پوپـولیـسم اقتصـادی برگ بـرنده تبلیغات اوباما
رسول نمازی<br>در حالی که چند روز بیشتر به انتخابات ریاستجمهوری آمریکا ۴ نوامبر نمانده است، از ۶ هفته پیش در تمامی نظرسنجیها، باراک اوباما، نماینده حزب دموکرات فاصله قابل توجهی نسبت به رقیب جمهوی خواه خود، جان مککین پیدا کرده است.
رسول نمازی
در حالی که چند روز بیشتر به انتخابات ریاستجمهوری آمریکا ۴ نوامبر نمانده است، از ۶ هفته پیش در تمامی نظرسنجیها، باراک اوباما، نماینده حزب دموکرات فاصله قابل توجهی نسبت به رقیب جمهوی خواه خود، جان مککین پیدا کرده است. براساس آخرین نظرسنجی، باراک اوباما ۷درصد از مککین پیشی گرفته است. از ماه ژوئن تا به حال، در نظرسنجیها اوباما ۱۱ هفته و مککین ۷ هفته از رقیب پیشی گرفتهاند و ۴ هفته این دو کاندیدا با یکدیگر مساوی بودهاند. این در حالی است که تا هفته سوم ماه سپتامبر، مککین در ۳ هفته متوالی از اوباما جلو بود. با معرفی سارا پیلین بهعنوان معاون ریاستجمهوری مککین در ۲۹ آگوست، موجی از اقبال به سمت مککین روانه شد. این اقبال ناگهانی را میتوان ناشی از گرایش رایدهندگان سنتی به شخصیت مردمی سارا پیلین دانست. بسیاری از رایدهندگان سنتی حزب جمهوری خواه نسبت به مککین که کمتر سابقه مذهبی و محافظهکارانه دارد، علاقهای نشان نمیدادند. مککین برای جذب آرای سنتی جمهوریخواهان سارا پیلین که بر ارزشهای مذهبی آمریکا تاکید میکند را انتخاب کرد. با اقبال خارقالعاده مردم به سارا پیلین، بسیاری از تحلیلگران به انتخاب هوشمندانه مککین اشاره کردند و از جنون سارا (Sarahmania) در میان رایدهندگان سخن میگفتند. در آن زمان بهنظر میرسید مککین یا به تدریج از رقیب خود فاصله قابل توجهی خواهد گرفت یا اینکه نتیجه مانند انتخابات سال ۲۰۰۰ میان ال گور و جورج بوش بسیار نزدیک خواهد بود اما برتری مککین نسبت به اوباما تنها ۳ هفته دوام آورد و از هفته آخر ماه سپتامبر به یکباره اوباما در نظرسنجیها از مککین پیشی گرفت تا به امروز، یعنی در ۶ هفته متوالی، اوباما از مککین جلو بوده است. به نظر میرسد ستاره اقبال مککین در حال سقوط است. اما به راستی چه اتفاقی افتاد؟ چرا برتری نسبتا با ثبات مککین بر اوباما پایدار نماند؟ چرا مککین حتی نتوانست برتری خود را به صورت یک رقابت نزدیک حفظ کند؟
از اوایل ماه اوت تمامی ناظران انتخاباتی، بر اساس قاعده موجود، از شگفتی اکتبر سخن میگفتند. شگفتی اکتبر (October Surprise) به حادثهای گفته میشود که در ماههای پایانی تبلیغات انتخاباتی میتواند نتیجه را به سود یک کاندیدا تغییر دهد. البته شگفتی اکتبر عنوانی کلی است و میتواند به سایر ماههای نزدیک به انتخابات مانند سپتامبر و نوامبر نیز اطلاق شود. سابقه این پدیده به سال ۱۹۸۰ باز میگردد. در انتخابات ریاستجمهوری ۱۹۸۰ میان کارتر و ریگان، مساله گروگانهای سفارت آمریکا در تهران تبدیل به یکی از دلایل اصلی شکست جیمی کارتر شد. روز انتخابات آمریکا در سال ۱۹۸۰ همزمان با یکساله شدن مساله گروگانگیری بود. دیگر نمونه شگفتی اکتبر در سال ۱۹۹۲ اتفاق افتاد. ۴ روز قبل از انتخابات، کاسپار واینینبرگ، وزیر دفاع دولت بوش بهدلیل مشارکت در ماجرای ایران ـ کنترا، که در آن دولت آمریکا برای آزادی ۶ گروگان در اسارت حزبالله لبنان، تصمیم داشت سلاح در اختیار ایران قرار دهد، توسط کمیته تحقیقاتی سنای آمریکا محکوم شد. این رسوایی باعث شد جورج بوش(پدر) یکی از معدود رییسجمهوریهای آمریکا باشد که تنها یک دوره در کاخ سفید مستقر بودهاند و بیل کلینتون برنده انتخابات شود.
