نگاه

برندگان و بازندگان جهانی‌سازی - ۲۵ شهریور ۸۷

شماره روزنامه: ۱۶۱۹ تاریخ چاپ: شماره خبر: ۴۷۱۷۹۹ اقتصاد-سیاسی

ترجمه: پروین گودرزی<br>در این زمانه موضوعات اقتصادی بسیار کمی وجود دارد که بتواند مانند بحث جهانی‌سازی اقتصاد اشتیاق شدید را تحریک کند.

ترجمه: پروین گودرزی

در این زمانه موضوعات اقتصادی بسیار کمی وجود دارد که بتواند مانند بحث جهانی‌سازی اقتصاد اشتیاق شدید را تحریک کند. تعداد تظاهر کنندگان ضدجهانی‌سازی از سال ۱۹۹۹ که تقاضای توقف فرآیند جهانی‌سازی را داشته‌اند در هر اجلاس بانک جهانی، سازمان تجارت جهانی (WTO) و صندوق بین‌المللی پول (IMF) کاهش می‌یابد، گرچه آنها مجمع جهانی اقتصاد در داووس را هم به سفرنامه خود اضافه کرده‌اند.

مخالفان جهانی‌سازی، علاوه بر چیزهای دیگر، مدعی اند جهانی‌سازی به فقرا آسیب می‌رساند، تجارت‌های بومی را نابود می‌کند، دستمزدها و معیارهای کار را کاهش داده و به محیط زیست آسیب‌ می‌رساند. طرفداران جهانی‌سازی، عمدتا دانشگاهیان، معتقدند جهانی‌سازی موجب ایجاد رشد اقتصادی، اشتغال، کارآیی، همگرایی جهانی و رفاه اقتصادی می‌شود.

گوییلرمو دلا دهیسا نویسنده کتاب «برندگان و بازندگان جهانی‌سازی» سعی کرده با تحلیل‌های فنی، واقع‌بینانه و منصفانه در بحث جهانی‌سازی، جزئیات اثرات اقتصادی آن را بر افراد، حکومت‌ها و دولت‌های ملی به خوانندگان ارائه کند. وی می‌گوید: بازندگان اصلی، قربانیان جهانی‌سازی نیستند، بلکه قربانیان فقدان جهانی‌سازی‌اند و بدین‌سان خود را صادقانه در اردوگاه طرفداران جهانی‌سازی قرار می‌دهد. نویسنده کتاب برندگان و بازندگان جهانی‌سازی معتقد است آن دسته از کشورهای آمریکای لاتین و همچنین برخی کشورهای توسعه یافته که سیاست‌ها و خط‌مشی‌هایی بر ضد سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی اتخاذ کرده و شهروندان خود را قربانی می‌کنند، همانند سقوط گفت‌وگوهای تجاری دوحه به زیان رفاه اقتصادی جهان خواهد بود.

دلا دهیسا جهانی‌سازی را به عنوان یک فرآیند پویای آزادسازی، آزاداندیشی و اجماع و یکپارچگی جهانی در گستره‌ وسیعی از بازارها، بازار نیروی کار تا کالاها و بازار خدمات تا سرمایه و فناوری تعریف می‌کند، اما همانند هر فرآیند در تغییرات اقتصادی، برندگان و بازندگانی وجود دارند. او معتقد است که افراد با مهارت‌های کم در کشورهای توسعه یافته گروهی هستند که در جایگاه بیشترین بازندگان جهانی‌سازی قرار می‌گیرند. در حالی که تقاضا برای خدمات کارکنان ماهر افزایش می‌یابد، تقاضا برای خدمات کارکنان با مهارت کم کاهش می‌یابد، بنابراین این احتمال هم افزایش می‌یابد که سهم درآمد ملی کاهش خواهد یافت.

به‌علاوه هر چه سرمایه بیشتر و بیشتر متحرک می‌شود بنگاه‌ها، بخش‌ها و قسمت‌های کاربر فرآیند تولید را به نقاطی که دستمزد و پرداخت‌ها در آن بسیار کمتر است، می‌برند. توافقات تجاری بین ایالات متحده و برخی کشورهای کمتر توسعه یافته نیز، بنگاه‌های آمریکایی را به انتقال برخی عملیاتشان در خارج از کشور تشویق می‌کند.

از این گذشته تعداد زیاد مهاجران با مهارت کم (قانونی و غیرقانونی) که مایل به کار با دستمزد کمتر از آنچه که آنها به کارگران با مهارت کم در کشورهای توسعه یافته پرداخت می‌کنند، وضع نامساعد و ضرر بیشتری را برای کارگران ماهر در کشورهای توسعه یافته ایجاد خواهد کرد. کارگران با مهارت کم در کشورهای کمتر توسعه یافته، به هر حال، در جایگاه بهره‌مندی و منافع ناشی از جهانی‌سازی به دلیل انتقال عملیات بنگاه‌های خارجی به کشورشان قرار می‌گیرند. اگرچه این نظر درست است که جهانی‌سازی کارگران با مهارت کم را در کشورهای توسعه یافته در وضعیت نامساعدی قرار می‌دهد، ولی به نظر می‌رسد فشارهای زیادی که بر روی کارکنان ماهر در این کشورها وارد می‌کند، نادیده و ناچیز گرفته شده است.

بنگاه‌ها در کشورهای توسعه یافته به نحو فزاینده‌ای از کارکنان ماهر دیگر کشورها (هند و چین به سرعت به ذهن می‌آیند) برای تولید انواع خدمات استفاده می‌کنند. مهندسی، رادیولوژی، طراحی وب‌سایت، حسابداری، طراحی چیپ و توسعه نرم‌افزارهای پیشرفته‌ کامپیوتری، برخی از بیشترین خدماتی هستند که بنگاه‌های کشورهای توسعه یافته با منبع خارجی انجام می‌دهند. علاوه بر این، بسیاری از کشورها کارگران ماهر را در زمینه‌هایی که کمبود وجود دارد وارد و استخدام می‌کنند. پس همان‌گونه که جهانی‌سازی برای کاهش اجرت کارکنان با مهارت کم در کشورهای توسعه یافته فشار وارد می‌کند، به همین صورت در این کشورها برای کاهش دستمزد کارکنان ماهر نیز فشار وارد می‌سازد. شرکت‌های چند ملیتی نقش مهمی را در رشد جهانی‌سازی اقتصاد بازی می‌کنند. آنها حجم و اندازه تجارت جهانی را تحت تاثیر قرار داده و مسوول اصلی افزایش سریع سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی هستند. اعتقاد بر این است جهانی‌سازی رقابت جهانی را تشدید کرده و بنگاه‌های بیشتر و بیشتری، قسمت‌های مختلف فرآیند تولید خود را در خارج برای باقی ماندن رقابت مستقر می‌سازند.

بنابراین، گسترش و افزایش جهانی‌سازی منجر به رشد شرکت‌های چند ملیتی خواهد شد. اعتقاد بر این است که شرکت‌های چند ملیتی بزرگتر شده و کسب سود و تملک دارایی‌ها و ادغام آنها افزایش می‌یابد. اگرچه اطمینان و یقینی نیست که بنگاه‌های بزرگ چطور می‌توانند رشد کنند، اما این اطمینان هست که رشد آنها منتج به انحصارهای جهانی نخواهد شد، زیرا احکام و مراجع مسوول در هر کشوری برای جلوگیری و تضمین این که رقابت زیر پا گذاشته نمی‌شود وجود دارد.

جهانی‌سازی به شرکت‌های چند ملیتی اجازه می‌دهد با استفاده از پناهگاه‌های مالیاتی و قیمت‌گذاری انتقال از پرداخت مالیات سرباز زنند. به همین اندازه مهم این است که جهانی‌سازی به شرکت‌های چند ملیتی اجازه می‌دهد تا به سرعت از کشورهایی که نرخ مالیات در آن رقابت جهانی ندارد حرکت کرده و خارج شوند.

حرکت ناگهانی یک شرکت چند ملیتی از یک کشور کمتر توسعه یافته می‌تواند تاثیر خیلی طولانی و ممتدی بر روی بیکاری داشته باشد، زیرا در بسیاری از کشورهای کمتر توسعه یافته هزینه فرصت نیروی کار ممکن است صفر یا نزدیک به صفر باشد.

جهانی‌سازی نیروی کشورهای بیشتر و بیشتری را برای همکاری و مشارکت جهت مبارزه با قاچاق مواد مخدر و تروریسم به کار می‌گیرد. کشورها پی‌برده‌اند که برخی مشکلات در سطح فراملی بهتر از سطح ملی حل می‌شوند. برای مثال آنها مجوزی را به سازمان تجارت جهانی برای حل و فصل مشاجرات تجارت بین‌الملل داده‌اند. گفته می‌شود جهانی‌سازی برخی گروه‌های قومی و نژادی در داخل برخی کشورها را به تقاضای حقوق خود برای اراده آزاد و استقلال فردی هدایت کرده و این ماهیت دولت‌های ملی را بیشتر تضعیف می‌کند. به هر حال دولت‌های ملی ناپدید نخواهند شد اما جهانی‌سازی «بر مبنای وظیفه و نقش خود و آن‌گونه که درک شده است منجر به تغییرات مهمی خواهد شد».

جهانی‌سازی به نحو نامطلوبی توانایی و قابلیت دولت‌ها برای اجرا و تحقق خط‌مشی‌های اقتصادی را تحت تاثیر قرار می‌دهد. موافقت با اجماع یکپارچه و جهانی بازارهای مالی، برای دولت‌هایی که به دنبال سیاست‌های پولی مستقل و سیاست‌های نرخ ارز در یک موقعیت کاملا ملی هستند، بی‌نهایت مشکل است. هنگام تنظیم بودجه‌ها دولت‌ها باید سیاست‌های مالی دیگر کشورها را نیز در نظر بگیرند.

دبیر و رییس سابق خزانه‌داری دبلیو میشائیل بلومنتال اعلام کرد، تغییرات فناوری و تکنولوژی یک اقتصاد جهانی بوجود آورده که در آن قدرت دولت ملی کاهش یافته و دولت‌ها قابلیت و توانایی تعقیب و تعیین یک سیاست مالی مستقل را از دست داده‌اند و بسیاری از مشکلات (با در نظر گرفتن در محدوده ملی) نیازمند راه‌حل جهانی‌اند. طرفداران جهانی‌سازی معتقدند بازندگان اصلی جهانی‌سازی کسانی هستند که اقتصاد آنها فقدان و عدم جهانی‌سازی را تحمل می‌کند. این برای مردم جزیره کارائیب در دومینیکن، جایی که قسمت اعظم جمعیت آن برای امرار معاش وابسته به تولید موز هستند، قبول مباحثی که تهیدستی آنها را ناشی از عدم جهانی‌سازی می‌داند مشکل خواهد بود. آنها بحث می‌کنند رای و حکم اخیر (WTO) که رژیم اتحادیه اروپا در خصوص موز را غیرقانونی اعلام کرده و باید برچیده شود، امرار معاش خیلی از دومینیکنی‌ها را تباه کرده و تنگدستی آنها بیش از هر چیز ناشی از جهانی‌سازی است.

ادامه دارد

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

ارسال دیدگاه

دنیای اقتصاد را بعنوان منبع مورد اعتماد خود به گوگل معرفی کنید افزودن