وقتی جامعه بی فضیلت می شود
[ علی کدخدازاده* ]<br>بررسی جامعه شناسانه رفتار مردم ایران و نگاه آنها به تحرک اجتماعی و شایسته سالاری<br>جامعهای که در آن زندگی میکنیم چه ویژهگیهایی دارد؟
[ علی کدخدازاده* ]
بررسی جامعه شناسانه رفتار مردم ایران و نگاه آنها به تحرک اجتماعی و شایسته سالاری
جامعهای که در آن زندگی میکنیم چه ویژهگیهایی دارد؟
پاسخ به این سوال از ضروریترین امور برای برنامهریزی در هرنظام سیاسی است. نوع نگرشها، تلقیها و باورهای هرجامعه نشان میدهد که سازوکار برنامهریزی و هدایت اجتماعی چگونه است و جامعه به صورت طبیعی چه مسیری می پیماید.شناخت این ویژگی از راههای مختلف ممکن است. مطمئن ترین روش که موجب درک روشن تری می شود پیمایش های ملی است .اما از آنجا که این روش بسیار دشوار و پر هزینه است و تنها از عهده دولت ها بر می آید محققان با قدری آسان گیری می کوشند با بررسی پاره ای نهاد های اجتماعی به فهمی نسبی و محدودتر از وضعیت جامعه برسند. به عنوان نمونه بررسی نهاد خانواده ابعاد مختلفی از واقعیتهای اجتماعی را نشان می دهد . ساختار قدرت، مراجع تصمیمگیری،برابری جنسی، امتداد عاطفی و نظایر آن موضوعاتی است که از این بررسی به دست میآید. به عنوان مثال هماکنون در خانوادهها گرایش به تحصیل دختران به شدت افزایش یافته است. در این خصوص چافنر- جامعه شناس و نظریه پردازی که به همران بلومبرگ بر روی قشر بندیهای جنسیتی کار کرده است- نظریهای ارائه کرده است که بر اساس آن" وقتی در جامعهای بین دختران احساس بیعدالتی جنسیتی رشد میکند، انگیزه آنان
برای تحرک اجتماعی افزایش مییابد."
از دیگر راههای بررسی وضعیت اجتماعی، توجه به پدیدههای اجتماعی است. در این خصوص میتوان به فوتبال اشاره کرد. در جهان امروز فوتبال را نه یک ورزش که یک پدیده اجتماعی می دانند . گروهی حتی از این هم فراتر می روند و فوتبال را همسنگ نهاد های اجتماعی به شمار می آورند. در این مقام فوتبال فقط بازی ۲۲ بازیکن نیست، بلکه بازیکنان، داوران، تماشاگران، مدیران ورزشی، رسانهها و اقتصاد فوتبال مد نظر است. با بررسی وضعیت فوتبال در یک جامعه میتوان مفاهیمی چون رقابت، قدرت، واقعبینی، برنامهریزی، انسجام اجتماعی، سلامت روابط اقتصادی و ... را دریافت.
واقعیتها نشان میدهد که رابطه معنیداری بین ورزش و توسعه اجتماعی- اقتصادی وجود دارد. حتی گروهی از جامعهشناسان معتقدند بین فرهنگ ونگرش غالب یک جامعه با سبک فوتبال در آن جامعه تشابه معناداری وجود دارد. در این خصوص آنان از رابطه بازی تکنیکی فوتبالیستهای آمریکای لاتین و تجلی رئالیسم جادویی در ادبیات این کشورها، منطق پوزیتیویستی هربرت اسپنسری در بریتانیا و نوع بازی فوتبالیستهای جزیره، رابطه خردگرایی مهندسیگونه آلمانی و روح فلسفه هگلی با فوتبال مهندسی شده این کشور، تنوع فرهنگی اسپانیایی و فوتبال ترکیبی در این سرزمین و... سخن میرانند.
راه دیگر شناخت یک اجتماع، بررسی رفتارهای اجتماعی است. در این خصوص میتوان به رفتارهای ترافیکی اشاره کرد. از اتومبیل به عنوان نماد قدرت یا " خدایگانی" نام میبرند. راننده در پشت فرمان اتومبیل به یک قدر قدرت تبدیل میشود. از این منظر میتوان میزان انعطاف پذیری، گذشت، قانونمداری، مدارا، خردگرایی، آینده نگری وسلامت یک جامعه را حدس زد. بررسیها نشان میدهد که نوع رانندگی و سامان ترافیکی یک جامعه رابطه معنیداری با وضعیت اقتصادی آن جامعه دارد. جادههای خراب، تجهیزات غیر استاندارد، امکانات اندک پلیسی، اتومیبلها فرسوده و رانندگان نگران و آشفته نتیجهای جز افزایش تلفات جادهای ندارد. به عنوان نمونه، تا دهه گذشته ترکیه یکی از بحرانیترین وضعیتهای ترافیکی در جهان را داشت اما به موازات اندک تغییرات دمکراتیک در این کشور و افزون شدن برتوان اقتصادی این سرزمین به شدت از میزان خسارتها و تلفات رانندگی و آشفتگیهای ترافیکی در ترکیه کاسته شد.با این گذر اجمالی، به یکی دیگر از راههای شناخت وضعیت اجتماع در هر نظام سیاسی میرسیم: بررسی وضعیت مفاهیم پایه در این جوامع.
