ستیز رو در رو با گسترش کتابخوانی
نقد خرید کتاب وزارت ارشاد در گفت وگو با فریده خلعتبری ، مدیر انتشارات شباویز
فریده خلعتبری از معدود ناشرانی است که در زمینه اقتصاد نشر و نیز تجزیه و تحلیل رخدادهای شاخص عرصه نشر دستی چیره دارد و فراز و فرود آن را با جدیت پیگیری میکند.
[ مریم جباری ]
نقد خرید کتاب وزارت ارشاد در گفت وگو با فریده خلعتبری ، مدیر انتشارات شباویز
فریده خلعتبری از معدود ناشرانی است که در زمینه اقتصاد نشر و نیز تجزیه و تحلیل رخدادهای شاخص عرصه نشر دستی چیره دارد و فراز و فرود آن را با جدیت پیگیری میکند. در دودهه گذشته وی از جمله ناشرانی بود که راه ارتباطات بین المللی را به روی نشر کتابهای کودک و نوجوان گشود.تسلط به زبان انگلیسی و حضور مستمر در نمایشگاههای شاخص کتاب دنیا و از آن مهمتر داوری برخی جشنوارهها و نمایشگاههای بزرگ تصویرگری کتاب کودک ونوجوان ازوی وانتشارات زیرنظرش،اعتبار ونامی ویژه ساخته است.تا کنون ۴۰۰ عنوان از کتابهای انتشارات شباویز به صورت قرارداد میان ناشر ایرانی با ناشر خارجی کپی رایت بین المللی دارند و از این جهت وی را باید ناشر رکورد دار در این زمینه نام نهاد.وی سال قبل داوری نمایشگاه معروف تصویرگری بلگراد را عهده دار بود و امسال هم داور نمایشگاه تصویرگری تتریاد است. ضمن آنکه در سال ۸۶ به عنوان ناشر تقدیری بخش کتاب کودک و نوجوان در بخش خصوصی شناخته شد و عنوان ناشر برگزیده نمایشگاه کتاب امسال را هم از آن انتشارات شباویز کرد.با وی درباره سیاستهای خرید کتاب معاونت فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی گفت وگویی کردهایم که از نظر گرامیان می گذرد.
خانم خلعتبری!با توجه به اینکه شما در عرصه بین المللی هم تجربههای مفیدی دارید می خواستم گفت وگویمان را با پرسشی درباره خرید کتاب در خارج از ایران و کشورهای دیگر شروع کنیم و از شما بپرسیم که آیا دردیگر کشورها هم خرید کتاب وجود دارد یانه؟
بله.خریدن کتاب از ناشران سیاستی نیست که منحصر بهکشور ما باشد. در بسیاری از کشورهای جهان برای تکمیل کتابخانههای عمومی، کتابها خریداری میشوند، اما عادلانه و بدون هیچگونه تبعیض و نابرابری. اگرچه همیشه گفته شده است که هر کتابی ارزش یک بار خواندن را دارد، اما در کشور ما بهاین گفته اعتقاد ندارند، زیرا که در عمل امکان دستکم یک بار خوانده شدن برای کتابها بهوجود نمیآید، حتی اگر آن کتابها بهراستی خواندنی هم باشند.
شیوه خرید کتاب در دیگر کشورها چگونه است؟
در کشورهای دیگر جهان از هر عنوان تازهچاپشده بدون هیچگونه استثنایی، مسوولان تعداد معینی را خریداری میکنند تا تمامی مراجعهکنندگان بهکتابخانههای عمومی بتوانند بهآنها دسترسی داشته باشند. طبیعی است که این کار، بخشی، ولو ناچیز، از هزینههای ناشران را پوشش میدهد و اگر کتابشان با اقبال عمومی روبهرو نشود، آن حداقل را دارند. اما، بهندرت اتفاق میافتد که از استقبال مردم محروم شوند، زیرا که خوانندگان اولیهی کتاب دربارهی آنچه خواندهاند گفتوگو میکنند و این خود موجب میگردد که شماری برای خریدن کتاب تازهوارد بازارشده، علاقهمند شوند. البته، ناگفته نماند که خرید از ناشران در کشورهایی انجام میشود که ممیزی کتاب وجود ندارد.
