از اصـلاحات اژدها نسازیـد
سیدمحمد خاتمی در نخستین نشست ویژه تبیین مبانی نظری اصلاحات در محل دایره المعارف اسلامی طی سخنانی در نخستین جلسه از سه جلسه تبیین مبانی اصلاحات در بنیاد باران، اظهار کرد: از رویکردهای مهم اصلاحطلبی، احترام به گشادگی در فضای بحث و گفتوگو و آزادی در ابراز نظر و اندیشهورزی و هزینه ندادن برای آن است. <br>
سیدمحمد خاتمی در نخستین نشست ویژه تبیین مبانی نظری اصلاحات در محل دایره المعارف اسلامی طی سخنانی در نخستین جلسه از سه جلسه تبیین مبانی اصلاحات در بنیاد باران، اظهار کرد: از رویکردهای مهم اصلاحطلبی، احترام به گشادگی در فضای بحث و گفتوگو و آزادی در ابراز نظر و اندیشهورزی و هزینه ندادن برای آن است.
اصلاحات ید بیضا ندارد
سیدمحمد خاتمی در ابتدا با اشاره به آیاتی که در آغاز مراسم تلاوت شد، گفت: ما اعتقاد داریم حرکتی که افتخار وابستگی و پیوستگی به آن را داریم، در ادامه حرکت پیامبران بزرگ الهی حضرت موسی(ع)، حضرت عیسی(ع) و حضرت محمد مصطفی(ص) است. اما خیال همه را راحت کنم که اصلاحات نه عصایی دارد که تبدیل به اژدها شود و نه ید بیضایی. بنابراین آنانی که از اصلاحات اژدها میسازند اشتباه میکنند و اصلاحات را بزرگتر از آنچه هست معرفی میکنند. شما هم نترسید، آنچنان که دوستان حضرت موسی(ع) ترسیدند که اژدهایی در کار است و پس رفتند، نه! شما به جلو بیایید. وی افزود: اما اژدهای بسیار بزرگی وجود دارد و آن بیداری و رشد جامعه است که هر سحری را باطل خواهد کرد.
عمق وجود اصلاحات
وی با اشاره به اینکه «درباره اصلاحات خیلی صحبت شده است و شاید بیشتر از همه خود من صحبت کرده و البته کمتر به طور کلاسیک آن را تعریف کردهام» گفت: از مجموعه مطالبی که گفتهام میتوان قرائتی از اصلاحات را مطرح کرد که زیاد هم درباره آن سخن گفتهام؛ هم به صورت کلی و هم به صورت موردی.
رییسجمهور سابق کشورمان ادامه داد: در کنار این بحثها دیگران هم بحثهای متنوع و حتی متفاوتی کردهاند، به طوری که احیانا نوعی آشفتگی در معنا و مفهوم اصلاحات در جامعه ما و به خصوص میان خواص ما وجود دارد و نوعی ابهام برای جامعهای که معتقدم از عمق وجود اصلاحات را درک میکنند، وجود دارد.
وی اظهار کرد: مفتخریم که اصلاحات ما مبتنی بر درک نیاز و خواست جامعه و متناسب با شرایط تاریخی امروز ایران است و درباره اصلاحات حتی علاوهبر بحثهای تحلیلی فکر میکنم به مناسبتهای مختلف، طرحها و برنامهها عرضه شده است که هم مبتنیبر مبانی اصلاحات بوده و هم به نحوی از انحا توضیحدهنده آنها بوده است.
دارای پشتوانههای فکری و نظری
وی با اشاره به محتوای سخنان خود در این جلسه توضیح داد: آنچه امروز مطرح میکنیم، در واقع مطلب ناگفتهای نیست؛ بلکه مدون شده مطالبی است که به نحوی گفته شده و حتی براساس آن عمل شده است. به عبارت دیگر در اینجا علاقهمندیم که یک سلسله اصول به عنوان «اصول موضوعه» در مورد اصلاحات بحث قرار گیرد که بتواند مبنای عمل، حرکت، موضعگیری و حتی سیاستگذاری و برنامهریزی باشد و از بحثهای صرفا تئوریک کمی فاصله بگیریم.