تحرک اجتماعی از جمله مفاهیم بنیادی است که نحوه و مکانیسم آن در هر جامعه نمایانگر وضعیت آن جامعه است. پیش از بررسی وضعیت تحرک اجتماعی در ایران، اشارهای کوتاه به معنای این اصطلاح ضروری است. تحرک اجتماعی اصطلاحی است جامعه شناسی که به حرکت افراد و گروهها بین موقعیتهای اجتماعی و اقتصادی مختلف اطلاق میشود. به عبارت دیگر، یک فرد در طول زندگی خود به دلایل مختلف جایگاه شغلی، اجتماعی و مالی خویش را تغییر میدهد به این تغییر، تحرک اجتماعی میگویند.
در این تعریف، تحرک اجتماعی وقتی عمودی است که فرد از نردبان اجتماعی بالا رفته، به منزلت اجتماعی، اقتصادی بالاتری برسد. هر انسانی در طول زندگی تلاش میکند که این نردبان را طی کند. اما اینکه چگونه این بالا رفتن از نردبان صورت میگیرد و اینکه چه درصدی از افراد جامعه قادرند از این نردبان بالا روند، موضوعی بسیار مهم در شناخت یک جامعه مهم است. چرا که جامعه شناسان معتقدند؛ نحوه و میزان تحرک اجتماعی یکی از عمدهترین شاخصهای توسعه انسانی است. از این دیدگاه هرقدر تحرک عمودی در یک نظام سیاسی بیشتر باشد بیانگر فضای باز در آن جامعه است. در حال حاضر کشورهای سوئد، آمریکا و لهستان دارای بیشترین تحرک اجتماعی هستند.
راههای مختلفی برای تحرک اجتماعی یا طی کردن نردبان ترقی وجود دارد که مهمترین آنها، تحصیل، مهارت، درآمد، تعلق به گروه مذهبی و قومی، ایدئولوژی، گروه سیاسی و گاهی نیز بیثباتی اقتصادی- اجتماعی است. در یک جامعه سالم که به سمت توسعه انسانی حرکت میکند، تحصیل، مهارت و پس ارآن درآمد، از عمدهترین ابزارهای تحرک اجتماعی است.
با این مقدمه باید دید که در کشور ما وضعیت تحرک اجتماعی چگونه است؟ طبق آخرین نظر سنجی علمی که در سال ۱۳۸۳ در ایران صورت گرفت و در آن به بررسی نگرشها و تلقیهای مردم پرداختند، افزون بر ۶۰ درصد مردم بر این باورند که تحرک اجتماعی در ایران منوط به داشتن واسطه (= کار چاق کن یا پارتی) است. این تلقی که منبعث از واقعیتهای روزمره زندگی مردم است، نشان میدهد که مردم باور ندارند در جامعهای زندگی میکنند که مهارت و تحصیل میتواند راهی برای ارتقاء آنها باشد.
در دروه اول انقلاب- به جهت ماهیت هر انقلابی- تحرک اجتماعی منوط به سابقه (یا گروه) سیاسی، تعلق مذهبی وایدئولوژی بود. از این روی پوسته رویی جامعه شکلی ایدئولوژیک - سیاسی به خود گرفت. در نیمههای دهه ۶۰ به جهت افزایش تقاضا برای ارتقاء و کمبود منابع ( مشاغل و مناصب) نوع خاصی از تلقی ایدئولوژیک و گروه سیاسی، شاخص ارتقاء شد. و بدین ترتیب گروهی از همراهان از حلقه دوستان خارج شدند. این روند حذف و تعدیل ادامه داشت. در دو سال اخیر کار به جایی رسیده است که اختلاف بنیادی در گروه قالب ایدئولوژیک و همپیمان درنظام سیاسی اتفاق افتاده است و خودیهای دیروز به غیرخودیهای امروز تبدیل شدهاند. نگاهی به مناصب و پستهای حکومتی و ملی در شرایط امروز نشان میدهد که در مقابل نردبان ترقی و تحرک اجتماعی سد بزرگ گزینشی ایجاد شده تا برای هر سمت و پستی فقط گروه خاصی از افراد متعلق به ایدئولوژی، نگرش مذهبی و حلقه سیاسی امکان سعود داشته باشد.
