عقلانیت اقتصادی و تئوری بازیها - ۱ آبان ۸۷
مارتین هولیس<br> بخش پایانی<br>این به آن معنی است که به هنجارهایی چون تعهد به قولها، حقیقت گویی و احترام به اخلاقیات به طور کلی تا وقتی تضمینهای تنبیهی در پشت سر آنها هست عمل میشود.
مارتین هولیس
بخش پایانی
این به آن معنی است که به هنجارهایی چون تعهد به قولها، حقیقت گویی و احترام به اخلاقیات به طور کلی تا وقتی تضمینهای تنبیهی در پشت سر آنها هست عمل میشود. هیچ جامعه ای بدون اعتماد شکل نمی گیرد. در مثالهای فوق که عقلانیت ابزاری به کار گرفته شده بود، این مساله نامشخص باقی ماند که تا کجا میتوان به انسانهای کاملا عقلایی اعتماد نمود. دلیل آن نیز این است که اولا در مورد انگیزههای انسانهای عقلایی به طور کامل صحبت نکردیم و ثانیا معنای اعتماد کاملا شکافته نشد. آنگونه که از یک ساعت زنگ دار میتوان مطمئن بود سر ساعت زنگ بزند، از افراد عقلایی نمی توان مطمئن بود که کاری را انجام دهند. در جامعه به آن معنا از اعتماد نیاز داریم که افراد به قولها و قرارهایشان احترام بگذارند حتی وقتی که جریمهای در کار نیست.
از تئوری بازیها چنین برداشت میشود که انسانها آینده نگر هستند و از تنبیههای آتی در تصمیمگیری متاثر میشوند حتی وقتی که این تنبیهها درونی است. مثلا اینکه وقتی فردی بر خلاف قولش عمل کند، احساس بدی به آدمی میدهد که یک نوع تنبیه است. از دید تئوری بازیها دلیل انجام یک کار خاص، گذشته نگری نیست یعنی بر اساس وقایع گذشته عمل نمی شود. این حرف نوع دیگری از عقلانیت را معرفی میکند. اگر هر کس کاری را انجام دهد که بهترین پیامد را برایش داشته باشد به نوع خاصی از جامعه منتهی میشود. گزینه دیگر این است که افراد بر حسب قواعدی عمل کنند که اگر همه به آن پایبند باشند، جامعه به مراتب بهتری به وجود آید. در این صورت عقلانیت حکم میکند تا این نوع جامعه به جامعه اول ترجیح داده شود. این حرف البته مخالفان و منتقدانی دارد که میگویند یک نوع نگاه کانتی در آن هست که با واقعیت انسانهای عقلایی ناهمخوان میباشد. به هرحال چنین به نظر میرسد که تحقق همکاری منوط به وجود هنجارهایی از قبل پذیرفته شدهای است که از این تئوریها بیرون نمیآید. همچنین این مساله که ترجیحات چگونه شکل میگیرند نیز از خود تئوری بازیها مشخص نمی شود. مثلا به تجربه میدانیم که ترجیحات افراد با نقشهای اجتماعی شان همسو است و ترجیحات افراد تحت تاثیر عوامل اجتماعی است. مثلا کارگران فرانسوی سیاستهای چپ گرایانه را ترجیح میدهند. فرماندهان نظامی راه حلهای نظامی برای مسائل سیاسی را معمولا توصیه میکنند.