رییس بنیاد باران تاکید کرد: ناگفته نماند که این اصول دارای پشتوانههای فکری و نظری هم هست که کم و بیش مطرح شده است، گرچه احتیاج به طرح مفصلتری دارد. ولی من در اینجا به هیچ وجه قصد طرح مباحث تئوریک را ندارم. زیرا مباحث تئوریک خیلی ساده و زود به نتایج توافقآمیز نمیرسد؛ گرچه در جای خود بسیار مهم است.
وی با اشاره به اینکه «در مقابل هر نظر ممکن است نظر دیگری باشد و به خصوص در موضوعات اجتماعی و انسانی این پیچیدگی و ابهام، به این دلیل که ابعاد مختلف دارد، بیشتر است» گفت: همچنان که میدانید، بسیاری از مباحث تئوریک از صدر پیدایش تفکر در عالم مطرح بوده و هست. در دوران جدید هم خیلی مباحث تئوریک وجود دارد که بحثهای درازدامن و نظرات مختلف پیرامون آنها هست. من در اینجا به هیچ عنوان قصد مطرح کردن مباحث نظری را ندارم و به عنوان صاحبنظری که اعتقادات و نظراتی در این زمینه دارد، بحث نمیکنم، گرچه برای خودم نظراتی دارم.
وی خاطرنشان کرد: در اینجا مقصود بیشتر طرح اصول موضوعه است، زیرا ما در مرحله عمل اجتماعی و تاریخی هستیم و بیشتر میخواهم با کمک یکدیگر مطالبی که گفته شده و براساس آن عمل شده، موازین و اصولی را که پیدا هم شده، به صورت سنجیده و مدون بیان کنیم.
تشویق فضای باز و گشاده
وی در بیان اصل اول اصلاحطلبی اظهار کرد: از رویکردهای مهم اصلاحطلبی، احترام به همین گشادگی در عالم بحث و گفتوگو، آزادی در نظر، اندیشهورزی و ابراز نظر و هزینه ندادن برای آن است.
رییسجمهور سابق کشورمان ادامه داد: اگر بخواهید یکی از اصول مهم اصلاحطلبی از نظر ما را بدانید، همین«احترام به باز بودن فضای بحث و نظر و بیهزینه بودن اظهارنظر کردن و آزادی بیان و فکر» است، ولو اینکه با آن فکر مخالف باشیم. بلکه از محوریترین اصول ما تشویق این فضای باز و گشاده است.
وی خاطرنشان کرد: اما به هر حال ما مطالبی داریم، دیگران هم مطالبی دارند. آنچه را در عمل به عنوان اصلاحطلبی آمده است، سعی میکنم در اینجا بگویم و شاید در اینجا برخی مرزها هم مشخص شود که باید اینگونه باشد تا از ابهام نجات پیدا کنیم.
این اندیشمند معاصر تصریح کرد: معتقدم، آنچه را بیان شده و مردم هم به تفصیل یا اجمالا از آن آگاه بودهاند و با فطرت خود پسندیدهاند و به آن رای دادهاند و به اصلاحات مشهور شده است، مناسبترین راه برونرفت جامعه ما از بحرانی است که سدههای متمادی به آن دچار بودهایم.
وی ادامه داد: بحث من خیلی فراتر از آن است که در این لحظه و مرحله بگویم راهکارها چیست. نگاه من اینگونه بوده که جامعه ما به علل تاریخی که بحثهای تاریخی و تحلیلی درباره آن نمیخواهم انجام دهم، دچار بحرانهای بزرگی است و هنوز هم نجات پیدا نکرده است؛ از جمله در بحث «نسبت میان سنت و تجدد» و نیز اینکه چه روش و الگویی برای جامعه ایرانی در این مقطع مهم تاریخی مناسب است، این بحرانها وجود دارد و معتقدم که آن چیزی که به نام اصلاحات مطرح شد و هنوز هم مطرح است، مناسبترین راه برونرفت از این بحران است و مناسبترین و راحتترین راه دستیابی ارزانتر و آسانتر به منافع مادی و معنوی حیات جامعه ایرانی و نیز جوامعی است که در وضعیت تاریخی، اجتماعی و فرهنگی ما میزیند.
