پاورقی -مرور کتاب روسیه پس از فروپاشی شوروی (۳۸)

زمان‌بندی کودتا

شماره روزنامه: ۱۶۶۸ تاریخ چاپ: شماره خبر: ۴۸۲۳۴۳ اقتصاد-سیاسی

جعفر خیرخواهان

آندره اسلوند<br> مترجم:جعفر خیرخواهان<br>گورباچف سرانجام تاسف خورد که چرا با همراه شدن با سازش‌ناپذیرها، خود را به مخمصه انداخت. در آوریل ۱۹۹۱، او به ایده پیمان اتحادیه جدید توجه کرد و مشورت‌های فشرده‌ای با روسای‌جمهور هشت جمهوری که هنوز علاقه‌مند به ادامه اتحاد بودند را شروع کرد پس از اینکه جمهوری‌های بالت، گرجستان، ارمنستان، مولداوی و مدتی بعد آذربایجان از آن خارج شدند.

آندره اسلوند

مترجم:جعفر خیرخواهان

گورباچف سرانجام تاسف خورد که چرا با همراه شدن با سازش‌ناپذیرها، خود را به مخمصه انداخت. در آوریل ۱۹۹۱، او به ایده پیمان اتحادیه جدید توجه کرد و مشورت‌های فشرده‌ای با روسای‌جمهور هشت جمهوری که هنوز علاقه‌مند به ادامه اتحاد بودند را شروع کرد پس از اینکه جمهوری‌های بالت، گرجستان، ارمنستان، مولداوی و مدتی بعد آذربایجان از آن خارج شدند. مذاکرات در نوو اوگارو محل اقامتگاه گورباچف در خارج از مسکو انجام شد. آخرین نسخه مذاکرات در اوت ۱۹۹۱ منتشر شد و قرار بود به محض بازگشت گورباچف از یک تعطیلات تابستانی طولانی و بشدت مورد نیاز در کریمه، در ۲۰ اوت در مسکو امضا شود.

اکنون سازش‌ناپذیرها احساس کردند که از گورباچف رودست خورده‌اند. در ۱۹ اوت، نزدیک‌ترین همدستان وی ترتیب یک کودتا را دادند و «کمیته دولتی برای وضعیت اضطراری» با هشت عضو را ایجاد کردند. ریاست آنها رسما بر عهده معاون رییس‌جمهور یانائف بود. سایر رهبران کودتا نخست‌وزیر پاولوف، روسای کا گ ب، وزارت دفاع، وزارت کشور، مجتمع‌های نظامی‌ صنعتی، انجمن صنایع دولتی و سازمان روسای کولخوز بودند. حزب کمونیست اتحاد شوروی در این کمیته به خوبی نمایندگی داشت گر چه رسما بخشی از آن نبود.

زمان‌بندی کودتا با امضای برنامه‌ریزی شده پیمان اتحادیه دستور داده شد. کمیته دولتی وضعیت اضطراری، بیانیه «فرجام‌خواهی از مردم شوروی» را صادر کرد، هدف نخست کمیته متوقف ساختن «انحلال اتحاد شوروی» همچنین جلوگیری از فروپاشی دولت و قبضه قدرت توسط مخالفان بود. هدف دیگر سد راه اصلاحات بازار شدن و هدف سوم مبارزه با جنایت، «پاک کردن خیابان‌ها از عناصر جانی» بود. حتی کمیته دولتی وضعیت اضطراری به اصلاحات سیاسی اعتراض نکرد بلکه از «فرایندهای واقعا دموکراتیک» حمایت می‌کرد.

کمیته دولتی وضعیت اضطراری، ارتجاعی بود و تمام جناح‌های بازنده‌ حزب، امنیت دولتی و نظام اقتصادی کمونیستی را در خود داشت. آن تلاش مستاصلانه و بدون سازماندهی برای توقف تاریخ و پا برجاکردن رژیم قدیم بود. آن نوری از یک نمایش تراژدی‌ کمیک بود که بسرعت رنگ باخت. طراحان کودتا در یک کنفرانس مطبوعاتی ظاهر شدند که یانائوف تا سرحد مرگ نوشیده بود و دست‌هایش می‌لرزید. همه رهبران کودتا عصبی بودند. آنها گورباچف را تحت بازداشت خانگی نگه داشتند، فعالیت سیاسی و اکثر روزنامه‌ها را معلق کرده و عده‌ای سرباز به مسکو فرستادند اما آنها به دستگیری‌های گسترده دست نزدند یا حتی حکومت نظامی برقرار نکردند.

