کلیسا در برابر بانکداران
با افزایش فعالیتهای اقتصادی در قرون وسطی، نیاز به تبادل پول بیشتر شد. تبدیلکنندگان پول خیلی زود به مقدار زیادی پول دست یافتند و از آن برای وام دادن به بازرگانان استفاده کردند.
با افزایش فعالیتهای اقتصادی در قرون وسطی، نیاز به تبادل پول بیشتر شد. تبدیلکنندگان پول خیلی زود به مقدار زیادی پول دست یافتند و از آن برای وام دادن به بازرگانان استفاده کردند. با افزایش تقاضا، شمار خدمات هم بیشتر شد. فعالیتهای معمول مالی شامل دادن وام، سرمایهگذاری و همچنین اندوختن و نقل و انتقال کارهایی بود که اکنون بانکهای مدرن انجام میدهند.
اما مانع عمده بر سر راه توسعه و رشد بانکها در قرون وسطی، ممنوعیت ربا و محاسبه بهره وام از سوی کلیسا بود. با توسعه فعالیتهای اقتصادی اما پاپها هم به اولین کسانی تبدیل شدند که تاکید میکردند بهره باید برای سرمایهگذاری که پرخطر است، پرداخت شود. از آنجا که یهودیان در آن زمان از داشتن زمین یا مشارکت در کارهای اقتصادی ممنوع بودند، بیشتر به کارهایی مانند تبدیل پول روی میآوردند. بعد از تغییر سیاست کلیسا در مورد ربا، تبدیل شدن به یک صراف آسانتر شد و یهودیان از این کار هم رانده شدند.
در قرون وسطی تجارت تجملاتی بینالمللی در رم متمرکز بود. در پایان قرن ۱۳، فلورنتینز به عنوان پاپ مسوول جمعآوری مالیات و اموال، فلورانس را به کانون بانکداری اروپا تبدیل کرد. تعداد زیادی از خانوادهها در طرحهای توسعه صنعتی و بازرگانی این شهر سرمایهگذاری کردند. در دهه ۱۲۹۰ خانوادههای بردی و پروزی شعبههایی در انگلیس تاسیس کردند و به بانکداران اصلی اروپا تا دهه ۱۳۲۰ تبدیل شدند. در سال ۱۳۳۸ بیش از ۸۰ بانک در فلورانس با دامنه فعالیت در سراسر اروپا دایر بود. در قرن ۱۵ بانکهای شهری تاسیس شدند که از جمله آنها بانکی در بارسلونا در سال ۱۴۰۱ و چند سال بعد از والنسیا بود. یکی از بانکهای باثبات و قدیمی جهان بانک سنت جورج و جنواست که در سال ۱۴۰۷ توسط سرمایهگذاران دولتی تاسیس و به صورت هیات مدیره اداره میشد. بزرگترین خطر بانکداری قرون وسطی دادن وام به پادشاهان اروپایی برای تامین پول جنگ بود. استفاده از تجهیزات توپخانهای هزینه جنگ را بالا میبرد. حاکمان برای تامین مالی این جنگها اغلب نرخ بالایی برای بهره پول میپرداختند که گاه به ۴۵ تا ۶۰درصد میرسید. اگر هم نمیتوانستند خیلی راحت از بازپرداخت آن امتناع میکردند. اکثر ناکامیهای بانکها در اواخر قرون وسطی و رنسانس نتیجه وامهای سنگینی بود که به حاکمان داده میشد و آنها از بازپرداخت آن خودداری میکردند.