تفاوت رویکرد‌های انتخاباتی در آمریکا و ایتالیا

تلویزیون رای می‌آورد یا نـــــــه

شماره روزنامه: ۱۶۵۵ تاریخ چاپ: شماره خبر: ۴۷۹۵۰۱ بیشتر

«کریستین واکاری» در «دانشگاه بولونا» پژوهشگر ارتباطات سیاسی، راهبردهای مبارزات انتخاباتی و فناوری اطلاعات در ایتالیا و خارج است. او در سال ٢٠٠٤ (١۳۸۳) در «دانشگاه آمریکایی» به پژوهش اشتغال داشت و در آمریکا زندگی می‌کرد.

تلویزیون رای می‌آورد یا نـــــــه

«کریستین واکاری» در «دانشگاه بولونا» پژوهشگر ارتباطات سیاسی، راهبردهای مبارزات انتخاباتی و فناوری اطلاعات در ایتالیا و خارج است. او در سال ٢٠٠٤ (١۳۸۳) در «دانشگاه آمریکایی» به پژوهش اشتغال داشت و در آمریکا زندگی می‌کرد.

همزمان نیز مبارزات انتخاباتی ریاست‌جمهوری را به این هدف که راهبردهای آن را تجزیه و تحلیل کند، پیگیری می‌کرد و مورد بررسی قرار می‌داد. او درباره نگاهی به رفتار انتخاباتی اوباما و مک‌کین و مقایسه آن با رفتار برلوسکونی می‌تواند جذاب باشد. اینک یک دهه‌ای می‌شود که او در موارد مشابه بررسی و کنکاش می‌کند. در خلال انتخابات اخیر ایتالیا که منجر به به قدرت رسیدن «سیلویو برلوسکونی» غول رسانه‌ای این کشور شد، گفت‌وگویی با این پژوهشگر انجام شده است.
فکر می‌کنید تفاوت‌های اساسی مبارزات انتخاباتی ایتالیا و آمریکا چیست؟
مبارزات انتخاباتی در آمریکا عمدتا بر محور نامزدها قرار دارد. در حالی که در ایتالیا از دیدگاهی سازمانی به این مساله پرداخته می‌شود. بنابراین در اینجا نیز مانند بقیه کشورهای اروپایی، این مبارزات به احزاب ارتباط پیدا می‌کند. در عین حال گرچه در هر دو کشور فعالیت‌های انجام شده مشابه یکدیگرند، اما در ایتالیا عملیات جمع‌آوری مستقیم آرا و تشویق مردم به شرکت در انتخابات، بدون واسطه توسط احزاب مدیریت می‌شود و این اعضای حزب هستند که راهبردهای ارتباطی، روابط رسانه‌ای و ایجاد تارنماها را طراحی می‌کنند.
در ایتالیا همواره رسم پرقدرت بسیج از پائین به بالا وجود داشته است اما از سال ١٩٩٤ (١۳۷٣) تلویزیون نقشی محوری و فزاینده بازی کرده است. در نتیجه احزاب نیز در مورد عملیات جمع آوری مستقیم آرا و تشویق مردم به شرکت در انتخابات، تا حدی آسان‌گیر‌تر شده‌اند. با این حال پژوهش‌ها نشان می‌دهد که ارتباطات بین افراد هنوز بر تصمیمات مربوط به رای دادن، تاثیری چشمگیر دارد. بنابراین هرکس که قدرت تعامل رودررو را دست کم بگیرد، خودش را به مخاطره می‌افکند.
تفاوت دیگر این دو روش مبارزات انتخاباتی این است که در ایتالیا نمی‌توان از تبلیغات تلویزیونی استفاده کرد. در صورتی که چنین کاری در آمریکا یکی از مهم‌ترین ابزار این مبارزات محسوب می‌شود. زیرا در ایتالیا قانونی موسوم به «شرط» داریم که در مرحله نظری ایجاب می‌کند که همه احزاب فعال در انتخابات از حق تبلیغ مشابه برخوردار باشند. هدف این قانون پیشگیری از این است که هیچ کس نتواند بیش از رقبای دیگر از تبلیغات تلویزیونی استفاده کند و رای «بخرد.» با این حال این قانون به طرق بسیار دور زده می‌شود زیرا به چالش کشیدن قدرت توسط خبرنگاران سیاسی در ایتالیا، بسیار کمتر از همکاران آمریکایی‌شان است. بنابراین به‌رغم ممنوع بودن تبلیغات، بسیاری از نامزدها وقتی برای مصاحبه با خبرنگاران در برابر دوربین قرار می‌گیرند، بی‌وقفه حرف می‌زنند.