عجیب است که کودتاچیان، یلتسین را زمانی که خبر کودتا را شنید و از سکونتگاهش در حومه مسکو به مقر پارلمان روسیه آمد دستگیر نکردند. او با یک حالت نمایشی، نامه درخواستی برای مردم روسیه نوشت و کمیته دولتی و کودتا را غیرقانونی اعلام کرد. چون که همه رسانه‌ها به روی او بسته بودند، یلتسین از کاخ سفید در پارلمان خارج شد و از یک تانک تی ۷۲ بالا رفت تا درخواست خود را از بالای تانک بخواند. این بزرگترین لحظه برای یلتسین بود. او قدرت و اعتماد نامحدودی از خود بروز داد.

کودتا به هیچ جا نرسید. سازمان‌دهندگان کودتا انتظار داشتند که گورباچف به آنها بپیوندد چون که او داوطلبانه همه آنها را انتخاب و منصوب کرده بود. اما او این کار را نکرد. کودتاچی‌ها به سربازان دستور دادند به کاخ سفید حمله کنند و سه مرد جوان در دفاع از آن کشته شدند اما خوشبختانه سازماندهندگان کودتا عزم کافی در کاربرد زور نداشتند و نیروهای چندگانه شامل ژنرال‌های ارشد از جنگیدن امتناع کرده و به یلتسین پشت نکردند. یلتسین، نقطه ضعف کودتا را از همان آغاز دید و در خاطراتش چنین نوشت:

کودتاچی‌ها خونریزی نمی‌خواستند؛ آنها می‌خواستند آبروی خود را در برابر دولت‌های غربی حفظ کنند. و این ابهام و سردرگمی در انگیزه آنها بود که آنها را شکست داد. آنها اشتباه بدیهی در انتخاب تاکتیک کردند و ما به خاطر این اشتباه آنها، سپاسگزاری فراوانی به آنها مدیون هستیم.

ده‌ها‌هزار نفر از ساکنان مسکو در حمایت از دموکراسی به کاخ سفید آمدند. در ۲۱ اوت، کودتا درهم شکست. گورباچف می‌توانست به مسکو برگردد، اما به جای پیروزی که او انتظار داشت، بزودی تشخیص داد که قدرت به یلتسین رسیده است و اتحاد شوروی پایان یافته است. برعکس یلتسین درک کاملی از اهمیت تاریخی این رویداد داشت:

من معتقدم تاریخ ثبت خواهد کرد که قرن بیستم اساسا در ۱۹ اوت تا ۲۱ اوت ۱۹۹۱ پایان یافت. انتخابات نخستین رییس‌جمهور آزاد انتخاب شده روسیه یک رویداد ملی بود اما شکست کودتای اوت و ناپدید شدن اتحاد شوروی که به دنبالش آمد یک رویداد جهانی با بیشترین اهمیت بود.

در تشیع جنازه سه مدافع جوان کاخ سفید، یلتسین چهره انسانی خود را نشان داد:

این بچه‌های ما بودند که در دفاع از شرافت روسیه، آزادی، استقلال و دموکراسی آن کشته شدند ... من در برابر مادران و پدران دمیتری، ولودیا و ایلیا تعظیم می‌کنم و عمیق‌ترین تاثرات خود را به آنها و همه اقوامشان ابراز می‌دارم... من را ببخشید. رییس‌جمهور شما نتوانست از فرزندانتان دفاع کرده و آنها را حمایت کند.

در حالی که نهادها تبخیر می‌شدند شخصیت‌های سیاسی سرشناس مهم‌تر می‌شدند. بازی ‌نهایی شوروی یک دوئل بین دو مرد، میخائیل گورباچف و بوریس یلتسین بود.

گورباچف آغازگر انقلاب بود. او سیاستگذار پرنفوذی بود که باعث فروپاشی اتحاد شوروی شد. نقش وی در بالاترین درجه بود و نتایج کار عمدتاً به ویژگی‌های شخصی وی بستگی داشت. مهارت‌های گورباچف، مهارت‌های کسی بود که می‌توانست تغییر از درون سیستم را شروع کند. او دوست داشتنی و جذاب بود. استعداد سیاسی فوق‌العاده وی در سازش و مصالحه بود. در تمام تصمیمات سیاستی مهم از ۱۹۸۵ تا ۱۹۹۰، گورباچف موضع برنده را داشت. ایرادی که در استعدادش برای سازشکاری وجود داشت این بود که او هرگز انتخاب روشنی نکرد یا استراتژی قابل فهمی تدوین نکرد. وقتی با دو اصل متضاد روبه‌رو می‌شد، گورباچف همیشه سعی می‌کرد حد وسط را بگیرد حتی وقتی که این کار ناممکن بود. او به زمین وسط محوشونده می‌چسبید همیشه متعهد به راه‌حل‌های ناقص بود سرانجام نه فقط خودش را نامحبوب بلکه بی‌ربط ساخت.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

ارسال دیدگاه

دنیای اقتصاد را بعنوان منبع مورد اعتماد خود به گوگل معرفی کنید افزودن