یادداشتنگاهی به نمایش «یرما»

سردی و کرختی زندگی یک زن

شماره روزنامه: ۱۶۳۸ تاریخ چاپ: شماره خبر: ۴۷۵۷۱۳ بیشتر

«یرما» این روزها سر و صدای بسیاری به پا کرد. این سر و صدا اما نه به خاطر نمایشنامه زیبای «گارسیا لورکا» ست و نه به خاطر نوع کارگردانی و شیوه‌ای که در این نمایش به کار برده است.

«یرما» این روزها سر و صدای بسیاری به پا کرد. این سر و صدا اما نه به خاطر نمایشنامه زیبای «گارسیا لورکا» ست و نه به خاطر نوع کارگردانی و شیوه‌ای که در این نمایش به کار برده است. تمام هیاهو‌ها به خاطر به همراه داشتن نام «هدیه تهرانی» به عنوان طراح صحنه و لباس این نمایش است. اتفاقی که موفق از کار درآمده است و به عقیده بسیاری نقطه اوج نمایش نیز به حساب می‌آید، هدیه تهرانی که این روزها از پرده نقره‌ای فاصله گرفته و پیشنهادهای سینمایی‌اش را یکی پس از دیگری رد می‌کند، اولین محک خود را در طراحی صحنه و لباس با موفقیت از سر گذرانده است و بدین ترتیب می‌توان امیدوار بود که این نمایش سرآغاز فعالیت‌های او در این زمینه باشد، آن هم در حالی که او در بسیاری از فیلم‌هایی که بازی کرده است نیز لااقل به عنوان طراح صحنه خودش حضور داشته و با همان لباس‌های خودش مقابل دوربین ظاهر می‌شود. حالا «گوران» و «تهرانی» هر دو از این تجربه راضی هستند. «گوران» البته در خصوص این تجربه می‌گوید: «هدیه تهرانی پس از مرحله بازبینی به گروه نمایش ما ملحق شد و نظارت بسیار خوبی در خصوص صحنه و لباس ارائه داد. او طراحی این نمایش را به عهده گرفت که برای من بسیار ارزشمند بود؛ چرا که به‌رغم اینکه از میانه راه به ما ملحق شد کاملا با گروه نمایش منطبق و هماهنگ بود. تهرانی فضای تئاتر را بسیار خوب می‌شناسد و طراحی صحنه و لباس نمایش را به خوبی پوشش می‌دهد.»

به هر حال «گوران» در این نمایش متنی را براساس یکی از شناخته‌شده‌ترین نمایش‌نامه‌های «لورکا» به صحنه برده است، اگرچه اصرار فراوانی دارد تا به این نکته اشاره کند که هر آنچه که در این نمایش اتفاق افتاده است، نگاه خاص او به این نمایش‌نامه بوده و او صرفا این نمایش را با همان سبک و سیاق به اجرا در نیاورده است. گوران در گفت‌وگو با دنیای‌اقتصاد می‌گوید: «همواره باید مخاطب را در نظر گرفت و سپس نمایش را برای اجرا آماده کرد. من به هیچ وجه موافق هنر شخصی نیستم چرا که هنر برای مخاطب است. اگرچه نمایش «یرما» یکی از برجسته‌ترین آثار لورکاست، اما من سعی کردم به گونه‌ای عمل کنم که مخاطبان بیشتری را در نظر گرفته باشم؛ گو اینکه تالیف خودم را برای آن دارم و روایت کار را به هم ریخته‌ام، اما متن را حذف نکرده‌ام. در واقع در نمایش فعلی دغدغه متن معکوس است. ما با اثری مواجه هستیم که ۶۵ سال قبل نوشته شده ولی برای اجرای آن وفادارانه تغییراتی را به وجود آوردیم تا مناسب زمان حال باشد.»

«فدریکو گارسیا لورکا» نویسنده «یرما» درخشان‌ترین شاعر نویسنده همیشه اسپانیا است، با شهرتی جهانی که از واژه‌های غنی شعر بی‌تکرار و دردناکش سر می‌زند. بدین ترتیب «گوران» همه چیز را در اختیار دارد تا نمایشی را به روی صحنه ببرد که به عنوان یکی از پرمخاطب‌ترین نمایش‌های نیم سال اول مطرح شود. هرچند که این اتفاق آن‌چنان که انتظار می‌رفت، رخ نداد. داستان به گونه‌ای روایت می‌شود که از هر نقطه‌ای می‌توان با آن روبه‌رو شد، اما به راحتی با آن ارتباط برقرار می‌شود، به این معنی که داستان، در عین سادگی، آن‌چنان در هم پیچیده پیش می‌رود که صرفا این داستان گویی نیست که مخاطب را زمانی حدود ۱۵۰ دقیقه، بدون کوچکترین خستگی روی صندلی‌های خود میخکوب می‌کند بلکه این درک درست مولف در ارائه مفاهیم فلسفی و اسطوره‌ای است که دور از شعارزدگی‌های رایج امروزی، مفاهیم را به عمق برده و مخاطب را به تفکر وامی‌دارد. در این نمایش تصویر زنی را می‌بینیم که سردی و کرختی سراسر آن را پر کرده است و بدین وسیله از ابتدایی‌ترین لحظه نمایش، قرارداد مولف را برای اجرای نمادین در می‌یابیم. نمادی که مفهوم را در پس لایه‌های عمیق خود پنهان می‌کند.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

ارسال دیدگاه

دنیای اقتصاد را بعنوان منبع مورد اعتماد خود به گوگل معرفی کنید افزودن