بعضی انتظار داشتند در جریان سفر محمود احمدی نژاد به نیویورک مذاکرهای میان ایران و آمریکا اتفاق بیافتد و کفه ترازو به سمت جمهوریخواهان متمایل شود اما این پیشبینیها درست از کار در نیامد و ناظران دیگر از شگفتی اکتبر سخن نمیگویند اما توجهی دقیقتر به روند موجود نشان میدهد که شگفتی اکتبر، اینبار در ماه سپتامبر و به شکلی نوین اتفاق افتاد و اینبار باراک اوباما بود که از شگفتی سپتامبر بهره برد. همان طور که اشاره شد، تا هفته آخر سپتامبر، مککین سه هفته متوالی از اوباما پیشی گرفته بود. بحران مالی آمریکا را که از هفته دوم ماه سپتامبر شروع شد میتوان شگفتی سپتامبر محسوب کرد. با اوج گیری بحران روز به روز مسائلی مانند تامین اجتماعی، جنگ عراق، تروریسم ،جایگاه آمریکا در جهان و تجربه کاندیداها در امور سیاسی که محور مبارزات انتخاباتی را تشکیل میدادند کاملا به حاشیه رفتند. دو مناظره آخر انتخاباتی کاملا به چگونگی حل بحران مالی آمریکا اختصاص داده شده بود. نظرسنجیها نشان میدهند که ۸۴درصد رایدهندگان اقتصاد را دغدغه اصلی خود میدانند: آماری که در سالهای اخیر بیسابقه است.
در عین حال، ۴۳درصد معتقد هستند اوباما بحران مالی پیش رو را بهتر از مککین اداره خواهد کرد. تنها ۳۵درصد معتقد هستند مککین بحران را بهتر مدیریت خواهد کرد. اما چرا باراک اوباما پیروز اصلی بحران اقتصادی است؟ میلتون فریدمن در جایی گفته بود که «طبیعیترین پاسخ برای حل مشکلات اقتصادی دخالت دولت در اقتصاد است». به عبارت دیگر، همه ما در برخورد با مسائل اقتصادی، بهصورت طبیعی دست به سوی دولت دراز میکنیم و خواستار مداخله دولت برای حل مشکلات میشویم. جمهوری خواهان آمریکایی، به خصوص پس از رونالد ریگان همواره از کاهش نقش دولت در اقتصاد و توسعه اقتصاد بازار سخن گفتهاند، در حالی که دموکراتها همگی میراث دار اقتصاد نیمه دولتی فرانکلین دی روزولت و تنظیم دولتی بازار بهشمار میروند.
بنابراین در هر بحران اقتصادی، دموکراتها به دلیل گرایش طبیعی خود به مداخله دولتی با افکار عمومی هماهنگی بیشتری دارند یا به کلام دیگر، با عکسالعمل و خواست طبیعی رایدهندگان هماهنگتر هستند، اما باید توجه کرد که طبیعی بودن یک عکسالعمل دلیل بر درستی آن نیست. طبیعی ترین عکسالعمل در برخورد با مشکلات فرار است، اما فرار کردن، مشکلات را از پیش پا بر نمیدارد. به همین شکل، مداخله دولت نه تنها مشکلات اقتصادی را حل نخواهد کرد بلکه راه را برای بحرانهای شدیدتر هموار خواهد ساخت. تحلیلگران اقتصادی موسسه لودویگ فون میزز (Ludwig von Mises) اخیرا نسبت به مداخله دولت آمریکا به واسطه تزریق پول در بازارهای مالی هشدار دادهاند.