این چه تفاوتی برای بخش خرید کتاب دارد؟
در کشور ما، ممیزی کتاب با دقت بسیار زیاد صورت میپذیرد، بهگونهای که گهگاه ناشران از ممیزی بهعنوان «سانسور» یاد میکنند و افراط در دقت را بهمثابه وسواس نامطلوب میشمارند. پس، هیچ کتاب نامقبولی از نظر دولتمردان و مسوولان فرهنگ مکتوب کشور مجوز انتشار بهدست نمیآورد. بهعبارت روشنتر، آنچه منتشر میشود، مجوزهای لازم را در اختیار دارد. اگر نگوییم این مجوزهای لازم بسیار فراتر از حد کفایتاند، دستکم باید بپذیریم که کافی هستند. با این مقدمه، باید انتظار داشته باشیم که تمامی عنوانهای تازهانتشار یافته بتوانند بهکتابخانههای عمومی در سراسر کشور راه یابند، حال چه کتابخانهها در مدارس باشند، چه در مساجد، چه در زندانها و چه در خیابانهای مختلف شهر، تفاوتی ندارد، زیرا که میتوانند مورد استفادهی رایگان اعضا یا گروه بیشتری از علاقهمندان قرار بگیرند.
اما به نظر میرسد در عمل( به خصوص در دوره جدید)چنین امکان مساوی برای تمامی ناشران فراهم نباشد؟
دقیقا. بودجهای که برای خرید کتاب در اختیار نهادها و سازمانهای مختلف قرار میگیرد، تنها بهخرید کتابهایی خاص از ناشرانی خاصتر تعلق میگیرد و هرگز حتی سهم بسیار کوچکی بهدیگران نمیرسد.
فکر نمی کنید که این دقیقا در تضاد با سیاست گسترش فرهنگ کتاب و کتابخوانی قرار بگیرد که یکی ، دو دههای است که دست اندرکاران وزارت ارشاد آن را تبلیغ میکنند؟
چرا.در کشوری مثل ایران، که مردم هنوز کتاب خواندن را در اولویتهای زندگی خود قرار ندادهاند و نظام پخش و توزیع کتاب نیز آنچنان ناکارآمد است که گویی وجود هم ندارد، تنها راه دیده شدن کتابهای تازهانتشاریافته و با خبر شدن علاقهمندان بالقوه از انتشار آنها، گشودهشدن درهای کتابخانههای عمومی بهروی همهی عنوانها است. اگر روزی سیاست خرید کتاب آنگونه اصلاح شود که هیچ عنوان مجوزگرفتهای با درهای بستهی کتابخانههای عمومی روبهرو نگردد، میتوانیم بهگسترش کتابخوانی در کشور امیدوار شویم، زیرا که هرکس، با هر سلیقه و دیدگاهی میتواند مطلوب خود را در کتابخانهها بیابد.
در دسترس بودن تمامی عنوانهای منتشرشده، بدون شک خوانندگان بالقوه را بهکتابخانهها میکشاند و کتابهایی که در دل خواننده جای بگیرند، خریداری میشوند و بهکتابخانهی شخصی راه مییابند. بهعبارت روشنتر، با خرید یکسان از تمامی عنوانها هم بر غنای کتابخانهها افزوده میشود، هم اقبال مردم بهکتابخانهها افزایش مییابد و هم ناشران و بهتبع آنها دیگر پدیدآورندگان کتابها از حداقل درآمدی برخوردار میشوند که میتواند دستکم هزینههای آنها را پوشش دهد.
