تولید انرژی و ماجرای گازهای مخرب (۱۸)
صالح واحدی
آلن گریناسپن<br> مترجم: صالح واحدی<br>دیگر نگاه امنیتی به استقلال نفتی – آنچنان که ایالاتمتحده تا سال ۱۹۷۱ پیشه کرده بود – فایده چندانی ندارد.
آلن گریناسپن
مترجم: صالح واحدی
دیگر نگاه امنیتی به استقلال نفتی - آنچنان که ایالاتمتحده تا سال ۱۹۷۱ پیشه کرده بود - فایده چندانی ندارد. تا چند سال دیگر نفت وجود خواهد داشت؟ در حال حاضر متخصصان میگویند که فقط تا پایان این قرن میتوانیم روی نفت موجود جهان حساب کنیم. در حقیقت هنوز زمان زیادی از کشف نفت در تیتوس ویل پنسیلوانیا توسط کلنل دریک در سال ۱۸۹۵ نگذشته بود که کارشناسان شروع به تخمین زدن در مورد ظرفیت منابع نفت را شروع کردند و شکی نیست که نفت بالاخره تمام خواهد شد. اوج تولید نفت در ۴۸ ایالت آمریکا در دهه ۱۹۷۰ بوده است و در آلاسکا و دریای شمال نیز به ترتیب در سال ۱۹۸۸ و ۱۹۹۹ بوده است. میدان نفتی عظیم کانتارل در مکزیکو نیز در سال ۲۰۰۵ به اوج رسیده و بعد از آن کاهش یافته است. در نهایت همه منابع به زودی به نقطه اوج خود خواهند رسید و سپس راه افول را طی خواهند کرد و بعید است دیگر بتوان منابع جدیدی کشف کرد. البته این خوشبینی وجود دارد که زیر آبهای عمیق بتوان منابع جدیدی دست یافت، اما این اقدام بسیار هزینهبر است. بریتیش پترولیوم که به عنوان یکی از منابع قابل اتکا در ارائه اطلاعات نفتی شناخته میشود در گزارشی اعلام کرده است که به رغم سرمایهگذاری گسترده در اکتشاف و توسعه منابع نفتی، ذخایر اثبات شده نفت در کشورهای عضو سازمان توسعه و همکاری اقتصادی که در سال ۱۹۹۷، ۱۱۳میلیارد بشکه بود در سال ۲۰۰۶ به ۸۰میلیارد بشکه کاهش یافت. به اینها باید افزود که آخرین حلقههای کشف شده در آلاسکا در دسامبر ۱۹۶۷ ثبت شده و در دریای شمال نیز از نوامبر ۱۹۶۹ میدان جدیدی کشف نشده است. آخرین دستاورد اکتشافی در کانتارل نیز به سال ۱۹۷۱ باز میگردد.
با همه این محاسبات، باز هم نمیتوان به قاطعیت اعلام کرد که در چه زمانی تولید نفت به سراشیبی خواهد افتاد. چرا که تکنولوژی هر روز پیشرفت میکند و بازیابی منابع بیشتری را امکانپذیر میسازد و بدین ترتیب رسیدن به نقطه سقوط را به تعویق میاندازد. در حقیقت نفت زمانی جای زغالسنگ را گرفت که هنوز منابع عظیم زغال سنگ دست نخورده باقی مانده بود و زغال سنگ زمانی جایگزین چوب شد که هنوز جنگلهای زیادی برای سوزاندن وجود داشت. پیشبینی وضعیت توازن عرضه و تقاضای نفت در نیمه قرن بیست و یکم دشوار است، اما برای تخمین زدن آینده انرژی تمرین خوبی است و بد نیست در اینجا به آن بپردازم.
تجربه ۵۰سال گذشته- و حتی پیش از آن- نشان میدهد که عوامل بازار همیشه در حفظ ذخایر ذیقیمت انرژی نقش مهمی داشتهاند و باعث شدهاند که از این منابع به بهترین وجه بهرهبرداری شود. تکنولوژی تحتتاثیر بازار بهبود یافته و شکل جدید فعالیتهای اقتصادی شدت مصرف انرژی را کاهش داده است. رشد اخیر قیمتهای نفت نیز یقینا باعث چارهجویی برای تاسیسات پرمصرف و جایگزینی آنها با تکنولوژیهای جدید و کممصرف خواهد شد.