بحران اقتصادی سال ۲۰۰۰ را به یاد میآورید؟ همانطور که بحران موسوم به داتکام در سال ۲۰۰۰ در مقابل بحران اقتصادی امروز بسیار ضعیف مینماید، مداخله دولتی در اقتصاد میتواند در چند سال آینده به بحرانی تبدیل شود که مقایسه آن با بحران اخیر ناممکن باشد. برنامههای اقتصادی پوپولیستی باراک اوباما، که در قالب برنامههای فریبندهای مانند افزایش مالیات ثروتمندان از ۳۳درصد به ۳۹درصد، کاهش مالیات طبقه متوسط از ۲۰درصد به ۱۵درصد بوسیله افزایش مالیات شرکتهای نفتی، وضع مقررات بیشتر برای بازارهای مالی، ارائه سوبسید به کالاهای کشاورزی، بازنگری موافقتنامه نفتا (NAFTA)، محکوم کردن سرمایهداران والاستریت و سرمایهگذاری در پروژههای دولتی، او را به سرعت در آرای خلق وحشت زده جلو انداخته است.
در مقابل وعدههای ترغیبکننده اوباما، برنامه اقتصادی مککین که بر پایه کاهش مالیات شرکتهای بزرگ از ۳۵درصد به ۲۵درصد است به هیچ وجه جذاب نیست ! اما همانطور که مدافعین اقتصاد بازار تاکید میکنند، نشان دادن اینکه برنامههای اقتصادی پوپولیستی اوباما به کاهش رشد اقتصادی و فقیرتر شدن فقرا منجر میشود، ساده نیست. مگر نه اینکه در نگاه فرد عادی کاهش مالیات طبقه متوسط به ثروتمندتر شدن آن منتهی میشود؟ اما پوپولیستها این واقعیت را عنوان نمیکنند که کاهش مالیات طبقه متوسط تنها از طریق افزایش مالیات ثروتمندان و شرکتهای بزرگ ممکن است: این افزایش مالیات به کاهش سرمایهگذاری، خروج شرکتها از بازار آمریکا و در نتیجه افزایش بی کاری و کاهش در آمد طبقه متوسط منجر میشود. این درحالی است که برنامه اقتصادی مککین به افزایش سود شرکتهای بزرگ، جذب سرمایههای خارجی و در نتیجه افزایش سرمایهگذاری، ایجاد مشاغل جدید و ثروتمند تر شدن طبقه متوسط منجر میشود. از دیدگاه اقتصادی، برنامه مککین به رشد اقتصادی بلند مدت و برنامه اوباما به کاهش سرمایهگذاری و فرار سرمایه منجر خواهد شد.
اما بهنظر میرسد برنده در اینجا نه منطق اقتصاد بازار مککین، بلکه پوپولیسم اقتصادی اوباما باشد. احتمال میرود در صورت باقی ماندن شرایط به صورت حال حاضر، اوباما شانس زیادی برای پیروز شدن در انتخابات ریاستجمهوری داشته باشد. آنچه میتواند روند انتخابات را به سود مککین تغییر دهد یک بحران بین المللی است که در آن صورت مککین با توجه به تجربه خود در برخورد با مسائل استراتژیک جهانی در مقابل بیتجربگی اوباما میتواند نظر رایدهندگان را به خود جلب کند.
اگرچه حمله اخیر آمریکا به روستایی در سوریه در ۲۶ اکتبر را میتوان نوعی شگفتی اکتبر محسوب کرد، اما بعید است این اتفاق به بحرانی بینالمللی که تاثیر قابل توجهی انتخابات آمریکا داشته باشد، تبدیل شود. آنچه تا روز انتخابات در مرکز توجه باقی خواهد ماند، وضعیت اقتصادی آمریکا است اما اینکه منطق اقتصادی مککین پیروز خواهد شد یا پوپولیسم اقتصادی اوباما؛ سوالی است که باید برای پاسخ آن کمی صبر پیشه کرد.