سرانجام اینکه ما هنوز در ایتالیا در زمینه فناوری اطلاعات، شاهد بروز نوآوری‌های قابل ملاحظه و جدی نبوده‌ایم. به عبارت دیگر گرچه نامزدها سایت اینترنتی دارند، اما این سایت‌های اینترنتی هنوز به صورت مرجع اطلاعات مهم سیاسی و محملی برای مشارکت سیاسی توده‌های مردم درنیامده است.
سازوکار مالی مبارزات انتخاباتی در ایتالیا چگونه است؟ چه کسی مخارج آن را می‌پردازد؟
به‌رغم اینکه همه پرسی سال ١٩٩٣ (١۳۷۲) حمایت مالی دولتی را منع کرده، هنوز هم دولت مخارج احزاب را -به ویژه در هنگام مبارزات انتخاباتی- تامین می‌کند. احزابی چون «دموکرات‌های چپ» که اینک در «حزب دموکراتیک» ادغام شده است و «بازسازی کمونیست» که از بقایای «حزب کمونیست» تشکیل شد و اینک بخشی از «حزب رنگین کمان چپ» است، هنوز از طریق حق عضویت پول جمع می‌کنند.
این حرف در مورد «حزب هم‌پیمانان ملی» آقای برلوسکونی هم مصداق دارد. «حزب نیروی ایتالیا» هم عمدتا از ثروت خصوصی رهبر خود خرج می‌کند.
در ایتالیا هیچ ممنوعیت ویژه‌ای برای مخارج خصوصی احزاب وجود ندارد. در نتیجه شرکت‌ها و گروه‌های علاقه‌مند می‌توانند حتی مبالغ بسیار زیادی را هم به احزاب اهدا کنند.
نظر شما در مورد فعالیت‌های سیاسی و تمایل مردم ایتالیا برای کارهای داوطلبانه چیست؟ چه کسی و برای چه منظوری داوطلبان را بسیج می‌کند ؟
تعداد اینگونه داوطلبان نسبتا کم است. کسانی هم که معمولا کارهای داوطلبانه انجام می‌دهند، افرادی هستند که یا عضو همان حزبی هستند که برایش فعالیت می‌کنند و یا عضو سازمان‌های غیرانتفاعی و اتحادیه‌های مدنی هستند.
ایتالیایی‌ها اصولا مردم خیلی فعالی نیستند. این صفت به ویژه از زمانی شدت بیشتری پیدا کرده که تضعیف احزاب فراگیر و فعالیت‌های آنان برای‌ترغیب کارهای رودررو با مردم آغاز شده است.
در عین حال فرهنگ مشارکت مدنی هرگز در ایتالیا قوی نبوده است. با این حال گروه‌هایی از شبه نظامیان و یا هواداران هستند که ممکن است برای فعالیت‌های داوطلبانه پاره وقت بسیج شوند اما این افراد تنها برای رخدادهای ویژه مانند انتخابات عمومی فعالیت نمی‌کنند، بلکه مثلا برای مبارزات مقدماتی انتخاباتی نیز می‌کوشند. برگزاری این نوع مبارزات به تازگی آغاز و از همان ابتدا با موفقیت قابل‌توجهی روبه‌رو شده است.
با این حال به نظر نمی‌رسد که فعالیت‌های داوطلبانه در خلال انتخابات اخیر، مانند سال ۲٠٠٦ (١۳۸۵) بوده باشد. احتمالا این وضعیت پیامد این حقیقت است که اینک ارتباطات مبارزات انتخاباتی تا حد بسیاری زیادی بر تلویزیون متکی شده است.
آیا فکر می‌کنید، در خلال ده، بیست سال اخیر، راهبردهای مبارزات انتخاباتی تغییر کرده است؟
