شــــــــرق به غـــــــرب نرسید
سوم اکتبر مصادف بود با هجدهمین سالگرد اتحاد مجدد کشور آلمان و ملحق شدن پنج ایالت تشکیلدهنده جمهوری دموکراتیک آلمان (GDR یا آلمان شرقی) به جمهوری فدرال آلمان (FRG یا آلمان غربی). به همین مناسبت جشن باشکوهی در برلین برپا شد که البته بهرغم اختلاط برنامههای فرهنگی و هنری با سخنرانیهای سیاسی و اقتصادی باز هم نتوانست مانع از تظاهرات منتقدان چپگرا و مخالفان کاپیتالیسم در آلمان شود. پیکان منتقدان، به طور ویژه متوجه روند رو به رشد سرمایهداری و تعمیق شکافهای طبقاتی در جامعه آلمان است.
سوم اکتبر مصادف بود با هجدهمین سالگرد اتحاد مجدد کشور آلمان و ملحق شدن پنج ایالت تشکیلدهنده جمهوری دموکراتیک آلمان (GDR یا آلمان شرقی) به جمهوری فدرال آلمان (FRG یا آلمان غربی). به همین مناسبت جشن باشکوهی در برلین برپا شد که البته بهرغم اختلاط برنامههای فرهنگی و هنری با سخنرانیهای سیاسی و اقتصادی باز هم نتوانست مانع از تظاهرات منتقدان چپگرا و مخالفان کاپیتالیسم در آلمان شود. پیکان منتقدان، به طور ویژه متوجه روند رو به رشد سرمایهداری و تعمیق شکافهای طبقاتی در جامعه آلمان است. پاهای لرزان تکه شرقی
در حالی که هیچ کشوری در اروپا، دوتکه نشده بود، جنگ جهانی دوم، این پدیده را به اروپا آورد و آلمان متجاوز را دو پاره کرد. پارهای از آلمان را استالین و روسها برداشتند و تکه دیگر آن نصیب غرب و آمریکا شد.
از همان سالهای اول این رویداد عجیب، رقابت برای نشان دادن برتری یک تفکر بر یک ایدئولوژی در دو پاره آلمان آغاز شد. آمریکاییها با ارائه طرح مارشال و اردوگاه سوسیالیسم به رهبری اتحاد جماهیر سوسیالیستی شوروی (سابق) با ارائه طرح اقتصاد متمرکز و تاسیس حزب واحد سراسری در پاره شرقی آلمان، رقابت را آغاز کردند. تجربه نشان داد که آلمان غربی به دلیل استفاده از مزیتهای اقتصاد آزاد و کمکهای غربی و همچنین آزادیهای سیاسی و مدنی با سرعت به سمت اقتصادی بزرگ حرکت کرد و پس از آمریکا و ژاپن در مقام سوم اقتصاد جهان ایستاد. آلمان شرقی، اما راه دیگری طی کرد و پس از اینکه دیوار برلین فرو ریخت، معلوم شد که چیزی برای عرضه ندارد. روزهایی که در آن قرار داریم، همزمان با بیستمین سالگرد برچیده شدن دیوار برلین میان دو تکه آلمان و یکپارچه شدن آن است. مقامهای آلمان میگویند ۶میلیارد یورو برای بازسازی و نوسازی شرق کشورشان هزینه کردهاند، اما هنوز زمان زیادی برای ایستادن روی پای خود در این بخش باید طی شود.
هنوز کار زیادی در پیش است:
سالگرد وحدت آلمان
حدود دو دهه، از وحدت دو آلمان و فروریزی دیواری میگذرد که غرب و شرق این کشور را از هم جدا میساخت. وزیر آلمان برای بازسازی شرق میگوید، اگر چه روند وحدت آلمان دستاوردهای زیادی داشته، ولی هنوز کار زیادی در پیش است. هنوز چالشهای بزرگی وجود دارد که باید بر آنها چیره گشت. ولی هنوز کار زیادی در پیش است.
تاکنون صدها میلیارد یورو صرف بازسازی شرق آلمان شده و میشود، ولی این منطقه هنوز روی پای خود نایستاده است.
طبق تازهترین گزارش، برابرسازی استاندارد زندگی میان غرب و شرق آلمان، هنوز یک دهه طول خواهد کشید. بسیاری از مردم شرق آلمان، هنوز احساس میکنند که شهروندان درجه دو هستند.
وعدههای «ولفگانگ تیفنزه» وزیر آلمان برای بازسازی شرق، بسیار امیدوارکننده بود. وی به هنگام ارائه گزارش امسال درباره وحدت آلمان تاکید کرد که باید به مردم حقیقت را گفت. به گفته وی، اگر چه روند وحدت آلمان دستاوردهای زیادی داشته، ولی هنوز کار زیادی در پیش است. هنوز چالشهای بزرگی وجود دارد که باید بر آنها چیره شد.
