جـهــان بــدون سیــاستــمـداران بـــــــــزرگ زیــباتـــــر اسـت
محمود صدری<br>جهان از رجال بزرگ و پرآوازه تهی شده است. نه حالا بلکه بیش از سه دهه است. رجال بزرگی که طومارشان پیچیده شده البته همه بدنام یا خوشنام نبودند.
محمود صدری
جهان از رجال بزرگ و پرآوازه تهی شده است. نه حالا بلکه بیش از سه دهه است. رجال بزرگی که طومارشان پیچیده شده البته همه بدنام یا خوشنام نبودند. بسیاری از آنها ملتهای خود را به مذلت و تهیدستی کشاندند و برخی دیگر سعادت و شادکامی آوردند، برخی برای جهان صلح و امنیت آوردند و برخی دیگر جهان را ناامن کردند، شماری از آنان ترانههای دوستی سرودند و دیگرانی نیز مفاهیم شریف انسانی از جمله آزادی و عدالت را لوث کردند، آدم کشتند و بر مرگ قربانیان خود خندیدند، اما موضوع پرونده دنیای اقتصاد قهرمانیها و ضدقهرمانیهای رجال پرآوازه و منتقدان و جانشینان آنان نیست. موضوع این پرونده پاسخ به پرسشی ساده است: در گذشته کشورها با نام سیاستمدارانی نامور شناخته میشدند که برخی بر امپراتوریهای بزرگ حکم میراندند و برخی دیگر بر کشورهای کوچک و کماهمیت اما گاه آوازه رهبر کشوری کوچک از آوازه رهبران کشورهای بزرگ بیشتر بود.
لنین، استالین، چرچیل، هیتلر، روزولت، تینو، گاندی و مائو بر کشورهای بزرگ حکومت میکردند و ناصر، اسد، کاسترو، انور خوجه و کیم لیل سونگ حاکمان کشورهای بینوایی بودند که امروزه نام کشورهایشان بیش از نام رهبرانشان شنیده میشود. شاید کاسترو هنوز مستثنا باشد. هدف ما از طرح مسالهای که به ظاهر موضوعیت ژورنالیستی ندارد نشان دادن تحولی شگرف در حوزه ملکداری و غلبه «روشها بر سیاستمداران» است.
غلبه اسلوبهای فکری و روشهای کشورداری جا را برای میدانداری سیاستمداران تنگ کرده است. کاریزما رخت بربسته و اگر بقایایی از آن دیده میشود بیشتر به کاریکاتور میماند. این برآمده از چند تحول در زندگی بشر امروز است. نخستین تحول در حوزه ارتباطات رخ داده که پردههای رمز و راز را از سیمای سیاستمداران فرو کشیده و شخصیت عریان آنان را در برابر چشم جهانیان قرار داده است. زمانی برای آگاه شدن از نتیجه مذاکرات سران کشورهای بزرگ باید ساعتها منتظر میماندند تا شبکههای انحصاری بیبیسی، رادیو مسکو، رادیو آلمان و بعدها رادیوهای پکن و بلگراد و بخارست روایتی دستچین شده از وقایع به دست دهند. این روایتها عمدتا در هالهای از پنهانکاری و قداستمابی رهبران منتشر میشد و کام تشنه جویندگان خبر را فقط به قدر ضرورت سیراب میکرد. این ضرورت نیز در لندن و مسکو و پکن و بعدها در واشنگتن تشخیص داده میشد و نه توسط خبرنگاران و مخاطبان خبر. اما دو دهه است که روزگار دگرگون شده و اصحاب رسانه و مخاطبان دیگر در بند ارباب قدرت نیستند، روزنامهها و رادیوها و تلویزیونها به مدد تکنولوژی در زمانی کوتاه خبرها را نشر میدهند و جادوی قرن یعنی اینترنت در زمانی کوتاهتر این خبرها را در کرور کرور نوشته و تصویر جدید باز تولید میکند. تحول دیگر به جهانی شدن اقتصاد از سویی و افزایش قدرت اقتصادی بنگاهها و قدرت سیاسی مدیران آنها از سوی دیگر مربوط میشود. جهانی شدن اقتصاد، کشورها را وارد چرخهای کرده که توانایی رهبران سیاسی را در بازار مکاره جهانی و در رقابت با دیگران به نمایش میگذارد. دیگر رهبران جهان نمیتوانند سیاست و اقتصاد خود را از پشت دیوارهای آهنین و سیمهای خاردار به ملتهای دیگر نشان دهند و در مه و دود قدرتهای پررمز و راز، تصاویری اغراقآمیز و دروغین از اقتصاد خود ترسیم کنند.