با شناخت همین وضعیت است که میتوان به پرسشهای متعدد اجتماعی پاسخ داد. به عنوان مثال با اینکه هر ساله بر تعداد دانشجویان در کشور افزوده میشود اما هیچ تغییری در میزان مطالعه و کتابخوانی صورت نمیگیرد. دلیل این است که دانشگاه یک راه گریز از سد منزلتی در میان آحاد جامعه است اما چون سواد - از نظرمردم- راهی برای ارتقاء یا تحرک اجتماعی نیست، به دنبال آن نمیروند. همچنین در بسیاری از کشورهای جهان،نسل جوان به دنبال کسب مهارتهای فنی و تخصصی هستند، اما جوانان کشورما بیشتر به دنبال کارهای اداری در پایتخت یا شهرهای بزرگ هستند. دلیل این است که آنان - ناخودآگاه- به این باور رسیدهاند که تخصص راهی برای ارتقاء اجتماعی نیست و به عوض، هرقدر که درنظام بروکراتیک دولتی به حلقه قدرت نزدیکتر باشند، امکان تحرک اجتماعی آنان بالا تر است.البته در همه کشورهای، تحرکهای افقی نیز صورت میگیرد. مثلا مسافرکش تفننی، مسافرکش حرفه ای تبدیل میشود ویا کارمند اداره ثبت با تعویض شغل به خدمت اداره مالیات درمیآید. اما ملاک توسعه انسانی در هر جامعه، میزان وشدت تحرک عمودی است.
یکی دیگر از راههای تحرک اجتماعی، تعلقات گروهی و منطقه ای است. در ایران تا حدودی با چنین پدیدهای مواجه هستیم. در دهه گذشته مشهور بود که حلقه اصفهانیها مناصب مهم دولتی را در اختیاردارند و امروز گفته میشود که خراسانی ها در نهادهای مهم شهری تهران در حال شکل گیری است.این حلقهها فقط مربوط تشکلهای سیاسی و قومیتی نیست و صنوف را نیز در بر می گیرد. به عنوان مثال طی سالهای اخیر سربازان دفاع مقدس، خود به حلقهای جدید تبدیل شدهاند. در حال حاضر بخش وسیعی از مناصب کشوری، اعم از اقتصادی، سیاسی و فرهنگی در اختیار این حلقه قرار گرفته است.
تحرک اجتماعی یکی از شاخصههای مهم شناخت جامعه است. سورگن، نظریهپرداز اجتماعی که از منظری کارکردگرایانه به پدیدهها و تبیین آنها میپردازد معتقد است که" سلامت یک جامعه به سلامت تحرک اجتماعی آن جامعه بستکی دارد."پیتر ال برگر، جامعه شناس معاصر و نویسنده کتاب" ساختار اجتماعی واقعیت" بحثهای عمیقی در خصوص بحران هویت دارد. از خلال بحثهای وی میتوان به رابطه تحرک اجتماعی ناسالم در یک جامعه و تشدید بحران هویت در آن جامعه رسید. به نوشته رضا شوقی در مقاله بحران هویت؛ برگر بر این باور است که هویت برساخته رابطه دیالکتیک میان افراد و جامعه است: جامعه از طریق "دیگران مهم"، " گروههای مرجع" و ... هویتها را تعیین میکند.
سوال این است که این "دیگران مهم" و این "گروههای مرجع" چگونه به مهم بودن و مرجعیت رسیدهاند؟ و آیا صلاحیت مهم بودن و مرجع بودن را بدان گونه که دیگران آنان را الگوی خود قرار دهند دارند؟در یک نظام اجتماعی سالم، افراد به آرامی و طی مراحل معلوم و مشخص، بر اساس قابلیتها و توان خود از پلکان منزلت اجتماعی بالا میروند. آنان در خلال صعود به مناصب و سمتهایی که به آن رسیدهاند به تجربیاتی دست مییابند. این تجربیات باعث میشود که نوع رفتار و تصمیم گیری آنان شکل متناسب با آن مسئولیت به خود بگیرد.اصطلاح شایسته سالاری از همین بحث استخراج شده است. شاید یکی از دلایلی که مردم سخن پارهای از صاحب منصبان را جدی نمیگیرند این باشد که آنان در رفتار، برخورد و تصمیمگیریهایش نشان میدهد که شایستگی آن منصب را ندارد. یا به عبارتی دیگر با طی فرایند تحرک سالم اجتماعی از پله های مناصب بالا نرفته است.
از منظر جامعهشناسانه،در یک جامعه سالم که تحرک اجتماعی سالم در آن نهادینه شده است، در هر پله از ترقی، فرد رفتارهایی (هنجارهایی) دارد که منطبق با مسئولت ( نقش) اوست. اما کسانی که این پلهها را منطقی و سالم طی نکردهاند و به تعبیر عامیانه در زمره تازه به دوران رسیدههایی هستند که نمیتوانند منطبق با مسئولت خود رفتار و منش داشته باشند.در چنین وضعیتی رشد و تحرک سالم در جامعه فضیلت خود را از دست میدهد. ارزشهای اخلاقی بیحرمت میشوند و هدف وسیله را توجیه خواهد کرد.
* روزنامه نگار و کارشناس مسائل اجتماعی