یادداشت
دستکش مخملی خصوصیسازی
معماران خصوصیسازی روسیه از خطرات اجرای ضعیف حقوق مالکیت آگاه بودند. با این حال به علت تاکید بر عرصه سیاست، اصلاحطلبان پیشبینی کردند که نهادها، به تبع حقوق مالکیت شکل میگیرند و راه دیگری نمیروند.
جوزف استیگلیتز
معماران خصوصیسازی روسیه از خطرات اجرای ضعیف حقوق مالکیت آگاه بودند. با این حال به علت تاکید بر عرصه سیاست، اصلاحطلبان پیشبینی کردند که نهادها، به تبع حقوق مالکیت شکل میگیرند و راه دیگری نمیروند.
نه فقط فرض میشد که نهادهای حکمرانی تنظیمی و شرکتی خود به خود به وجود میآیند، بلکه طرفداران این نظریه تصور میکردند که این نهادها عملا در روسیه در حال شکلگیریاند. «نهادهای حمایتکننده حکمرانی شرکتی، از قبیل بخش بانکداری و بازارهای سرمایه، تا حدی به این خاطر که فرصتهای کسب سود توسط بنگاههای خصوصی شده در دسترس قرار گرفته است به سرعت در حال رشد هستند.»
تاریخ نگاران کاملا متعجب خواهند شد چگونه برنامهای که معماران خصوصیسازی روسیه اجرا کردند به شکلگیری نظامی منجر شد که الیگارشی اقتصادی و نابسامانی، مشخصه آن است. براساس نظریه دست رباینده، دولت به طرز علاجناپذیری فاسد است، در حالی که به بخشخصوصی با عینک خوشبینی نگاه میکنند. با این حال برنامه حاصل از انتقال داراییها به بخشخصوصی بدون ضمانتهای تنظیمی (که به معنی سیاستزدایی است) فقط توانست «دسترباینده» را درون «دستکش مخملی» خصوصیسازی قرار دهد. این «دست رباینده» همچنان به چپاول خود ادامه میدهد در حالی که امید کمتری به مهار عمومی میرود. آزادسازی سریع حسابهای سرمایه به «بخش بانکداری» که قبلا مورد اشاره قرار گرفت، اجازه داد تا دهها میلیارد دلار به صورت قاچاق هر ساله از روسیه به غارت برده شود در حالی که معماران آزادسازی حساب سرمایه در مورد میلیاردها دلار بدهی بینالمللی مذاکره میکردند. نیروهای سیاسی و اقتصادی یعنی همان انگیزهها- دستاندرکارند و پیامدهایشان بسیار با آنچه طرفداران نظریه دست رباینده پیشبینی میکردند، متفاوت است.
چرا باید متعجب شویم؟ نخستین بار نیست که گروههای هم سود صاحب نفوذ از فرآیندهای سیاسی برای حفظ و تقویت منافع اقتصادی خویش استفاده میکنند. آنچه در مورد این واقعه خاص جلب توجه میکند، این است که اقتصاددانان که باید بهتر از بقیه میدانستند، به ایجاد این گروهها و منافع خاص کمک کردند؛ چرا که تا حدی باور داشتند پیامد نیروهای کوزی به لحاظ اجتماعی کفایت میکند، هر چند تاریخ برخلاف این باور شهادت میداد.
دستکش مخملی بر دست دولت پوشانیدن مشکل زیربنایی قدرت عمومی یا خصوصی غیرمسوولانه را حل نمیکند.
ارسال نظر