لباسهای سفید پرخطر
محبوبه نوری<br>اصرار و ذوق و شوق پسر بچهای نه، ده ساله که میخواست همان کنار پیادهرو لباس نو سفیدش را بپوشد، خندههای شاد و پر از عوالم کودکی پدر در کنار بهت و خجالت مادر در کنار نگاههای متفاوت رهگذران به این جمع سهنفره باعث شد که سراغ بازاری برویم که ورزشکارانش در حال حاضر جزو نامآوران و بزرگان رشتههای زیر مجموعهاش در سطح دنیا به شمار میآیند.<br>
محبوبه نوری
اصرار و ذوق و شوق پسر بچهای نه، ده ساله که میخواست همان کنار پیادهرو لباس نو سفیدش را بپوشد، خندههای شاد و پر از عوالم کودکی پدر در کنار بهت و خجالت مادر در کنار نگاههای متفاوت رهگذران به این جمع سهنفره باعث شد که سراغ بازاری برویم که ورزشکارانش در حال حاضر جزو نامآوران و بزرگان رشتههای زیر مجموعهاش در سطح دنیا به شمار میآیند.
صحبت از بازار ورزشهای رزمی است. بازاری که به تعداد رشتههای مختلفی که دارد، بسیار بیشتر از آن زیرمجموعه و افرادی دارد که دراین صف مشغول به کار هستند و از این طریق ارتزاق میکنند. شاید تنها ما چند دقیقه از صحنه مسابقهای را در تلویزیون میبینیم که دو نفر سفیدپوش با کمربند و ضربهگیر آبی و قرمز رودر روی هم قرار میگیرند و مبارزه میکنند، اما همین لباس و کلاه و ضربهگیری که بر تن آنها است، خود شامل طیف وسیعی میشود که بسیار زیاد و جذاب است.
این بار سراغ یکی از قدیمیهای این بازار رفتهایم که هماکنون نامش جزو برندهای معتبر و به قولی در حد صادرات است.
سیدحسین محمودی در خصوص اولین شوک کاری یا تحولی که در رسته کاریاش وجود دارد، میگوید: اولین شوک که در حال حاضر برای ما طبیعی شده افزایش دستمزدها در کنار سایر افزایشها است.
این مساله باعث افزایش هزینه تولید میشود چون باید اینها از جایی جبران شود.
البته یکی از مهمترین کارهایی که ما چندین سال است انجام میدهیم و به نوعی یک تدبیر برای جلوگیری از افزایش قیمت به حساب میآید، این است که ما در اواخر سال یا حداقل دو سه ماه پایانی اقدام به تولید انبوه لباسهای رزمی میکنیم. چرا که همانطور که گفتم، هزینهها زیاد میشود و تنها مربوط به دستمزد کارگر نیست؛ بلکه به تمام کالای مصرفی ما مربوط میشود. مانند پارچه، نخ، فوم، خرج کار، مغزی، نوار، آرم، یراق، زیپ و غیره.
محمودی اضافه میکند: در واقع ما تمام توان خود را میگذاریم برای این تولید. چون از چند جهت احساس میکنیم خوب است. یعنی به نوعی تدبیر است که البته برای نوع کار ما مناسب است و تولیدکنندگان فصلی نمیتوانند این کار را انجام بدهند.
چرا که بر فرض مثال کسانی که در کار تولید لباسهای گرمکن هستند و بازارشان معمولا اوایل شهریور است، نمیتوانند و اصلا نه اقتصادی است، نه مقرون به صرفه که روی این کار سرمایهگذاری کنند.
وی در پاسخ به این سوال که پس چرا شما این کار را میکنید، میگوید: بازار ما کلی متفاوت است و همانطور که گفتم، ما این تولید را به چند دلیل انجام میدهیم.
اول اینکه هر سال بعد از آغاز سال جدید اکثر مواد اولیه و اجناس موردنیاز ما گرانتر میشوند. پس این یک دلیل برای تولید پیش از گرانی است، دوم برای حفظ رضایت مشتری و همچنین تعادل در بازار و همینطور تعادل قیمت. مثلا اگر فلان لباس یکهزار تومان گران شود، ما برای اینکه هم خودمان توان خرید جنس جدید را داشته باشیم و از طرف دیگر خریدار هم در این تولید پیش از عید ما سهیم شود، ۵۰۰ تومان قیمت را افزایش میدهیم.
