ققنوس «ناصر خسرو» از خاکستر برخاست
نداگنجی<br>- دارو میخواستی؟<br>با نگاههای زیرکانهای که هر از گاهی زیر چشمی حواله این سو و آن سوی خیابان میکند، میخواهد بگوید موهایش را در همین «ناصر خسرو» سفید کرده؛ اشارهای میکند و چند قدمی هم پیش میآید تا جملهاش را دوباره تکرار کند: «شما دارو میخواستی، همین الان یکی از طرف شما اومد و گفت یه خانمی دنبال دارو میگرده.»
نداگنجی
- دارو میخواستی؟
با نگاههای زیرکانهای که هر از گاهی زیر چشمی حواله این سو و آن سوی خیابان میکند، میخواهد بگوید موهایش را در همین «ناصر خسرو» سفید کرده؛ اشارهای میکند و چند قدمی هم پیش میآید تا جملهاش را دوباره تکرار کند: «شما دارو میخواستی، همین الان یکی از طرف شما اومد و گفت یه خانمی دنبال دارو میگرده.» این را که میگوید بیاختیار یک قدم به عقب برمیگردم؛ اما نباید خود را ببازم، رو در رویش میایستم و به پشتوانه تهمانده شجاعتی که مرا تا بدینجا کشانده، سرم را به علامت تایید تکان میدهم.
فاصله میان خیابان فیاضبخش تا خیابان ناصرخسرو مملو از مغازههایی است که یا لوازم الکترونیکی میفروشند یا کت و شلوار و البته مغازهدارانی که پای سند فعالیت دوباره دلالان دارو پس از جمعآوری آنها توسط نیروی انتظامی مهر تایید میزنند و با هشدار «خیلی مواظب باش» تمام تلاششان را به کار میبندند تا تو را از رفتن منصرف کنند؛ اما به محض آنکه پایت را به این داروخانه غیررسمی و مخوف میگذاری مغازهداران یکصدا منکر میشوند: «نه خانوم خیلی وقته جمعشون کردن» شاید دست برخی از مغازهداران این راسته با دلالان دارو در یک کاسه باشد، همان کسانی که وجود یک خریدار را به دلالان به سرعت خبر میدهند.مرد داروفروش میگوید: دنبالم بیا ( اما من از رفتن امتناع میکنم با این بهانه که فعلا قصد خرید ندارم) نام یکی از داروهای تکنسخهای را میآورم.
-نداریم ولی در بین داروهای تک نسخهای اگر قرص و( ...)، بخواهی هست. عجیب است، تاکنون اغلب مسوولان حوزه بهداشت وجود هرگونه داروهای تکنسخهای را در ناصرخسرو رد کردهاند و گفتهاند در این بازار تنها داروهای مخدر به فروش میرسد.
نام چند قلم داروی دیگر را میآورم تعدادی را دارد و تعدادی را نه. همین که احساس میکند پاپیاش شدهام مشکوک میشود و آثار این شک وقتی پررنگتر خود را مینمایاند که سایه مردی را که تا مسافتی طولانی تعقیبم میکند «حس» میکنم. از این تعقیب و گریز رها میشوم؛ اما ...
تولد دوباره ناصرخسرو
سوم اسفند ۸۴ زمزمه پاکسازی بازار قاچاق دارویی ناصرخسرو در محافل خبری پیچید. در طرح پاکسازی، نیروی انتظامی، قوه قضائیه و وزارت بهداشت دست در دست هم داده بودند تا بساط قاچاقچیان دارو را بر چینند.