بازسازی تا ده سال دیگر طول میکشد
این تشخیص سالها است که وجود دارد. دولت، هنوز سالانه سی میلیارد یورو از غرب به شرق منتقل میکند. علت آن این است که در ایالتهای جدید آلمان، میانگین بازده اقتصادی هر نفر، فقط ۷۰درصد بازده اقتصادی در غرب است. روند برابرسازی شرق با غرب، هنوز پایان نیافته و دستکم ده سال دیگر طول میکشد تا شرق بدون تزریق کمکهای مالی بتواند روی پای خود بایستد.
پروفسور «اولریش بلوم» پژوهشگر اقتصادی، این پیشبینی را واقعبینانه میداند و میگوید: «شانس منصفانهای وجود دارد که این روند ده سال دیگر پایان یابد. ما، در سالهای گذشته شاهد یک روند بسیار جالب تجدید صنعتی شدن در شرق آلمان هستیم. ما توانستیم صنایع را تقویت کنیم».
Bildunterschrift: Großansicht des Bildes mit der Bildunterschrift: جشن سالگرد وحدت آلمان در دروازه براندنبورگ برلین در سال ۱۹۹۰ بلوم مدیریت انستیتوی پژوهش اقتصادی در شهر هاله را برعهده دارد. این مرکز، مسائل رشد اقتصادی شرق آلمان را بررسی میکند. وی نسبت به آینده خوشبین و معتقد است که صنایع در شرق با شتاب بیشتری نسبت به غرب آلمان رشد میکنند. در برخی از گسترهها، مانند فنآوری انرژی و محیط زیست، شرکتهای بزرگی در شرق آلمان سرمایهگذاری کردهاند و این منطقه در سطح آلمان غربی قرار دارد.
ولی این تنها یک روی سکه است. فراتر از مراکز رشدی که وجود دارد، مهاجرت نیروهای جوان از شرق به غرب همچنان ادامه دارد. بسیاری از مناطق از سکنه خالی میشوند. در چنین مناطقی، کل زیرساختهای اجتماعی در حال زوال است: خانههای خالی تخریب و مدرسهها بسته میشوند. به خاطر کمبود پزشک، پرستاران کار درمان را برعهده میگیرند.
بیکاری، معضل اصلی شرق
بیکاری نیز هنوز یکی از معضلات بزرگ در شرق آلمان است. تیفنزه نیز از این مساله شاکی است و میگوید: «این تازیانه بیکاری، به ویژه بیکاری درازمدت و این مساله که آدمهایی با تخصص بالا نمیتوانند مشارکت کنند، بر روحیهها تاثیری منفی میگذارد. و این مسالهای نیست که بتوان آن را با این سخنان التیام بخشید که: «شما حالا از زیرساختهای بهتری برخوردارید و شهرهای شما مرمت شدهاند و میتوانید به هر جا میخواهید سفر کنید». البته درصد بیکاری در شرق آلمان این اواخر کاهش یافته، ولی هنوز حدود ۱۳ درصد است. بسیاری از شغلها آنچنان کمدرآمد هستند که دولت ناچار است با پشتیبانی مالی خود، دستمزدها را تقویت کند. حزب چپ آلمان میگوید که شرق آلمان به منطقهای بزرگ برای دستمزد پایین تبدیل شده است.«گزینه لوتش» نماینده پارلمانی این حزب میگوید: «تقریبا بیست سال پس از شکاف در دیوار، غرب و شرق هنوز یکی نشدهاند. ما تفاوتهای اجتماعی عظیمی داریم. در شرق بویژه زنان از مناسبات کاری دشوار در رنج هستند. آنان نمیتوانند زندگی خود را تامین کنند. این امر ازجمله باعث میشود که ساختارهای اجتماعی در شرق آلمان همواره بدتر شوند و زنان سرزنده و فعال، شرق را ترک کنند».نتیجه آن که: شرق آلمان از دیدگاه تحولات جمعیتی، جزو مناطق بحرانی اروپا به شمار میرود. بهرغم افزایش اندک نرخ زاد و ولد، در هیچ جای اروپا شمار نوزادان پایینتر از شرق آلمان نیست. مردم شرق آلمان در یک نظرسنجی در ماه ژوئن امسال، در برابر این پرسش که انتظار شما از صدراعظم آلمان چیست، بیش از همه سه چیز را نام بردند: محل اشتغال بیشتر، دستمزد برابر و حق بازنشستگی برابر با غرب.