از این دیدگاه که تلویزیون نقش محوری فزاینده‌ای پیدا کرده، بله عوض شده است. این تغییر غیرقابل اجتناب شده و جایگزین شبکه‌های سنتی‌تر ارتباطی شده، که مستقیما از سوی احزاب یا اتحادیه‌ها مدیریت می‌شد. اما از زاویه توجه مبارزات انتخاباتی به شهروندان، تغییری حاصل نگشته است. چراکه به نظر می‌رسد سیاسیون همچنان در مورد نیاز به حفظ ارتباط با رای‌دهندگان، ناآگاه هستند. این ناآگاهی حتی به اوقات غیر از زمان انتخابات و اهمیت گوش کردن و درک نیازهای جامعه و نه فقط «فروختن» محصولی از پیش بسته‌بندی شده به رای‌دهندگان نیز، تسری پیدا کرده است. به علاوه نقش مقاومت شکن تلویزیون در سیاست، نیاز به کوشش‌های جدیدی را به وجود آورده است. منظورم سعی در مورد مشارکت مستقیم و فعال شهروندان در سیاست و نوعی گفت‌وگو بین سیاستمداران و رای‌دهندگان است. متاسفانه در این مسیر هیچ نشانی از بهبود اوضاع به چشم نمی‌خورد و این روند قطعا سبب بحران‌های مشروعیت احزاب و موسسات می‌شود.
فکر می‌کنید موتور مولد اصلی تغییرات چیست و به اعتقاد شما چه کسی منبع الهام متولیان راهبردهای سیاسی ایتالیا بوده است؟
نخستین پیروزی برلوسکونی در سال ١٩٩٤ (١۳۷٣) به همه یاد داد که چرخش به سمت ابزاری مانند مدیریت اخبار، آرا، گروه‌های متمرکز، راهبردهای تصویر‌سازی و ایده‌های اخذ شده، بسیار اساسی است. این امر تا حدی تحت تاثیر آمریکا است. با این حال ارتباطات سیاسی در خارج (از ایتالیا) تنها بر تلویزیون متکی نیست و ابتکارات جدیدی نیز وجود داشته است که نخستین آنها اینترنت است. ما در ایتالیا به طرح‌هایی چسبیده‌ایم که در دهه ١٩۸٠ (١۳٦٠) یعنی زمان رونالد ریگان و مارگارت تاچر در آمریکا و انگلستان باب بودند. در این مدل، نوعا روابط به طور کلی بر وسایل ارتباط جمعی و به ویژه به شدت بر تلویزیون تمرکز داشت اما سیاستمداران و موسسات آن کشورها از دهه ١٩٩٠ (١۳۷٠)، بازاندیشی در این مورد را آغاز کردند، ولی چنین اتفاقی در ایتالیا رخ نداد.
فکر می‌کنید برلوسکونی بر راهبردهای مبارزات انتخاباتی در ایتالیا اثر گذاشته است؟
در کنار مطالبی که پیش از این گفتم، توجه به این نکته هم مهم است که جناح چپ ایتالیا اعتقادی خدشه ناپذیر دارد که موفقیت برلوسکونی صرفا به استفاده از راهبردهای ارتباط و رسانه‌ها مربوط می‌شود. آنها نمی‌خواهند بفهمند خواست بخش‌های بزرگ‌تری از رای‌دهندگان، برنامه سیاسی و شخصیت او نیزدر این موفقیت موثر بوده‌اند. برخی امیدوارند مجموعه این عوامل برای پیروزی وی در دور بعدی انتخابات کفایت کند. یا اینکه متقاعد شده‌اند که او تنها به سبب اینکه می‌داند با رسانه‌ها چگونه رفتار کند، همچنان برنده خواهد بود.
به نظر شما از دیدگاه راهبرد مبارزات انتخاباتی پروژه سیاسی و ویژگی‌های شخصی، رمز موفقیت برلوسکونی در انتخابات چه بود؟
راستش را بخواهید، به نظر من تا جایی که به برلوسکونی مربوط می‌شود، این انتخابات نوآوری قابل ذکری را نشان نداده است. به باور من برداشت و تحلیل منطقی‌تر از انتخابات، خیلی هم این نیست که «ایتالیایی‌ها برلوسکونی را می‌خواهند»، بلکه این است که در سیستمی با دو حزب عمده و دو رهبر برجسته که یکی از آنها دولت موجود را نمایندگی می‌کند که محبوبیتش بین ۲٠ تا ٣٠‌درصد است، ایتالیایی‌ها به تغییر رای دادند. حتی اگر این تغییر برلوسکونی و نه‌چیز جدیدتری باشد. از نظر واکاری پیروزی برلوسکونی عمدتا رای اعتراض تلقی می‌شود. یعنی مردم برای تنبیه دولت موجود، به رهبر رقیب رای دادند.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

ارسال دیدگاه

دنیای اقتصاد را بعنوان منبع مورد اعتماد خود به گوگل معرفی کنید افزودن