در همان روزها بود که رسول دیناروند، معاون غذا و داروی وزارت بهداشت نیز از حل ریشهای این معضل خبر داد: «فعلا پاکسازی این منطقه از داروفروشان غیرمجاز انجام شد؛ اما برای از بین بردن دائمی آن قرار است با تغییر کاربری منطقه و حتی تغییر نقشه جغرافیایی آن از سوی شهرداری، مساله ناصرخسرو برای همیشه حل شود؛ اما تقریبا سه سال از آن واقعه میگذرد و نه تنها تغییر نقشه و حل ریشهای این معضل جامه عمل نپوشیده است که به گفته شاهدان محلی، ناصرخسرو یک ماه پس از «پاکسازی» جان دوباره گرفت، به طوری که فعالیت آن کماکان نیز ادامه دارد. چندی پیش امیدوار رضایی، رییس کمیسیون بهداشت در هفتمین دوره مجلس شورای اسلامی نیز تجدید حیات بازار دارویی ناصرخسرو را نگرانکننده خواند و یکی از آسیبهای ناشی از کمبود انواع دارو را در کشور در همین تولد دوباره دانست.با این باور «رضایی» خیلیها همعقیدهاند؛ سعید واقفی، دبیر انجمن داروسازان ایران نیز معتقد است ریشههای این مافیا در زمین است و با قطع ساقه آن، ریشهها خشک نمیشوند. او میگوید: بازار دارویی ناصرخسرو به مثابه غده سرطانی است که ممکن است شرایطی بحرانی ایجاد کند. بنابراین با نابودی این غده، بحرانهای ناشی از آن نیز حل خواهد شد.
به همین جهت او که معتقد است مجلسنشینان بالاترین رکن تصمیمسازی را در کشور دارا هستند. کلید حل این معضل را در افق وضع قوانین قاطع جستوجو میکند.از آنجا که حجم کل داروی مصرفی کشور با یارانهای که دولت به آن اختصاص میدهد، چیزی حدود یکهزار میلیارد و ۶۰۰میلیون تومان است این میزان سودجویان بسیاری را برای ورود به بازار ایرانی وسوسه میکند؛ تا جایی که به گفته واقفی ابعاد قاچاق دارو به ایران چیزی حدود ۲هزار میلیارد تومان برآورد میشود. البته به گفته دستاندرکاران حوزه سلامت، نزدیک به دوسوم این داروها اثربخشی ندارند؛ چراکه این اقلام دارویی، اغلب تقلبی بوده و در کارگاههای مخفی کشورهای همسایه مانند پاکستان تهیه میشود.اگرچه دیناروند در لفافه سخنانش ارتباط دادن مافیا به مبادی رسمی تولید و توزیع دارو را بیانصافی قلمداد میکند، اما به زعم برخی صاحبنظران بخشی از داروهای ناصرخسرو از مجاری رسمی به این بازار راه پیدا میکند؛ به نحوی که داروهای تک نسخهای از داروخانهها خریداری میشوند و گاهی توسط بیمار با چند برابر قیمت به دلالان دارو فروخته میشود.
این همان نکتهای است که یکی از مسوولان فروش دارو در یکی از داروخانههای خاص نیز تایید میکند. او میگوید: روزانه تعدادی از نسخههای تقلبی به دستشان میرسد و آنها از روی خط پزشک یا تعداد داروهای تجویز شده به تقلبی بودن نسخه پی میبرند. البته او در ادامه اذعان میکند که تعدادی هم بدون آنکه مسوولان داروخانه متوجه شوند از زیر دستشان درمیرود. با این همه به نظر میرسد مسوولان وزارت بهداشت از روند غیرقانونی ورود دارو به بازار ناصرخسرو مطلعاند؛ چراکه دیناروند در گفتههایش کنترل مرزها را به راحتی میسر نمیداند و راه مبارزه با پدیده قاچاق را به سختگیری عرضه و تقاضا منتهی میکند و کاهش تقاضا را نیز در زمره مسوولیتهای وزارت بهداشت میداند. اما انگار مبارزه با پدیده قاچاق دارو، پدیدهای که هر لحظه ممکن است جان انسانی را به مخاطره بیاندازد، همچنان در پیچ و خم تقسیم مسوولیتها باقی مانده است؛ چراکه تاکنون از برنامههای این وزارتخانه در راستای کاهش تقاضا خبری به گوش نرسیده است.