اصلاحطلبی و انعطافپذیری
وی با تاکید بر این نکته که «آنچه به عنوان اصول مطرح میشود، شکننده نیست و دارای انعطافپذیری است» به بیان اصل دوم اصلاحطلبی پرداخت و اظهار کرد: این هم از اصول اصلاحات است که «ما اندیشه انسان و راهکارهایی که برای مسائل پیدا میکند را انعطافپذیر بدانیم تا تکامل بپذیرد».
خاتمی افزود: اصول ما هم انعطافپذیر است و ما به عنوان وحی منزل چیزی را مطرح نمیکنیم، بلکه در جریان بحث و گفتوگو میتواند تکمیل و تتمیم شود و بهبود و اصلاح پیدا کند.
وی گفت: ما باید به همه این مسائل توجه داشته باشیم و نباید اینگونه باشد که بگوییم هرکه اینها را بگوید، با ماست و هرکه نگوید، بر ماست. اما میگوییم که ما این اصول را داریم و معتقدیم که عملیتر است و با واقعیتها سازگاری بیشتری دارد و با معیارها و موازین، قابل انطباق و سازگاری است و در مقام عمل میتواند راهگشا باشد و میتواند مبنای جمع و انسجام کسانی باشد که این حرفها را قبول دارند و پایه حرکت جمعی، فشرده و غیر پراکنده مجموعه بزرگی در ایران باشد.
نباید از الفبا شروع کنیم
رییس بنیاد خاطرنشان کرد: این جمع باید بنیانگذار هستهای باشد که انشاءالله رشد خواهد کرد و به عنوان افرادی که همفکرتر هستیم و همدیگر را میفهمیم و نباید از الفبا شروع کنیم، برای تبیین این مواضع و اصول برای به خودآگاهی رساندن خواست و نیاز تاریخی جامعه در این گفتمان تلاش کنیم؛ زیرا معتقدم آنچه گفته میشود، برگرفته از یک خواست و نیاز تاریخی جامعه است که همه بخشهای جامعه ـ اعم از عام و خاص- در این خواستها مشترکند و اصلاحات در حقیقت هم بیانگر آن خواستهاست، هم تبیینکننده آن و هم جهتدهنده آن و قابلیت تبدیل شدن به یک حرکت اجتماعی را دارد.
وی تاکید کرد: اگر یک حرکت که ریشههای تاریخی و اجتماعی دارد، از حیث هدف و مضمون به بخش خودآگاه وجدان جامعه آمد، آن حرکت آسیبناپذیرتر خواهد بود و مورد حمایت و پاسداری خود مردم قرار میگیرد و برنامهها و سیاستهایی که از این حرکت برمیخیزد، دارای پشتوانه محکمتر میشود و معتقدم، اگر چنین کار تاریخی صورت گیرد، جامعه به مرحلهای میرسد که به جای آنکه نیازی به قهرمان داشته باشد، خود قهرمان عرصه سرنوشت میشود.
اصلاحات حرکتی در جهت درمان دردهای جامعه است
رییسجمهور سابق کشورمان با اشاره به بعد عملی اصلاحات گفت: از لحاظ عملی، آنچه که من از اصلاحات درک میکنم، اصلاحات حرکتی در جهت درمان دردهای مزمن و کهنه جامعه از یکسو و دردهای جدید و تازه آن از سوی دیگر است.
وی افزود: دردهای مزمن و کهنه ما ریشه تاریخی دارد و آنها را باید شناخت، سپس درمان کرد. بخشی از دردهای جدید هم ناشی از شرایط داخلی، خارجی و تحمیلهایی است که بر جامعه شده و میشود.
