بیکاری واقعی در ایران این نیست
دکتر غلامعلی فرجادی<br>چندی پیش وزارت کار و امور اجتماعی برپایه نتایج طرح آمارگیری مرکز آمار ایران اعلام کرد که نرخ بیکاری یک رقمی شده و به کمتر از ۱۰درصد کاهش یافته است.
دکتر غلامعلی فرجادی
چندی پیش وزارت کار و امور اجتماعی برپایه نتایج طرح آمارگیری مرکز آمار ایران اعلام کرد که نرخ بیکاری یک رقمی شده و به کمتر از ۱۰درصد کاهش یافته است. به دنبال اعلام رسمی نرخ بیکاری برخی از کارشناسان در یک رقمی شدن نرخ بیکاری تردید جدی ابراز کردند. استدلال کارشناسان بر این پایه قرار داشت که با توجه به نرخ رشد ۴درصدی جمعیت فعال و ورود حداقل سالانه ۷۰۰هزار نفر به بازار کار (که از ویژگی خاص ترکیب جمعیتی کشور انتظار می رود) یک رقمی شدن نرخ بیکاری و کاهش آن از ۱۲درصد به ۸/۹درصد به این معناست که در طی دو سال ۱۳۸۵ و ۱۳۸۶ باید سالانه بیش از یک میلیون شغل در کشور ایجاد شده باشد تا علاوه بر ایجاد اشتغال برای وارد شوندگان جدید به بازار کار تعداد قابل توجهی از بیکاران قبلی را نیز شاغل کرده باشد. از طرف دیگر بعید به نظر میرسید که مرکز آمار ایران و کارشناسان دستاندرکار آمارهای اشتغال و بیکاری برپایه ملاحظات سیاسی آمارهای واقعی را دستکاری کرده باشند. لذا برای رفع این شبهه بر آن شدیم تا نتایج طرح آمارگیری مرکز آمار در طی سالهای ۸۶-۱۳۸۴ را مورد بررسی و تحلیل عمیقتر قرار دهیم تا بتوانیم درک صحیحی از تحولات بازار کار کشور در طی سالهای مذکور بدست آوریم. بررسی نتایج طرح آمارگیری مرکز آمار حکایت از تحولات غیرقابل انتظار در بازار کار کشور در طی سالهای
۸۶-۱۳۸۴ دارد. این تحولات علاوه بر این که نامتعارف و غیرمنتظره بوده است نشان میدهد که شناخت عوامل و متغیرهای تاثیرگذار بر بازار کار نیاز به پژوهشهای ژرف داشته و صرف مشاهده و اعلام تغییر نرخهای کلی بیکاری و اشتغال نمیتواند پایه و اساس درک صحیح از مشکل بیکاری و سیاستگذاری قرار گیرد. نتایج طرح آمارگیری نیروی کار نشان میدهد که جمعیت فعال از ۲۹/۲۳میلیون نفر در سال ۱۳۸۴ به ۴۸/۲۳میلیون نفر در سال ۱۳۸۵ و به ۵۸/۲۳میلیون نفر در سال ۱۳۸۶ رسیده است. به این ترتیب در طی سالهای ۸۶-۱۳۸۴ فقط ۲۸۵هزار نفر و سالانه حدود ۱۴۰هزار نفر وارد بازار کار کشور شده اند. این رقم به دلایل زیر برای افراد آشنا به اطلاعات جمعیتی و بازار کار بسی تعجب آور است:
الف- کشور ما دارای جمعیت جوان بوده و بالاترین تعداد جمعیت در گروه سنی ۳۰-۲۰ سال قرار دارند.
ب- میانگین نرخ رشد جمعیت فعال در طی سالهای ۸۵-۱۳۷۵ حدود ۴درصد در سال بوده است.
ج- پیشبینیهای برنامه چهارم افزایش سالانه جمعیت فعال را بیش از ۷۰۰هزار نفر نشان میدهد.
اکنون سوال اینجاست که چرا به جای ۷۰۰هزار نفر مورد انتظار در سال فقط ۱۴۰هزار نفر وارد بازار کار شدهاند و بقیه این افراد بالقوه فعال کجا هستند؟ برخی کارشناسان یکی از دلایل کاهش نرخ جمعیت فعال را گسترش کمی آموزش عالی در سالهای اخیر به ویژه گسترش دانشگاه پیام نور میدانند. اگر چه این موضوع تا حدودی در پایین آوردن وارد شوندگان به بازارکار نقش داشته است ولی نمیتواند به تنهایی کل تفاوت ۵۶۰ (۵۶۰=۱۴۰-۷۰۰)هزار نفر را توضیح دهد. دلیل مهم دیگری که برای این کاهش وجود دارد و با مطالعات نظری و تجربی در سایر کشورها نیز همخوانی دارد، وجود نرخ بالای بیکاری در کشور است. در شرایطی که نرخ بیکاری در سطح بالایی قرار داشته باشد، انتظار میرود که نرخ فعالیت کاهش یابد. این پدیده که به «اثر مایوسکنندگی» (Discouraged effect) معروف است افراد را از جستوجوی کار مایوس میکند، زیرا آنان به هر دری که میزنند نمیتوانند شغلی به دست آورند و لذا از جمعیت فعال خارج میشوند. مطالعات طرح آمارگیری نیز این عامل را یکی از عوامل کاهش نرخ فعالیت ذکر میکند. علاوه بر این برخی افراد اگرچه بیکار و در جستجوی کار هستند، ولی نمیدانند برای کاریابی به کجا مراجعه کنند و به دلیل عدم اطلاع رسانی کامل در بازار کار نه تنها بیکار که غیرفعال باقی میمانند. مطالعات طرح آمارگیری همچنین این عامل را در کاهش نرخ فعالیت دخیل میداند. به این ترتیب برخی افراد یا به دلیل عدم آگاهی یا به دلیل یاس از یافتن شغل از جمعیت فعال حذف میشوند. این استدلال همچنین تا حدودی در ارتباط با گسترش کمی آموزش عالی نیز صادق است. تقاضای بیش از حد آموزش عالی تا حدود زیادی ناشی از بیکاری جوانان بهویژه بیکاری بالای فارغالتحصیلان دبیرستانی است که مشغول شدن در نهادهای آموزش عالی جایگزین مناسبی برای فعالیت و اشتغال است.
ادامه دارد