دیگر تالابی باقی نخواهد ماند
عکس: دامون ناظم<br>تخریب آرام اکوسیستم تالاب گاوخونی آن را به باتلاقی تبدیل کرده است<br>[ دکتر محمدتقی ساداتیپور* ]<br>گاوخونی دیگر تالاب نیست و مدتها است که مولفههای یک تالاب را از دست داده است. در یک دهه اخیر که رویکرد استفاده از زایندهرود از نگاه علمی و صنعتی فاصله گرفت اکوسیستم گاوخونی نیز مولفههای یک تالاب را از دست داد و اگر با دیدگاهی غیرمتعصبانه به آن بنگریم باید اعتراف کنیم که دیگر از گاوخونی چیزی جز یک باتلاق باقی نمانده است.
عکس: دامون ناظم
تخریب آرام اکوسیستم تالاب گاوخونی آن را به باتلاقی تبدیل کرده است
[ دکتر محمدتقی ساداتیپور* ]
گاوخونی دیگر تالاب نیست و مدتها است که مولفههای یک تالاب را از دست داده است. در یک دهه اخیر که رویکرد استفاده از زایندهرود از نگاه علمی و صنعتی فاصله گرفت اکوسیستم گاوخونی نیز مولفههای یک تالاب را از دست داد و اگر با دیدگاهی غیرمتعصبانه به آن بنگریم باید اعتراف کنیم که دیگر از گاوخونی چیزی جز یک باتلاق باقی نمانده است. تنها زمانی میتوانیم گاوخونی را دوباره یک تالاب بنامیم که آن را احیا کنیم و احیای دوباره گاوخونی نیز مشروط به استفاده صنعتی و فنی از آب زایندهرود است. تالاب گاوخونی در منتهاالیه زایندهرود قرار گرفته و به همین دلیل مشکلات زاینده رود مستقیم بر اکوسیستم این منطقه تاثیر میگذارد. نخستین مساله تبعیت شدید زایندهرود از تغییرات جوی است. بنابراین هرگونه تغییر در میزان بارشهای جوی به ویژه برف بر میزان آب زایندهرود اثر میگذارد. میزان بارش برف از این رو بیشتر مورد توجه قرار میگیرد که برف نگهدارنده اصلی آب است و به این دلیل که به تدریج ذوب میشود بهترین تامینکننده آب در تابستان به شمار میرود.
از این رو بحث مدیریت منابع آب این رودخانه از اهمیت بسیاری برخوردار است و به نظر میرسد تاکنون نتوانستیم در این زمینه موفق عمل کنیم. محاسبات دقیق و نیازسنجی درباره منابع آب زایندهرود، توسط هیچ نهاد و سازمانی انجام و منتشر نشده است به ویژه در دهه گذشته رویکرد ما برای استفاده از آب زایندهرود از شیوههای فنی و صنعتی استاندارد فاصله زیادی داشته است. در حالی که برای مدیریت منابع آب زایندهرود در مرحله نخست باید نیازسنجی و بیلانگیری اصولی صورت بگیرد و در این نیازسنجی نیازهای سه اکوسیستم در نظر رفته شود:
۱- نیاز آب کشاورزی؛ چرا که بسیاری از زمینهای کشاورزی اطراف زایندهرود، آب موردنیاز خود را از این رودخانه تامین میکنند.
۲- نیاز به آب شرب؛ یعنی میزان آب مصرفی کلونیهای اجتماعی شهری و روستایی که در اطراف زایندهرود مستقر هستند.
۳- نیاز به جریان رودخانه؛ زایندهرود تنها رودخانهای است که بر اکوسیستم استان اصفهان تاثیر میگذارد. رودخانهای که باید جریان داشته باشد چون در صورت خشکیدن مولفههای اقلیمی این شهر بیشتر به سمت کویریشدن پیش میرود و این سرآغاز بحران تازه است و استفاده نادرست از آب زایندهرود زنجیرهای از اتفاقات را در پی دارد که تخریب تدریجی گاوخونی تنها یکی از آنها است. برای استفاده بهینه از زایندهرود در وهله نخست باید بهرهگیری از آن را به سمت رویکرد صنعتی پیش ببریم و در مرحله بعد از میزان آلودگی این رودخانه بکاهیم. مطالعات اخیر نشان میدهد میزان آلودگی زایندهرود بسیار بالا است و این آلودگی نیز به دلیل ورود فاضلابهای اطراف به این رودخانه است. برای جلوگیری از آلودگی این رودخانه باید ورود فاضلاب را به آن تابع سیستمهای زیستمحیطی کنیم و از آن بخش از آب زایندهرود که به مصرف شرب میرسد پس از بازیافت برای کشاورزی بهره بگیریم. تاکید میکنم که تمام این موارد یک نیازسنجی واقعی و نوعی مدیریت صنعتی را میطلبد که با نیازسنجیهایی که در حال حاضر و بدون برنامهریزی علمی صورت میگیرند، متفاوت است. رها کردن یکی از سرشاخههای زایندهرود به سمت زمینهای کشاورزی اطراف یعنی آنچه که در حال حاضر اتفاق میافتد، به هیچ عنوان در پی یک نیازسنجی واقعی صورت نگرفته و جریان این رودخانه را به سمتی پیش میبرد که در نهایت آثاری مخرب بر اکوسیستم این منطقه از جمله زیستمحیط گاوخونی تحمیل میکند. گاوخونی را به لجنزاری تبدیل میکند که زنجیرههای غذایی و سایر مولفههای آن در وضعیت بحران قرار میگیرند به این ترتیب دیگر تالابی به نام گاوخونی در منتهاالیه زایندهرود باقی نخواهد ماند.
* کارشناس محیطزیست و عضو هیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی