یادداشت

پایان سرمایه‌داری؟

شماره روزنامه: ۱۶۳۸ تاریخ چاپ: شماره خبر: ۴۷۵۶۷۱ بیشتر

ایرانی‌ها میانه خوشی با سرمایه‌داری ندارند. واژه «سرمایه‌دار» ذهن ایرانیان را بلافاصله یاد شیادان و کلاهبردارانی می‌اندازد که با غارت اموال عمومی‌‌‌به نان و آبی رسیده‌اند و برای خودشان ثروتی به هم زده‌اند.

ایرانی‌ها میانه خوشی با سرمایه‌داری ندارند. واژه «سرمایه‌دار» ذهن ایرانیان را بلافاصله یاد شیادان و کلاهبردارانی می‌اندازد که با غارت اموال عمومی‌‌‌به نان و آبی رسیده‌اند و برای خودشان ثروتی به هم زده‌اند. در دوگانه میان فقیر و غنی، ایرانیان عموما جانب طرف فرودست را می‌گیرند، گویی در تمام این دعاوی، افراد توانگر در حکم غاصب و ظالم بوده و فرودستان مظلومانه استثمار شده‌اند. ذهن ضد سرمایه‌داری ایرانیان البته همیشه در قضاوت های بیرونی اینگونه بی‌رحمانه قضاوت می‌کند، وگرنه وقتی پای منافع شخصی وسط می‌آید، شهروندان در حکم انسان‌هایی عملگرا ظاهر می‌شوند و بی‌هیچ تعارفی مال‌اندوزی پیشه می‌کنند و همه شعارهای ضد سرمایه‌داری خود را به کناری می‌‌‌گذراند؛ گویی مرگ بد است اما برای همسایه. به این ترتیب رفتار این قبیل شهروندان با نوعی پارادوکس مواجه است، از طرفی سرمایه‌داری را مذموم می‌‌‌شمارند و در نکوهش جهد بلیغ می‌ورزند و از طرف دیگر برای اندوختن سرمایه بیشتر، از هیچ تلاشی فروگذار نمی‌کنند. فرادستان را به زبان مذمت می‌کنند و در دل آرزو می‌کنند هم رتبه آنان شوند. چنین است که روزها فکرشان این است و همه شب سخنشان که سرمایه‌داران از قله به پایین افتند و سقوطی سخت را تجربه کنند. از پس چنین تفکراتی است که بحران مالی آمریکا در روزهای گذشته با اقبال و اظهار خشنودی مخالفان سرمایه‌داری روبه روشده است و سردمداران این تفکر می‌کوشند سرمستانه تیتر بزنند و فریاد برآورند که سرمایه‌داری شکست خورد و غول‌ها به زانو در آمدند.اظهار خشنودی از این بابت چنین است که گویی بحران مالی بانک‌ها در ایالات متحده، به رونق دیگر بانک‌ها منجر می‌شود و با ورشکست شدن موسسات مالی در آمریکا، موسسات وطنی نان و آبی به کف می‌آورند و عدالتخواهان جهان از بابت آن پیروزی بزرگی را تجربه می‌کنند. بحران اخیر پیش آمده در بزرگترین اقتصاد جهان از طرف دیگر، برخی دولتمردان حامی‌‌‌تفکر اقتصاد دولتی را در این فکر انداخته تا از آب گل آلود ماهی بگیرند و بر مکانیسم‌های کنترلی دولت در اقتصاد تاکید کنند. به نظر می‌‌‌رسد خوشحالی دولت‌گرایان، پیامد یک اشتباه فاحش است. این افراد گویی توجه نمی‌کنند که اگر بی مسوولیتی بانک‌های تحت الحمایه دولت در آمریکا نبود، اقتصاد این کشور چنین روزهایی را تجربه نمی‌کرد. درواقع بحران مالی شکل گرفته در ایالات متحده به علت قصور بخش خصوصی نبوده است و سرمایه‌داران کمترین نقش را در آن داشته‌اند. از این رو است که به مخالفان سرمایه‌داری و طرفداران اقتصاد دولتی باید نهیب زد که دست از هلهله و شادی بر دارند و خواب و خیال برشان ندارد که در وضع پیش آمده می‌توانند بار دیگر شعارهای نخ نما شده و پوسیده خود را به جامعه عرضه کنند. از سوی دیگر برای ایرانیانی که با نگاه ضد بورژواری، چشم به راهند برای سرمایه‌داری مجلس ختمی‌‌‌برپا شود و در آن نقل و نبات توزیع کنند چاره‌ای نیست جز آن که بردبارانه بنشینند و ببینند که اقتصاد جهانی چگونه بحران پیش‌آمده را حل و فصل می‌کند.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

ارسال دیدگاه

دنیای اقتصاد را بعنوان منبع مورد اعتماد خود به گوگل معرفی کنید افزودن