باورهای نادرست اقتصادی - ۲۵ خرداد ۸۷

شماره روزنامه: ۱۵۴۴ تاریخ چاپ: شماره خبر: ۴۵۶۷۹۴ بیشتر

«مردم هر جامعه‌ای به دلایل گوناگون، باورها و تصورات نادرستی در زمینه بازارهای آ‍زاد و اقتصاد آزاد دارند. ستون باورهای نادرست اقتصادی که طی چند هفته اخیر در روزهای شنبه به طور مرتب منتشرشده، به این گونه اشتباهات رایج می‌پردازد و دلیل اشتباه بودن آنها را توضیح می‌دهد.»

«مردم هر جامعه‌ای به دلایل گوناگون، باورها و تصورات نادرستی در زمینه بازارهای آ‍زاد و اقتصاد آزاد دارند. ستون باورهای نادرست اقتصادی که طی چند هفته اخیر در روزهای شنبه به طور مرتب منتشرشده، به این گونه اشتباهات رایج می‌پردازد و دلیل اشتباه بودن آنها را توضیح می‌دهد.» ۱۹ - افزایش اندک در نرخ تورم، هزینه معقولی است که برای کاهش بیکاری می‌پردازیم.

هیچ رابطه بده- بستانی بین این دو وجود ندارد. افزایش «اندک» در تورم به این معناست که دولت تقاضای کاذب در اقتصاد خلق می‌کند و علایم دروغین درباره هزینه واقعی سرمایه‌گذاری ارسال می‌دارد. نقدینگی بیشتری در دسترس مردم قرار دادن،‌ هزینه استقراض را کاهش می‌دهد. دولت‌ها این کار را با دزدی از جیب مردم می‌کنند چون پول در دست مردم را بی‌ارزش می‌سازند، ارزش واقعی پس‌انداز مردم را کاهش داده و بنابر این مانع صرفه‌جویی می‌شوند.

در نتیجه رشد نقدینگی، ‌تقاضای کاذبی برانگیخته می‌شود و سرمایه‌گذاری اضافی در کالاهای تولیدی صورت می‌گیرد. با این کار مشاغل موقتی ایجاد می‌شود، مشاغلی که خیلی زود و به محض متوقف‌ شدن جریان پمپاژ پول به جامعه از بین خواهند رفت. علاوه‌بر این، قدرت خرید هر کسی که به خاطر تورم از دست می‌رود، به این معناست که مشاغلی در بخش خصوصی از دست رفته است، زیرا مردم قادر به خرید کالاها و خدمات کمتری هستند.

دولت در گذشته سعی می‌کرد تا با افزایش دادن نرخ تورم، اشتغال‌زایی را حفظ کند. همه اینها را با به تعویق انداختن روز حساب پس‌دهی به آینده‌ای دور انجام می‌داد. تورم «اندک» به کاهش دایمی در بیکاری منجر نمی‌شود. آن به نرخ بزرگ‌تر و بزرگ‌تر تورم منجر می‌شود در حالی که دولت سرگرم مبارزه برای سوار شدن بر ببر تورم است. سرانجام وقتی تورم غرش می‌کند و سیاست‌های انقباضی به کار می‌رود، همه مشاغل جدید از دست می‌روند، همراه با بسیاری از مشاغل سابق، زمانی که اقتصاد به سراشیب رکود فرو می‌رود. این عملا اتفاقی است که در همه کشورها افتاده است.

نکته اینجاست که تورم حتی با نرخ ملایم، فرآیند اقتصادی را با علایم دروغ مختل می‌سازد و به سرمایه‌گذاری در حوزه‌هایی منجر می‌شود که هیچ تقاضای اصیلی برای توجیه آن وجود ندارد. روش واقعی کاهش دادن بیکاری، سیاست‌های پولی صادقانه است که ارزش پول را حفظ کرده و شرایط و فضای کسب و کار را مناسب می‌سازد. پس از آن است که رشد اقتصادی، مشاغل جدیدی خلق خواهد کرد.

۲۰ - ما باید به پلیس اجازه دهیم در حالی که شواهد را جمع‌آوری می‌کند مظنونان به تروریسم را برای دوره طولانی در حبس نگه دارد.