وی اظهار کرد: من بارها گفتهام که در میان دردهای مختلفی که در جامعه وجود داشته است، به خصوص اگر از لحاظ اجتماعی نگاه کنیم، سه درد شاخص و بارز، به ویژه از ۱۵۰، ۲۰۰ سال گذشته قابل لمس، درک و تشخیص در جامعه است؛ درد استبداد، استعمار و وابستگی و سلطه بیگانه بر سرشت و سرنوشت کشور و منطقه ـ که تاریخی هستند ـ و دیگری هم درد عقب ماندگی. خوشبختانه این دردها به مرحله احساس و درک جامعه ما رسیده است. یعنی دیگر لازم نیست که فقط خواص و متخصصان این سه درد را بفهمند و به هر فردی که در جامعه رجوع کنید، خواهد گفت که ما از استبداد رنج بردهایم و حتی شاید نتواند آن را تعریف کند، ولی اگر مصداق آن را به او بگویی، تایید میکند که این درد بزرگ ما بوده است.
خاتمی ادامه داد: مردم همچنین از اینکه سرنوشت ایران در گرو تصمیمات بیگانه و سلطه اجانب بوده - که البته به شکل مستقیم استعمار را نداشتهایم، ولی شاید آثار استعمار غیرمستقیم از آثار استعمار مستقیم هم سختتر بوده ـ و نیز اینکه منافع این مرز و بوم نه برای حل مشکلات این کشور و مردم آن تعریف شود، بلکه باید با منافع کسانی تعریف شود که منافعشان با منافع ما در تضاد است و همه منافع کشور در اختیار دیگران قرار گیرد، ناراضی بودهاند.
وی با تاکید مجدد بر اینکه «در مقام عمل، اصلاحات ناظر بر درمان دردهای جامعه است که البته میتوان فهرست بلندی از دردها را تعریف کرد»، گفت: آنچه معتقدم که جدی است و اگر حل شود، بسیاری از مسائل دیگر حل میشود و حداقل هیچ تلاش زیادی نباید بکنیم تا درباره آن به توافق عمومی برسیم و همه آن را قبول دارند و به دنبال آن راههای درمان هم پیدا میشود، این است که به جای استبداد، آزادی، به جای وابستگی، استقلال و به جای عقب ماندگی، پیشرفت قرار گیرد و نیز در همه مراحل عدالت در جامعه برقرار شود.
خاتمی ادامه داد: معتقدم، اصلاحاتی که ما میگوییم دارای یک تبار تاریخی است. مردم چیزی به نام اصلاحات را دیدند و افتخار میکنیم که این اصلاحات در تداوم حرکت تاریخی ملت ایران وجود دارد. در وجهه تاریخی هم اصلاحات واقعی تلاشی برای بازسازی هویت جمعی، در جهت اعتلا و فعال شدن در عرصه سرنوشت و حیات اجتماعی بوده است و نیز در صدد درمان دردهایی بوده است که وجود دارد.
وی گفت: همه حرکتهای اصلاحی اصیل استقلالطلب، آزادیخواه و پیشرفتجو بودهاند و در درمان دردها، درک مقتضیات و... تاکید ما بر وفاداری به دین و نیز اعتماد به مردم است.
وی با بیان اینکه «تکیه ما نیز بر نیازها و خواستههای عمیق و واقعی جامعه - که این نیازها یا ریشه در گذشته دارد و یا در زمان حاضر به نوعی مطرح شده است- و منظور معالجه ریشهای دردهاست»، گفت: در زمینه تاکید بر دین، معتقدم - میتوان از نظر جامعه شناختی نیز آن را کاملا اثبات کرد و تجربه عادی هم ما را به این نتیجه میرساند - که فرهنگ ما - به طور خاص مشرق زمین، به طور اخص ایران چه بعد از اسلام و چه پیش از آن- فرهنگ دینی است.