اما، آنچه در عمل چه در دورهی قبلی و چه در دورهی فعلی روی میدهد، نه موجبات جذب خوانندگان بالقوه را بهکتابخانهها فراهم میآورد، نه نبود نظام پخش را در کشور جبران میکند، نه جای خالی کلوپهای کتاب و دیگر نهادهای ترویج کتابخوانی را پر میکند و نه کوچکترین حمایتی از سرمایهگذاران حوزهی فرهنگ مکتوب بهعمل میآورد، زیرا تنها گروهی خاص از این بودجهی کلان منتفع میشوند و حتی بهثروتهای هنگفت میرسند. اگر ثروتمند کردن شماری در قبال بهورشکستگی کشیده شدن گروهی دیگر میتوانست گامی، هرچند لرزان، در جهت گسترش کتابخوانی باشد، باز هم تا بهاین حد ناامیدکننده نبود، اما بهسبب آنکه خواص همواره کتابهایی مشابه آنچه داشتهاند منتشر میکنند و خوانندگان بالقوه نیز از خواندن مکرر مطالب تکراری رویگردان شدهاند و شاید حتی بتوان گفت که بهستوه آمدهاند، نهتنها بر شمار کتابخوانها افزوده نمیشود که کاهش نامطلوب آنها و افزایش بینندگان برنامههای کامپیوتری و ... را باید شاهد باشیم و انگشت تاسف و تحسر بهدندان بگزیم.
بهنظر شما در کمیته خرید کتاب چه افراد و یا نهادهایی باید حضور داشته باشند و فکر میکنید که در دوره قبلی و فعلی تا چه اندازه بهگرایشهای مختلف در عرصهی کتاب و کتابخوانی توجه شده بود یا میشود؟
بهنظر من کمیتهی خرید کتابی نباید وجود داشته باشد تا برای عضویت افراد یا نهادها در آن برنامهریزی گردد. تمامی کتابهای منتشرشده، مراحل ممیزی و اخذ مجوزها را پس پشت نهادهاند و بهدست ناشر رسیدهاند. پس، همگی دست کم واجد شروط اولیه برای خریداری شدن هستند. از تمامی این عنوانها بهتعدادی که بودجهی خرید کتاب وزارتخانه میتواند پاسخگو باشد، باید خریداری گردد. اگر بودجه، در مقایسه با تعداد عنوانهای تازه منتشرشده چنان محدود است که تنها شمار اندکی میتواند خریداری شود، همان شمار اندک هم دستکم بهکتابخانه های اصلی و مراکز استانی یا شهرستانهای پر جمعیتتر ارسال گردد تا در دسترس علاقهمندان قرار گیرد.
اداره کتاب معاونت فرهنگی وزارت ارشاد تا کنون از انتشار آیین نامه خرید کتاب در دوره جدید سرباز زده است،با توجه به پیشینه این کار چه تفاوتهایی بین این دوره از خرید و دوره قبل وجود دارد؟
در گذشته، دستکم، حمایت از بخش خصوصی مدنظر قرار میگرفت و بودجهی دولت، یا بهتر بگوییم ملت، زیرا که درآمد دولت از ملت است، صرف توسعهی دستگاههای دولتی و ناشران دولتی نمیشد و خرید از ناشران دولتی چندان رواج نداشت. البته، طبق آییننامه خرید از ناشران دولتی ممنوع بود، اما در آن زمان نیز استثناهایی وجود داشت و حتی معنی دولتی نیز بهفراخور حال تغییر میکرد تا خریدها را موجه سازد. اما، اکنون، بهراستی حمایت از بخش خصوصی از هدفهای نظام خرید کتاب حذف شده است و دولت با خرید از ناشران دولتی، در حقیقت برخلاف تاکید مسوولان بهخصوصیسازی و کوچکسازی دولت، در جهت گسترش دولت گام برمیدارد.
با توجه بهاینکه عرصهی کودکان و نوجوانان با گرایشهای ایدئولوژیک و نگاههایی که در کتابهای بزرگسالان وجود دارد، روبهرو نیست، بنابراین، این انتظار بهوجود میآید که خرید کتاب در این حوزه کارشناسانهتر باشد. نظر شما در این زمینه بهعنوان یک ناشر فعال و برگزیدهی عرصهی کودکان و نوجوانان چیست؟
من هم با شما موافقم که کتابهای کودک و نوجوان نمیتواند عرصهای برای جولاندادن گرایشهای عقیدتی و نگاههای غیرفرهنگی صرف باشد، اما در عمل چنین نیست. این گونه گرایشها و نگرشها بهفضای سراسر پر از تخیل شیرین و رویاگونهی کودکانه و مملو از خلاقیتهای ذهنی و باروریهای بهدور از زندگی روزمرهی کنونی نیز راه یافتهاند و کودکی را از کتابهای کودک و نوجوان ما دور کردهاند.