یارانه دارو و بازار قاچاق
عوامل تاثیرگذار در ادامه حیات ناصرخسرو به همین جا ختم نمیشود، چراکه برخی از نمایندگان مجلس در دوره قبل، محدود شدن یارانه بیماری خاص را از سوی دولت عامل فعال شدن این بازار برمیشمارند.اما ناگفته نماند که برخی از صاحبنظران نیز این موضوع را تایید نمیکنند؛ به اعتقاد این گروه هرچه پزشک و بیمار کمتر با پول سر و کار داشته باشند و همزمان سازمانهای بیمهگر پررنگتر به ایفای نقش خود بپردازند، پدیدههایی مانند ناصرخسرو زودتر رنگ خواهند باخت.با این حال نظارت دستگاههای اجرایی بر روند ورود کالاها به داخل کشور نیز نباید نادیده انگاشته شود.
این همان نکتهای است که «نیکنژاد» نیز بر آن تاکید دارد. او در حال حاضر کسوت معاونت انتظامی سازمان نظامپزشکی را به قامت دارد؛ اما ۱۶ سال نیز بر سیستم تولید و توزیع واردات دارو در جایگاه معاونت غذا و داروی وزارت بهداشت نظارت داشته است.
به اعتقاد نیکنژاد، مشکلات از همان زمانی شکل گرفت که نظارت دولت بر سیستم ورود کالاها به کشور کمرنگ شد.
وی میگوید: «در شرایطی که نهادی چون گمرک به واردات کالا نظارت میکند و قانون نیز بر تایید داروهای ورودی به کشور از سوی بهداشت تاکید دارد با این حال به نظر میرسد، گروههایی هستند که دور از چشم نظارتی دولت، فعالیت میکنند» او راههای تزریق دارو به ناصرخسرو و چگونگی هدایت بیماران را به این بازار این گونه تشریح میکند: «برخی از داروها در نظام شبکهای کشور وجود ندارند؛ اما پزشکان با حضور در کنگرهها از وجود این داروها مطلع میشوند. اگر چه ممکن است این داروها در کشورهای مبدا در حال گذراندن مراحل آزمایشی خود باشند، اما برخی از پزشکان ایرانی این داروها را در نسخه بیماران میپیچند و در این میان هستند کسانی که این داروها را به صورت قاچاق وارد میکنند و در ناصرخسرو به فروش میرسانند.» نیکنژاد در ادامه حل ریشهای ناصرخسرو را میسر میداند: «در شرایطی که زمینه واردات و تولید داروها برخلاف سالهای گذشته به راحتی فراهم است، مشکلی به نام بازار دارویی ناصرخسرو نباید وجود داشته باشد. در عین حال طراحی سیستمی که به یاری مسوولان بیاید تا آمار بیماران از پراکندگی خارج کند و میزان تولید، میزان مصرف، تعداد بیماران و مشخصات آنها را در دسترس آنها قرار دهد، قطع دستهای مافیای دارو نیز به راحتی ممکن خواهد بود.» اما در این شرایط که هنوز چنین سیستمی طراحی نشده و آثاری از تکاپوی مسوولان نیز دیده نمیشود، بیمارانی که با بیماریهای صعبالعلاج دست به گریبانندو ادامه حیاتشان با قرص و کپسولهای گران و نایاب گره خورده وقتی خود را در یک قدمی مرگ میبینند، مجبور میشوند راه ناصرخسرو را در پیش بگیرند یا خود را به موتورسوارانی بسپارند که مقابل داروخانههایی مانند ۱۳ آبان به انتظارشان نشستهاند. این موتورسواران بیماران ناامید از مجاری رسمی دارویی بر ترک موتور خود سوار میکنند و به جایی که شاید همان «ناصرخسرو» باشد، میبرند و برایشان دارو تهیه میکنند. خیلیها میگویند برخی از آنها با قاچاقچیان در ارتباطند؛ اما بیمارانی که گره مشکلاتشان به دستان آنها باز شده چندان هم ناراضی نیستند؛ هرچندپول زیادی از کف دادهاند و دارویی تقلبی گرفتهاند.