لذا باید مقدار بهینهای برای آن پیدا نمود. در شکل زیر محور افقی میزان کاهش جرم و محور عمودی هزینه است. منحنی هزینه اجتماعی حاشیهای کاهش جرم صعودی است تا نشان داده شود که کاهش جرم از ۵درصد به ۷درصد ساده تر از ۹۰درصد به ۹۵درصد است؛ چرا که در مقادیر بالای کاهش جرم، هزینه فرصت صرف منابع بیشتر میگردد. منحنی منفعت حاشیهای اجتماعی هم نزولی است تا نشان داده شود که امنیت نسبی برای مردم بیشتر مهم است نه امنیت صددرصد. لذا یک مقدار بهینه مشخص میشود.
اگر z هزینه دولت برای بازدارندگی باشد، میزان ارتکاب جرم تابعی نزولی از این هزینه خواهد بود:(p=pz). به ازای هر جرم برخی هزینهها به جامعه تحمیل میشود: ۱) هزینه فردی که هدف جرم قرار گرفته d، ۲)هزینه غیرمستقیم یعنی هراسی که در دیگر مردم ایجاد میشود i، لذا کل هزینه اجتماعی جرم خواهد بود:
Social cost= (d+i)*p(z)+z
اگر منفعت اجتماعی برای جرم در نظر بگیریم b، لذا خالص هزینه اجتماعی که باید حداقل شود خواهد بود:
(d+i)*p(z)+z-b*p(z)
از حل این کمینه سازی به این نتیجه میرسیم که باید تا جایی برای پیشگیری هزینه کرد که یک دلار هزینه بیشتر موجب حاصل ضرب کاهش جرم در تبعات منفی جرم شود.
ب. تخصیص بهینه منابع برای پیشگیری
چطور باید هزینههای پیشگیری را میان اشکال مختلف فعالیتهای انتظامیو قضایی تقسیم نمود. فرض کنیم که باید منابع میان افزایش احتمال دستگیری و افزایش مجازات تخصیص یابد. ترکیبهای گوناگونی از احتمال دستگیری و شدت مجازات میتواند یک سطح ثابت از تنبیه مورد انتظار را ایجاد کند. با افزایش هزینههای بازدارندگی، میتوان از سطوح پایین تنبیه مورد انتظار به سطوح بالاتر حرکت نمود. مساله این است که روی هر منحنی، نقاط کمهزینهتر پیدا شود.
از محل مماس دو منحنی نحوه تخصیص منابع مشخص میشود. مثلا اگر مجازات جریمه کردن نسبت به افزایش احتمال دستگیری از طریق گسترش تشکیلات پلیس و دادگاه کمهزینهتر باشد، بهتر است جرائم تشدید شود تا بازدارندگی بیشتر شود. اما اگر جرم زندانی کردن باشد که کار بسیار پرهزینه ای است، بهتر است احتمال دستگیری را زیاد نمود.
مشابه همین تحلیل در مورد ترکیب جریمه و زندان مطرح است. اگر هزینه جریمه کردن کمتر از زندان باشد، مسئله جواب گوشهای خواهد داشت و فقط مجازات، جریمه مالی خواهد بود اما اگر میزان جریمه بیشتر از توان مالی فرد شود، باید ترکیب مناسبی از جریمه و زندان انتخاب کرد.