اگر بپذیریم که باید کمیتهی خرید کتابی وجود داشته باشد تا بتواند مانع از ورود دفتر نقاشی و دیکته و انشا و امثال آن، یا کتابهای کمکدرسی و پرسش و پاسخ و افستشده و مانند آنها بهکتابخانههای مدارس گردد، در این صورت باید قبول کنیم که اعضای این کمیته باید نگاه بهمراتب کارشناسانهتری بهوظیفهای که بهآنها محول شده است داشته باشند و در محقق گردانیدن اهداف حضورشان تلاش بیشتری بهعمل آورند. حوزهی عمل آنها از دور کردن آنچه بهراستی کتاب نیست از دسترس کودکان و نوجوانان بسیار فراتر میرود.
مدتی است که میان ترجمه کتاب های کودکان و نوجوانان و تالیف این گونه کتابها تفکیکی خاص صورت نمیگیرد، نظر شما دراین زمینه چیست و کمیته خرید کتاب چه کمکی به حوزه تالیف کتابهای کودک و نوجوان می تواند صورت دهد؟
همچنانکه شما اشاره کردید، هجوم به ترجمه در بازار کتاب کودکان و نوجوان رشدی حیرت انگیز به خود گرفته است. بهنظر من، برقرار کردن تعادل میان کتابهای ترجمهشدهی خارجی و کتابهای نوشتهشدهی ایرانی، از وظایف دیگر این کمیته خواهد بود، زیرا که هر نویسندهای با توجه بهوضعیت کودک و نوجوان کشور خودش، کتاب مینویسد و وضعیت تمامی کودکان و نوجوانان جهان یکسان نیست.کودکان و نوجوانان ما با قهرمانهای داستانهای خارجی بهخوبی آشنا هستند و حتی گهگاه نویسندگان و تصویرگران خارجی را بهنام میشناسند. اما، بهندرت نام نویسندگان و تصویرگران افتخارآفرین ایرانی را میدانند و کتابهاشان را میخرند، چرا که حتی در کتابخانهها نیز از آنها کم میبینند، یا بهتر بگویم گاه نمیبینند. کودکان و نوجوانان ما حق دارند بهکلیهی کتابهای منتشرشدهی ایرانی مناسب گروه سنی خود دسترسی داشته باشند. کمیته خرید کتاب، کتابها را بهگونهای که خود میپسندد، بد و خوب میکند و این پیشکشیدنها یا پسزدنها، مبتنی بر قاعده و قانون مدون و مشخصی نیست. حتی اگر هم بود، باز نباید چنین میشد، زیرا که صرف اخذ مجوز انتشار از وزارتخانه نیاز به هرگونه ممیزی هنگام خرید را منتفی میکند، چه رسد بهاینکه آن را توجیه کند.
... و سخن آخر؟
در نمایشگاه کتاب پرسشی که هزاران بار شنیدم و هرگز بهآن پاسخی ندادم و نداشتم که بدهم، این بود که چرا کتابهای شباویز را در کتابخانهها نمیبینیم؟ چهگونه میتوانستم پاسخگوی این پرسش باشم زمانی که خودم نیز دلیل آن را نه در گذشته میدانستم و نه در زمان حال میدانم؟ اما، میدانم که همین کتابهایی که خریداری نمیشوند، دهها جایزهی جهانی گرفتهاند، بهدهها کاتالوگ خارجی راه یافتهاند، بهبیش از ۵۰ زبان زندهی دنیا ترجمه شدهاند، در بیش از ۳۰ کشور جهان منتشر گردیدهاند و حتی به جایگاه کتاب درسی بودن در کشورهای دور و نزدیک دستیافتهاند.
ارسال نظر