رییسجمهور سابق کشورمان در تبیین این سخن افزود: یعنی درون مایه و جان مایه فرهنگی که جان ما را شکل میدهد، دینی است؛ حتی آنان که پایبند عملی به برخی مناسک و مراسم دینی نیستند. شما نمیتوانید در ایران یک دختر خانم یا آقا پسری را پیدا کنید- ولو از خانوادههایی باشند که چندان دینی نباشند - که حاضر باشند مراسم ازدواجشان بدون طی کردن این مراسم دینی انجام شود و اگر هم چنین افرادی باشند، تعدادشان بسیار اندک است و مسائل دیگر مانند قسمها، تکیه کلامها و ... . حتی معتقدم، برادران و خوهران عزیز اقلیتهای دینی در ایران - صرف نظر از اینکه هویت همه آنها دینی است- از زندگی در درون فرهنگ دینی غالب، خاطره تلخی ندارند. این درست است که از حکومتهای جبار و مستبد و متعصب رنج بردهاند؛ مگر ما مسلمانها رنج نبردهایم؟ مگر توسط حاکمان و امیران سنی هزاران یا صدها هزار نفر زن و مرد سنی سر بریده نشدند؟ مگر توسط حاکم شیعی هزاران چشم از حدقه در نیامد؟ رنجی که بردهایم، ربطی به دین ندارد و همه از حکومتهای جبار و فاسد رنج بردهایم. اما اگر از یک مسیحی، زرتشتی یا کلیمی بپرسیم که آیا از زندگی در جامعهای که فرهنگ غالب آن اسلامی است، رنج برده است؟ میگوید: خیر!
رییس موسسه بینالمللی گفتوگوی فرهنگها و تمدنها با بیان اینکه «بنده معتقدم که فرهنگ غرب موارد منحط و امور خوب را به طور توام دارد»، اظهار کرد: اینکه ما مهندسی اجتماعی کنیم تا احساس کنیم معمار جامعه هستیم و جان مردم، فکر مردم، روح مردم، عاطفه مردم و ذهن و عقل مردم در دست ماست، اصولا از نظر علمی غلط است، البته هدایت جامعه از سوی مربیان صالح امر دیگری است.
وی تاکید کرد: هیچ حرکتی شکل نمیگیرد مگر اینکه از متن خواست، اراده و فهم و تفاهم توده برخیزد و در این زمینه هم تعابیر قرآن خیلی عجیب است: «انما انت مذکر و لست علیهم بمسیطر»؛ یعنی اصلا تو چه کارهای که به مردم سیطره پیدا کنی؟ مردم در متن جانشان فطرت و آگاهی دارند و وقتی که به خود آمدند، خودشان حرکت میکنند و تو آمدهای که مردم به قسط برخیزند، نه اینکه آنها را به قسط برخیزانی.
وی ادامه داد: عدالت هدیهای از سوی قدرتها و دولتها به جامعه نیست، آزادی امری نیست که قدرتها به خاطر هدیه آن به مردم بر آنان منت بگذارند.
خاتمی گفت: آزادی و عدالت مال مردم هستند و عدالت و آزادی ای مستمر میماند که از متن وجدان جامعه و درک درست آن برآمده باشد؛ بنابرین هر حرکت اجتماعی که بتواند با این وجدان اجتماعی تماس بگیرد و با آن بستر یعنی جان جامعه تفاهم پیدا کند و مطالب برای آن قابل درک و لمس باشد، آن حرکت پایدار، اصیل و حقیقی است. به همین دلیل است که میگویم، هر حرکت اجتماعی از جمله اصلاحات نمیتواند با دین مردم که در عمق وجود آنها است، بیگانه باشد. حرکت اصلاحات به این معنا یک حرکت دینی است و شاید یکی از رموز ناکامی روشنفکران بریده از دین - که احیانا هنوز حسن نیت هم داشتند و واقعا استقلال و آزادی را میخواستند - و منشاء اثر نشدن آنها در تاریخ ما همین مشکل باشد که با مردم نتوانستند تماس برقرار کنند. زبان آنها برای مردم قابل فهم نبود. چرا؟ زیرا با جان مردم آشنا نبودند و نیز دچار این توهم تاریخی بودند که بدون تحرک جان، جهان تحرک پیدا میکند و آن روشنفکران سرنوشت شیرینی نداشتند. از سوی دیگر، هر حرکت اجتماعی اگر با زمان و مکان خود آشنا نباشد و با دردهای واقعی مردم و خواستهای واقعی آنها ارتباط برقرار نکند، ناکام میماند.