وقتی قانون، مردم را در بازداشت نگه می‌دارد، با آنها مثل زندانیان برخورد می‌شود. به این دلیل که آنها در برابر دادگاه قرار نگرفته‌اند و به جرمی محکوم نشده‌اند، باید دقت داشته باشیم که این بازداشت، به محکوم کردن بدون محاکمه تبدیل نشود. اگر مقامات حکومتی بتوانند مردم را هر اندازه که میل دارند در حبس نگه دارند تا از آنها بازجویی کرده و شواهد جمع‌آوری کنند، نیازی به محاکمه کردن نخواهند داشت تا آنچه در واقع محکومیت زندان است اعمال شود. به همین دلیل است که قانون، حبس بدون محاکمه برای مدت طولانی را ممنوع می‌سازد. ماموران دولت ملزم به تهیه موارد اتهامی شخصی در برابر دادگاه هستند. آن را احضاریه می‌نامند و یکی از سنگ بناهای آزادی است. قانون نمی‌تواند کسی را بدون ممنوع‌الملاقات نگه دارد.

این دوره کوتاه بوده و نوعا ۴۸ ساعت است و فقط با کسب اجازه از قاضی، برای دوره‌ای مختصر قابل‌تمدید است. این کار را نمی‌توان بی‌نهایت تکرار کرد؛ در مقطعی از زمان، متهم را یا باید آزاد کرد یا برای محاکمه به دادگاه فرستاد.

دولت تلاش کرده است تا این دوره حبس را در پرونده‌های جرایم مظنون تروریستی به چند هفته بسط دهد، اما دلایل مناسبی در پشتیبانی از ادعای خود نداده است. نه به مجلس نمایندگان و نه به مردم گفته شده است که چرا این دوره طولانی به‌ نظر مفید یا لازم بود.

مشکل اینجاست که وقتی به پلیس قدرت داده می‌شود، آنها از قدرت خود در مواردی استفاده می‌کنند که هرگز قصد استفاده در آن موارد نبوده است. از قوانین ایالا‌ت‌متحده که برای جلوگیری از کلاهبرداری به شیوه مافیایی طراحی شد، عموما برای تخلفات تجاری استفاده شد. قانون ضدتروریستی انگلستان، پلیس را قادر به بازداشت یک فرد ۸۰‌ساله کرد که جرات کرده بود وزیر دولت را سوال‌پیچ کند و یک عابر اسکاتلندی که در مسیر مربوط به عبور دوچرخه قدم زده بود.

قانونی که جلوی حبس طولانی بدون محاکمه را می‌گیرد برای حفظ آزادی‌های ما مهم است. هیچ‌ چیزی ظاهر نشد تا نشان دهد که آن را باید نادیده گرفت هر وقت پلیس دوست دارد چنین کاری بکند.

۲۱ - ما منابع متعلق به آینده را مصرف می‌کنیم پس باید یادبگیریم که ساده‌تر زندگی کنیم.

هرچند این طور به نظر می‌رسد که عرضه منابع محدود بوده و با استفاده بیشتر از آنها، کمیاب‌تر می‌شوند، این واقعا صحت ندارد. پیدا کردن مکان ذخایر منابع کمیاب، نیاز به پول و هزینه دارد، بنابراین زمانی که قیمت افزایش می‌یابد ما تمایل به جست‌وجوی بیشتر برای آنها داریم. به عبارت دیگر، هر زمان که منابع کمیاب‌تر می‌شوند، ما اغلب قادر به عرضه مقدار بیشتری از آنها هستیم.

علاوه‌بر این، همین طور که مواد کمیاب‌تر می‌شوند، قیمت آنها بالا می‌رود و استخراج ذخایر اضافی و حاشیه‌ای، اقتصادی‌تر می‌شود. تنها همین اتفاق نمی‌افتد بلکه در برخی موارد استفاده از جانشین‌ها، ارزان‌تر می‌گردد. به جای اینکه مردم جهان ناگهان یک روز صبح از خواب بیدار شوند و متوجه شوند آخرین کیلوی آلومینیوم روی کره زمین تمام شده است، به‌تدریج به سمت مصرف رشته‌های شیشه‌ای و فیبر کربن به عنوان جانشین می‌روند. روش‌های جدید استخراج و احیاء از جنبه اقتصادی عملی می‌شوند. پرسش این است که آیا توسعه منابع جدید و جانشین‌ها سریع‌تر از استفاده منابع اتفاق می‌افتد یا خیر.

یک شاخص قابل‌اعتماد وجود دارد. هیچ‌کس نمی‌داند چه منابع جدیدی توسعه خواهد یافت یا مصرف ما چه سرعتی خواهد داشت، اما ما می‌دانیم که قیمت یک راهنما است که عرضه را قادر به تامین مقدار تقاضا می‌سازد. طی اکثر سال‌ها، قیمت واقعی بیشتر کالاها (به استثنای نفت) در حال کاهش بوده است. به این معنا که آنها دائما در دسترس‌تر بوده‌اند و عرضه نسبی به جای کاهش، در حال افزایش یافتن بوده است.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

ارسال دیدگاه

دنیای اقتصاد را بعنوان منبع مورد اعتماد خود به گوگل معرفی کنید افزودن