نیم قرن پیش کسانی که اتحاد جماهیر، سوسیالیستی شوروی را به چشم ندیده بودند و آنچه از این سرزمین پهناور و نام پرطمطراق آن میدانستند محصول گزارشهای رسمی بود، گمان میکردند آن سوی دیوار و زیر فشار سرمایهداری جهانی بهشتی در حال شکفتن است. این رویای شیرین باعث شده بود دولتها و ملتهای کشورهای فقیر که آن زمان جهان سوم خوانده میشدند در رویای تشکیل جامعه آرمانی به سبک روسی جهان بر کف نهند و شلاق بر دریا کشند. رهبران به ستیز با امپریالیسم برخاسته بودند و مخالفان داخلی بر رهبران خود و ایضا امپریالیسم.
محصول این تصور کشورهایی نگونبخت مانند کره شمالی، آلبانی و یمن جنوبی بود که همگی از کشورهای مشابه و همسایه خود عقب افتادند. در سال ۱۹۵۳ که شبه جزیره کره به دو بخش کاپیتالیست و سوسیالیست تقسیم شد این دو بخش وضع مشابهی داشتند اما اکنون و پس از نیم قرن، تولید ناخالص داخلی کره جنوبی ۳۰ برابر کره شمالی سوسیالیست است و مردمان آن برای رهایی از مرگ به کمکهای اردوگاه کشورهای آزاد از جمله کره جنوبی نیازمندند. حتی آلمان شرقی که بازمانده یک قدرت صنعتی بزرگ است در سالهای عضویت در اردوگاه سوسیالیسم به چنان فلاکتی گرفتار شد که تلاشهای ۱۵ سال اخیر برای ترمیم ویرانیها هنوز نتیجه مطلوب به بار نیاورده است.
از سال ۱۹۹۰ تاکنون دولت آلمان بیش از ۱۰۰۰میلیارد دلار (علاوه بر هزینههای عادی بودجهای) صرف بازسازی بخش شرقی این کشور کرده اما هنوز این بخش نتوانسته است خود را به معیارهای بخش غربی نزدیک کند. این تفاوتها در توانایی اقتصادی کشورهایی که با دو روش بازار و نابازار اداره شدهاند همگان را بر سر دوراهی انتخاب قرار داده است.
رهبران کشورهایی که تاکنون با روش نابازار و براساس نظام دولتی اداره شدهاند یا راه آزموده و شکست خورده پیشین را ادامه میدهند و هر روز هزینه بازگشت از راه نادرست، پرهزینه و ویرانگر را افزایش میدهند یا اینکه راه تواضع میگزینند و از تجربه دیگران میآموزند که راه رفته و شکست خورده را نپیمایند. تحولات دو دهه اخیر جهان نشان داده است آنانی که متواضع نباشند با شلاق واقعیت تادیب میشوند. فروپاشی زنجیره نظامهای سوسیالیستی در اروپای شرقی و تعمیق تهیدستی مردمان کره شمالی مثالهایی از سیاستمدارانی است که درس گرفتند یا نگرفتند.
افزایش قدرت بنگاهها نیز موجب شده است سیاستمداران از مردان مطلقالعنان گذشته به طرفهای مذاکره صنعتگران و بازرگانان و مدیران تبدیل شوند. زمانی دولتها به ضرب شمشیر و تفنگ جاده صافکن بازرگانان خود بودند و لاجرم بازرگان جیرهخوار و مدیون دولتها به شمار میرفتند. اما اکنون سیمای جهان تولید و تجارت تغییر کرده و کامیابی و سود بنگاههای تولیدی و تجاری در کمرنگتر شدن حضور و نفوذ دولتها است.
در پارهای موارد حتی بخشی از کارکردهای سنتی دولتها به صاحبان صنایع و بازرگانان منتقل شده است.
امروزه نقش بنگاههای اقتصادی جهان در صلحسازی اگر از سیاستمداران بیشتر نباشد کمتر نیست و صدور فرهنگ ملتها بر شانههای کالاها بهتر و بیشتر رخ میدهد تا از طریق وابستگان فرهنگی و سفارتخانهها.
این عوامل سهگانه اصلی یعنی رونق ارتباطات، آزاد شدن بازارها و قدرت گرفتن بنگاهها به علاوه عمومی شدن دموکراسی که عمدتا محصول همین عوامل سهگانه است و کم شدن هراس مردمان جهان از سیاستمداران موجب شدهاند که سراپرده مردان سیاسی شیشهای شود و قامت واقعی آنها از زیر سایه افسانههایی که خود و حامیانش ساخته بودند بیرون بیفتد.
مقایسه زندگی مردمان امروز و دیروز نشان میدهد جهان در غیاب «سیاستمداران بزرگ» زیباتر، آزادتر و باشکوهتر شده است.
در جهان کاریزمایی دیروز سیاستمداران بزرگ اراده میکردند و همه قوای کشورها به کار میافتاد تا اراده آنان را محقق کند و حالا روشهای متعدد ملکداری در برابر سیاستمداران قد برافراشتهاند و آنان ناگزیرند از میان روشها بهترین را برگزینند و به مردمان ثابت کنند که آن راه بهترین است. تجربههای جهانی در این زمینه موضوع مقالاتی است که در روزهای آینده در همین صفحه خواهید خواند.