مصلح رقابت آزاد در انگلستان
- در سال ۱۸۵۲ در چنین روزی، آرنولد توین بی، اقتصاددان و اصلاح طلب اجتماعی انگلیسی متولد شد.
- در سال ۱۸۵۲ در چنین روزی، آرنولد توین بی، اقتصاددان و اصلاح طلب اجتماعی انگلیسی متولد شد. آرنولد توین بی(۲۳آگوست ۱۸۵۲ -۹ مارس۱۸۸۳)، تاریخدان اقتصادی برجسته انگلیس و همچنین زبانزد برای تعهدات اجتماعی اش در بهبود شرایط زندگی طبقه کارگر بود. توین بی، پسر پزشک جوزف توین بی، پیشگام تخصص گوش، گلو و بینی در زمان خود، در لندن به دنیا آمد. تاریخ دان جهانی، آرنولد جوزف توین بی (۱۸۸۹-۱۹۷۵) که مشهورتر است و اغلب با او اشتباه گرفته میشود، خواهرزاده اش بود. توین بیها چندین نسل در تاریخ اندیشههای انگلیس برجسته بودهاند. توین بی در مدارس عمومی بلک هیث و وولویچ حضور یافت. در سال ۱۸۷۳ وارد رشته اقتصاد سیاسی در دانشگاه آکسفورد شد، ابتدا در کالج پمبروک و از سال ۱۸۷۵ در کالج بلیول، که در آنجا تدریس خود را پس از فارغالتحصیلی در سال ۱۸۷۸ آغاز کرد. سخنرانیهای او در زمینه تاریخ انقلاب صنعتی در قرن ۱۸ و ۱۹ بسیار تاثیرگذار بود. در حقیقت، توئین بی، اصطلاح انقلاب صنعتی را ابداع کرد و ترویج داد. او با شارلوت آتوود، خویشاوند هرولد دیویدسون، رییس دانشگاه استیفکی ازدواج کرد. توین بی در سن ۳۰ سالگی در سال ۱۸۸۳ درگذشت. سلامتیش به سرعت رو به زوال گذاشت، شاید به دلیل خستگی بیش از اندازه او از کار بیش از حد.
به گفته آرنولد توین بی، کاربرد روش تاریخی در اقتصاد نسبی بودن قوانین اقتصادی جهانی فرضی را آشکار میسازد. به عنوان مثال او استدلال میکرد بر خلاف باورهای رایج عموم، تجارت آزاد به طور کلی سودآور نیست، مگر تحت شرایط خاصی که نباید مطلق در نظر گرفته شود. او چند قانون انگشت شمار مانند قانون بازگشتهای نزولی را در سطح جهانی درست میدانست. بنابراین هیچ قانون جهانی وجود نداشت که شدت دخالت حکومت در بازار را نشان دهد و بنابر شرایط، درجات مختلفی از قوانین مناسب بودند.
ایده دیگری که او رد کرد در نظر گرفتن رقابت آزاد مؤثر در پیشرفت اقتصادی و اجتماعی بودو به خصوص در ستایش او در داروینسم اجتماعی منعکس شده است که سیاست اقتصاد آزاد را ترویج میکند. توین بی، «تلاش برای موجودیت صرف و تلاش برای نوع خاصی از زندگی» را یکسان نمیپنداشت. او بر این باور بود که از همان ابتدای تاریخ، تمدن بشری ضرورتا برای «دخالت در تقلای بی رحمانه با هدف بهبود خشونت جنگ و جلوگیری از پایمال شدن موجود ضعیف در زیر پا» طراحی شده بود. اگرچه رقابت آزاد مزیتهای خود، نیروی محرک پیشرفت فنی بودن، را دارد، این مزیتها «به قیمت تلف شدن منابع عظیم نیروی کار و زندگی انسان، که ممکن بود جلوی آن با قوانین گرفته شود، به دست میآمد.»
توین بی به تمایز میان رقابت در تولید از یک طرف و رقابت در توزیع کالا از طرف دیگر اشاره دارد:
«تلاش افراد برای بیشتر دوام آوردن در امر تولید برای جامعه سودمند است و نبرد آنها برای دسته بندی تولید مشترک این گونه نیست. قطب قویتر شرایط خود را دیکته میکند و در حقیقت در روزهای اولیه رقابت، سرمایهداران از تمام قدرت خود برای در مضیقه قرار دادن کارگران استفاده میکردند، دستمزدشان را تا حد قحطی زدگی پایین میآوردند. این نوع رقابت باید بررسی شود؛ هیچ نمونه تاریخی در این زمینه که تا طولانی مدت دوام آورده باشد بدون آنکه با ادغام یا وضع قانون بهبود یافته باشد وجود ندارد. در انگلیس هر دو راه چاره در دست اجرا است، اولی از طریق اتحادیههای تجاری و دومی از طریق وضع قانون کارخانه.» بازار بر پایه رقابت، نه خوب بود و نه بد، اما مانند «یک جریان که شدت و جهت آن باید مشاهده شود، دیوارههای آن کنار میرود تا کار خود را بدون ضرر انجام دهد.» با این وجود، در مراحل اولیه سرمایه داری صنعتی «مانند یک آیه آسمانی پذیرفته شد.»
برای توین بی، سرمایهداری صنعتی اولیه و وضعیت طبقه کارگر در آن، فقط موضوع مطالعات گوشه دنج نبود؛ بلکه او فعالانه درگیر بهبود شرایط زندگی این طبقه زحمتکش شده بود.