صرفنظر از اقدامات کمیسیون حملونقل ریلی تگزاس تاثیر سایر سیاستهای اجرایی از زمان جنگ جهانی دوم تاکنون شایانتوجه نبوده است و معمولا مغلوب عوامل بازار بوده است. اعمال سهمیهبندی بنزین در آمریکا در سال ۱۹۷۳ در ابتدا تنها باعث ایجاد صفهای طویل در مقابل جایگاههای عرضه بنزین شد. امروزه طرحهای بلندمدتی وجود دارد که به یقین باعث قرار گرفتن توازن عرضه و تقاضا در سطحی بسیار فراتر از مصرف روزانه ۸۵میلیون بشکه فعلی خواهد شد. من شک ندارم که اشتباهات زیادی در روند پیگیری این پروژهها وجود دارد و البته بازار نیز این را میفهمد (۱) (من نگرانم که کارشناسان نفتی آنچنان که باید اهمیت قانون مورفی را درنیابند.)
در آمریکا به تدریج سهم موتورهای دوگانهسوز که هم با بنزین و هم با برق کار میکنند در بازار اتومبیلهای سبک افزایش مییابد و بازار اتومبیلهای دارای باتریهای قابلشارژ رو به رونق است. من خودم اخیرا یک بار سوار این اتومبیلها شدم. تنها نارضایتی من از سوار شدن بر آن اتومبیل این بود که وقتی پا بر روی پدال گاز میگذاشتم، اتومبیل در سکوتی غریب به راه میافتاد.
من فکر میکنم مدلهایی بهتر فروش خواهند رفت که در آن سیستم صوتی نصب شود که هنگام حرکت صدایی مانند صدای موتور اتومبیلهای بنزینی را پخش کند.
امروزه اتومبیلهای الکتریکی یا دوگانهسوز بازار خوبی دارد. اگر هرجومرج در بازار نفت بیشتر شود و قیمتها بالاتر و بالاتر رود، بازار این اتومبیلها جذابتر هم خواهد شد. اگر تکنولوژی بتواند آنقدر پیشرفت کند که این موتورهای الکتریکی به وسیله انرژی هستهای شارژ شود، آن وقت بیش از هر تغییر متصور دیگری، تولید گاز CO۲کاهش خواهد یافت، وزارت انرژی تخمین زده است که ۸۴درصد از ۲۲۰میلیون اتومبیل فعلی در آمریکا را میتوان بدون ساختن حتی یک نیروگاه برق اضافه بر تاسیسات موجود، شبانه شارژ کرد.
چرا که نیمهشبها مصرف برق کاهش مییابد و ظرفیت موجود بلااستفاده است و اگر چند نیروگاه دیگر ساخته شود یا ظرفیت نیروگاههای فعلی افزایش یابد، مساله برای همه اتومبیلهای فعلی حل خواهد شد.
پیشتر اشاره کردم که نسبت مصرف نفت به تولید ناخالص داخلی در جهان که متداولترین معیار سنجش شدت مصرف است، در سال ۱۹۷۳ در بالاترین سطح خود بوده است و از آن پس سیر نزولی آرامی را در پیش گرفته است، تاکنون که به دوسوم آن سطح رسیده است. با این حال آمارها تفاوت معنیدار سطح مصرف در کشورهای در حال توسعه نسبت به کشورهای توسعهیافته را نشان میدهد: چین و هند دوبرابر ایالات متحده و مکزیک و برزیل ۵/۱برابر آن. بنابراین اگرچه من تصور میکنم اگر نه تمام کشورها که حداقل اکثریت آنها از شدت مصرف خود خواهند کاست و با افزایش تولید ناخالص داخلی کشورهای در حال توسعهای (که مصرف انرژی آنها بالا است) در کل از شدت مصرف انرژی نسبت به تولید ناخالص داخلی کاهش خواهد یافت.
۱ -اطلاعات در مورد تولید در جهان و در نتیجه مصرف چندان کامل نیست. سازمان توسعه و همکاری اقتصادی OECD اطلاعات خوبی از تولید، مصرف و ذخایر نفت کشورهای صنعتی در اختیار دارد، اما سرجمع تولید کشورهای عضو OECD تنها یکچهارم تولید جهان است. آمار تولید در بیشتر کشورهای عضو اوپک محرمانه است و صرفا براساس آمار کشتیهایی که بنادرشان را ترک میگویند به علاوه تخمین مصرف داخلی آنها گردآوری میشود.