این اندیشمند اسلامی ادامه داد: شاید رمز و راز نا کامی سنتپرستان نیز که نه زمانشان را درک کردند و نه زبان حال ملتشان را میدانستند و بیشتر دعوت به بستن درها به روی توفانی میکردند که در دنیا ایجاد شده بود و نیاز به بینشها و دیدگاههای جدیدی در جامعه پدید آورده بود، همین باشد، آنها هم نتوانستند کاری کنند و حتی در مکانهایی با استبدادهای موجود فاسد ساختند و در برابر آن بیتفاوت شدند یا اگر راه حلی نشان دادند، پیشنهاد استبدادهای ظاهرالصلاح ولی خطرناکتر از استدلالهای سنتی فاسد بود. راز و رمز ناکامی آنها هم عدم درک زمان و مکان و نیازهای واقعی پیدا شده در جامعه و نداشتن راهکارهایی برای پاسخگویی به این درکها و دردها بود.
اصلاحات همواره تحتفشار بوده است
خاتمی با بیان اینکه «خوشبختانه حرکت اصلاحاتی که میگوییم ـ گرچه شاید هنوز تعریف روشنی نداشته باشد - در این مسیر حرکت کرده است»، گفت: از حدود ۱۵۰ سال پیش تاکنون و بروز و ظهور حرکتهای اجتماعی، بازسازی هویت جامعهای که در زمان خود زندگی کند و تلاش برای رفع دردهای این جامعه یعنی استبداد و استعمار وجود داشته است.
وی با اشاره به اینکه «اما متاسفانه این تفکر همواره از دو سو یا سه سو مورد فشار بوده است»، تصریح کرد: عمدهترین عامل فشار بر این جریان اصلاحات در ۱۵۰ سال گذشته دو جریانی بودند که در همه چیز، جز یک چیز با هم تضاد و تعارض داشتند. آن یک چیز مورد توافق این بود که دین و آزادی و مردمسالاری با هم سازگاری ندارند. امروز از سوی نمایندگان این دو جریان، این سخن را به صراحت میشنویم.
وی در تبیین این مطلب افزود: یک تفکر میگوید، برای به دست آوردن آزادی راهی جز این نداریم که جامعه سکولار، لیبرال دموکرات یا سوسیال دموکرات باشد. جریان دیگر هم میگوید، برای اینکه دینمان محفوظ بماند، نیازمند به حکومتهای اقتدارگرا و بیتوجه به مردم هستیم. یعنی مردم مانند رعیت و احشامی هستند و حکومت هم لطفی کند و نان و آب و غذایی برای آنها تهیه کند.
رییس بنیاد باران تاکید کرد: بیتوجهی به مردم این نیست که نان آنها را ندهند، شاید بخواهند نان هم بدهند، اما دخالت مردم در سرنوشتشان را نمیپذیرند. این دو جریان که در همه چیز جز این نکته با یکدیگر در تضاد هستند، طبیعی است که مانند دو لبه یک قیچی بزرگترین فشارشان را بر جریان اصلاحات میآوردند.
وی خاطرنشان کرد: اما مردم آزاد، رشید، با اخلاق و پیشروهمه اینها را به نام دین میگفت و میخواست و مورد فشار قرار میگرفت. البته در این میان هم سود اصلی را حکومتهای مستبد تا بن دندان فاسد، بردهاند. در نتیجه در این مملکت هم دین مردم لطمه خورده و هم آزادی و حاکمیت مردم بر سرنوشتشان.
وی گفت: اصلاحات با وجود اینکه بیشترین زمینه را در متن جان جامعه دارد و اگر ما عاقل و زرنگ باشیم، مردم خیلی زود میتوانند با آن رابطه برقرار کنند، همواره مورد فشار نیروهای عجیب وعظیم بوده است. زیرا یک حرکت اصیل اجتماعی وقتی میخواهد جا بیفتد، موانع و مشکلات بزرگی دارد.