درختان «ایرانزمین» خوراک موزائیکها میشوند
مریم خباز<br> این عکس توسط یکی از اهالی منطقه به دفتر روزنامه فرستاده شده است<br>این بار مثل بارهای پیش دیگر کارگران شهرداری شبانه به جان درختهای تهران نمیافتند تا با تیزی بیل و کلنگهایشان ریههای پایتخت را سوراخ کنند. این بار تخریب محیط زیست در روز روشن برابر چشم همگان و با دستهای کارگرانی رخ میدهد که فرمان دارند موزائیکها را جانشین پیکر لاغر درختها کنند.<br>
مریم خباز
این عکس توسط یکی از اهالی منطقه به دفتر روزنامه فرستاده شده است
این بار مثل بارهای پیش دیگر کارگران شهرداری شبانه به جان درختهای تهران نمیافتند تا با تیزی بیل و کلنگهایشان ریههای پایتخت را سوراخ کنند. این بار تخریب محیط زیست در روز روشن برابر چشم همگان و با دستهای کارگرانی رخ میدهد که فرمان دارند موزائیکها را جانشین پیکر لاغر درختها کنند.
این دفعه خیابان ایرانزمین در منطقه شهرک غرب هدف تخریب است؛ جایی که معلوم نیست چه انگیزهای سبب از ریشه کندن درختهای میانه بلوارش شده است.
تصاویر خیلی گویاست وقتی یکی از اهالی این منطقه آنها را در اختیارمان گذاشت جای هیچ شکی باقی نماند. شهرداری منطقه ۲ تهران چند وقتی است مشغول اجرای این طرح است. همان پروژهای که به آن «توسعه خاکستری» میگویند. آنگونه که عکسها نشان میدهد در فاصله میان تیرهای چراغ برق درختان توت با قامت دوسه متری وجود داشتهاند که هر روز با پیشروی طرح، تعداد بیشتری از آنها از سطح باغچه محو میشود.
البته عکسها به اندازه کافی اطمینانبخش هستند، اما برای روشن شدن قضیه پس از چند بار تماس موفق به گفتوگو با مشاور زیستمحیطی شهردار تهران شدیم. محمدهادی حیدرزاده اما منکر هرگونه تخریب شد. او با قاطعیت اعلام کرد که هیچ درختی کنده نشده است بلکه فقط فاصله بین درختها که خاکی بوده در حال موزائیک شدن است و حاشیه دور آنها به خاطر جمعآوری آب باران جدولگذاری میشود.
با این حال گفتههای آقای مشاور با بررسیهای میدانی از محل، فاصلهای زیاد دارد؛ چرا که واپسین مشاهدهها از خیابان ایرانزمین حکایت از ادامه قطع درختان لاغراندام و کندن گودالهای ۲۰ سانتیمتری در پای درختان باقیمانده دارد، - همان مرگ تدریجی- هر چند که هنوز معلوم نیست بر سر درختهای از ریشه کنده این بلوار چه آمده است.
تخریبهای زنجیرهای
اما این پایان راه نیست؛ چرا که بار نخستی هم نیست که دستهای پنهان و آشکار، تخریبهای زنجیرهای در محیط زیست را رقم میزند. اسفندماه پارسال بود که پس از کش و قوسهای فراوان، سازمان جنگلها، مراتع و آبخیزداری در نامهای اعلام کرد که قطع گسترده درختان منطقه «خرگوشدره» تهران با دستور مستقیم رییس سازمان انجام شده است.
در آن روزها فرود شریفی در اظهاراتش خطاب به مدیر کل منابع طبیعی تهران در حالی که هیچ مسوولیتی را متوجه خود نمیدانست، تاکید کرد که قطع درختان خرگوشدره چارهای برای رفع مشکلات حملونقل شهر تهران و توسعه بزرگراهی بوده که شهردار پایتخت خواهانش بوده است. البته در میان این نامهنگاریها به تنها چیزی که فکر نشد تخریب شبانه بیش از ششهزار درخت بود که سرنوشتی بهتر از دفن شدن زیر خروارها خاک پیدا نکرد.
اما گفتنی درباره حوادثی چون قطع درختان آن قدر زیاد است که شاید کسی به یاد نیاورد که درست یک روز پس از «روز درختکاری» (اسفند ۸۶) درختهای خیابان گلبرگ سوم میدان پونک نیز از ریشه درآمد. البته بماند که مسوولان شهرداری این قضیه را هم از جلوه انداختند و این تصویر را تداعی کردند که سیاست شهرداری نه قطع درختان که جابهجایی آنها است. همین بلا بر سر درختان خیابان آزادی هم آمده همان سرنوشتی که برای پهن کردن بزرگراه چمران بار دیگر گریبان درختها را گرفت.
قانونی که هیچ کس به آن احترام نمیگذارد
وقتی خبر قطع درختان جنگل لویزان در رسانهها پخش شد، واکنشهای مسوولان شهری به آنها بسیار جالب توجه بود تا آنجا که محمدباقر قالیباف سخن از برخوردهای سیاسی با این موضوع به میان آورد و مهدی چمران از نمایندگان رسانهها خواست تا آن را به چالش بزرگ شهری تبدیل نکنند! اما خبر خیلی بیپرده بود؛ قطع ۱۰هزار اصله درخت، چیزی که عدهای خواستند بیاهمیت جلوهاش دهند.
اما این بیتفاوتیها در حالی هر روز بیشتر میشود که چندی پیش نمایندگان مجلس شورای اسلامی با دست گذاشتن بر این موضوع، قانونی را تصویب کردند که برابر آن قطع درختان بدون مجوز شهرداری ممنوع خواهد بود. این قانون که برگرفته از طرح شورای عالی استانها است با ۱۵۰ رای موافق، پنج مخالف و ۱۵ ممتنع از مجموع ۱۹۷ نماینده حاضر در صحن به تصویب رسید تا مطابق آن از قطع بیرویه درختان، قطع هر نوع درخت در پیادهراهها، میدانها، بزرگراهها، پارکها، باغها، بوستانها و محلهایی که به تشخیص شورای اسلامی شهر، باغ شناخته میشوند، بدون اجازه شهرداری جلوگیری شود.
این درحالی است که برابر اصلاحیه تبصره ۳ ماده ۴ این قانون، مالکان باغها و محلههایی که به صورت باغ شناخته میشوند وظیفه دارند به ازای درختهایی که اجازه قطع آنها از سوی شهرداری صادر شده و به تعدادی معادل دوبرابر «محیطبن» درختان قطع شده در همان محل یا هر محلی که شهرداری تعیین کند، درختان با محیطبن دستکم ۱۰ سانتیمتری بکارند. همچنین برابر این قانون مقرر شده است هرکس که بدون دریافت مجوز از شهرداری و برخلاف مقررات، درختان را قطع کند یا زمینههای از بین رفتن آن را فراهم کند به حبس تعزیری از یک تا شش ماه و پرداخت جزای نقدی از یک تا ۱۰میلیون ریال محکوم میشود. حالا با وجود این قانون که زیاد هم سفت و سخت و بازدارنده نیست، این شهرداری و پیمانکاران هستند که کمتر به مفاد قانون توجه میکنند؛ چرا که قطع درختان و منوط کردن آن به اجازه شهرداری همیشه راه گریزی را باز میکند تا پیمانکاران از مصلحتهای شهری برای توسعه سخن به میان بیاورند، یعنی همان چیزی که مخالفت با آن هرگز راه به جایی نمیبرد.