البته این را بگویم که آنچه تقریبا در بازار یا راسته ما چند سالی است اتفاق میافتد، این است که پس از پایان تعطیلات قیمتها همچنان نوسان دارد تا اوایل اردیبهشت، این هم دلیل دیگری است که ما کارهایی را پس از عید تولید کنیم و تا مشخص شدن قیمت نهایی به قیمت میانگین آن را به مشتری میفروشیم.
عباس کربلایی، یکی دیگر از فعالان این بازار درباره زمان فروش خوب یا بهترین فصل فروش میگوید: خب بهترین زمان فروش برای این گونه مشاغل پس از تعطیلی مدارس و پایان امتحانات است. این امر برای تمام رشتههای ورزشی فکر میکنم صادق است.
حسین محمودی ادامه میدهد: البته در این زمان فروش افزایش قابل ملاحظهای پیدا میکند که من آن را بیشتر نوعی هیجان و نوسان میدانم، چون مدت کوتاهی است. در واقع یک موج بلند است که زود هم میافتد. این فروش شاید خوب باشد ولی آنچنان تاثیر خاصی ندارد. چون همان قدر که جنس در این زمان به فروش میرسد، به همان میزان خواب سرمایه وجود دارد. به همان میزان تقسیم سود است بر تعداد روزهایی که هر دست لباس در انبارها یا قفسهها ماندهاند.
محمودی درباره پرفروشترین نوع لباس یا رشته ورزشی میگوید: پرفروشترینها جودو، کاراته و تکواندو است که تکواندو نسبت به آنها کمی پرفروشتر است.
وی توضیح میدهد: تکواندو به این لحاظ پرفروشتر است که نسبت به سایر رشتهها، باشگاههای بیشتری دارد. از طرفی نیاز به تشک مخصوص هم ندارد.
محمودی در ادامه در خصوص رقیب چینی در بازار توضیح میدهد.
او میگوید: خوشبختانه در یکسری از وسایل رشتههای رزمی این مشکل را نداریم، چون برای واردکننده مقرون به صرفه نیست. مثلا لباس جودو سه کیلو است که فقط پول تعرفهاش ۷۵هزار تومان میشود خب واردکننده میخواهد آن را چند بخرد و بفروشد که هم هزینههایش جبران شود و هم سود کند. در واقع کالای خارجی نمیتواند با ما رقابت کند.
البته در یکسری از کالاها هم توانش را داریم ولی امکان تولید نداریم، مثل نوع دستکش که از داخل ابر کار میشود یا قلم بند؛ دستگاه تولید داریم اما مواد اولیه نداریم.
البته در کالاهایی که در ایران تولید میشود، مزیتهایی هم وجود دارد که در کالاهای خارجی نیست. اول اینکه انگیزه رقابت را بین تولیدکنندگان بیشتر میکند که این مساله در کل به سود مشتری است، چون وقتی یک شرکت تولید بزرگ ببیند رقیبش مثلا کلاه یا لثه دارد تولید میکند، برای اینکه از بازار عقب نماند اقدام به راهاندازی خط تولید میکند.علی همدانی ادامه میدهد: البته اگر حمایت شود ما هم میتوانیم تولید کنیم. او بحث را به سوی مالیات و هزینه مالیات میبرد، میگوید:هر ساله ما باید مالیات بدهیم، هزینه بیمه کارگرهایمان را پرداخت کنیم.
حالا این بماند که در برابر کارگر خود بیمه نیستیم اما برای اینکه بخواهیم یکی از قطعات را که در خارج تولید میشوند، تولید کنیم حمایت نمیشویم. هر ماه به ما زنگ میزنند که چند کارگر دارید ولی وقتی میخواهیم وام بگیریم تا دستگاه بخریم یا مواد اولیه وارد کنیم دستمان به جایی بند نیست.