شَعر بافی
شعربافی (به فتح شین) به واقع همان پارچه بافی است که جولایی نیز گفته میشود. در فرهنگ فارسی شعر به معنای موی انسان یا حیوان میباشد و به بافنده این کار موباف یا موتاب گفته میشود. اگر بخواهیم تاریخ شعر بافی که همان پارچه بافی است را دنبال کنیم، باید گفت از آن زمان که انسان سعی کرد تا خود را از آسیب سرما و گرما محفوظ دارد و نیاز به تن پوش را احساس نمود، ابتدا با نی، استخوان حیوانات، تیغ ماهی، سوزن و از الیاف گیاهی، نخ مورد نیاز خود را تهیه و از برگ و پوست درختان و حیوانات پوششی برای خود فراهم نمود، روند تکاملی به تدریج ادامه یافت و بشر توانست به وسایل و ابزار جدیدی دست یابد و از همان زمان پایه صنعت نساجی و پارچه بافی گذارده شد. <br>
شعربافی (به فتح شین) به واقع همان پارچه بافی است که جولایی نیز گفته میشود. در فرهنگ فارسی شعر به معنای موی انسان یا حیوان میباشد و به بافنده این کار موباف یا موتاب گفته میشود. اگر بخواهیم تاریخ شعر بافی که همان پارچه بافی است را دنبال کنیم، باید گفت از آن زمان که انسان سعی کرد تا خود را از آسیب سرما و گرما محفوظ دارد و نیاز به تن پوش را احساس نمود، ابتدا با نی، استخوان حیوانات، تیغ ماهی، سوزن و از الیاف گیاهی، نخ مورد نیاز خود را تهیه و از برگ و پوست درختان و حیوانات پوششی برای خود فراهم نمود، روند تکاملی به تدریج ادامه یافت و بشر توانست به وسایل و ابزار جدیدی دست یابد و از همان زمان پایه صنعت نساجی و پارچه بافی گذارده شد.
تاریخ دقیق اولین دستگاه بافندگی معلوم نیست، شاید بتوان گفت هنر پارچه بافی در ایران قدمت چند ساله دارد. در حال حاضر حدود ۵۰ دستگاه شعر بافی در محلهها و کارگاههای قدیمی شهر کاشان فعال میباشند.
مواد اولیه این دستگاهها، ابریشم طبیعی میباشد که نوسان قیمت ابریشم در طول سال به کم و زیاد شدن تعداد دستگاهها کمک میکند.
مطالعات کارشناسان در مورد تجارت دوره ساسانیان نیز نشان میدهد که یزد در این دوره از جمله شهرهایی بود که نه تنها در تجارت و داد و ستد ابریشم فعالیت داشت، بلکه در بافت پارچههای ظریف و زیبا به ویژه پارچههای ابریشمی مشهور بودهاست.
از عهد ساسانیان، قطعات پارچههای ابریشمی به نامهای تراز یا نگار جامه، پارچههای دیبق، منیر و حریرسندس به جای مانده است که تکنیک بافت آنها دو پودی است و آن را به یزد نسبت دادهاند. مارکوپولو، سیاح معروف ونیزی که در قرن هفتم هجری به یزد سفر کرده است در سفر نامهاش نوشته که یزدشهر بزرگی است که از لحاظ تجارت و رفت و آمد، نقطه مهمیبه شمار میرود. یک نوع پارچه ابریشمیو طلایی در آنجا بافته میشود که موسوم است به پارچه یزدی که به همه جای دنیا صادر میشود.
اما دوران طلایی دستباف ایران و یزد به دوران صفویه برمیگردد، در این دوران، پارچههای ابریشمیساده، زربافت و مخملهای ابریشمی در کارگاههای یزد، کرمان و کاشان بافته میشود.
این نوع پارچهها معمولا برای جامه شاهزادگان و پرده و روپوش بزرگان به کار برده میشد و به علت زیبایی و ارزشی که داشت اغلب از طرف امرا و پادشاهان صفوی به عنوان خلعت و هدیه برای بزرگان کشورهای دیگر فرستاده میشد.
ظهور هنرمند نامی این دوران به نام «غیاثالدین» که بدون تردید وی را میتوان از بزرگترین هنرمندانی دانست که با تمام وجود به هنر عشق میورزید و چنان در نقاشی بر روی مقوا برای تهیه نقوش پارچه مهارت داشت که او را «غیاث نقشبند» مینامیدند. غیاثالدین که اصالتی یزدی داشت، تاثیر بسزایی در توسعه هنر دستبافان در یزد داشت و چندی نیز در دربار صفویان در اصفهان فعالیت داشت. دستگاههای شعربافی به طور عموم چوبی و دارای اندازههای متفاوت بودند که از قسمتهای مختلفی مانند پدال، نورد (غلتک پارچه پیچ)، میخ طویله پهلوکش، موم مال، شانه، ورد، ماسوره، میل میلک، ساز، ماکو، میتیز، دفه یا دفتین، گرت، چرخ سوره پیچی، کیسه شن و دستگاه چلهدوانی تشکیل میشدند.