آینده مبهم یک طرح

شماره روزنامه: ۱۵۲۸ تاریخ چاپ: شماره خبر: ۴۵۳۶۸۸ بیشتر

۸ ماه از اجرای طرح بن الکترونیکی کتاب گذشت و هیچ گزارشی درباره میزان توفیق آن منتشر نشد<br>[ کیان نوآیین ]<br>از آغاز طرح بن الکترونیکی کتاب بیش از ۸ ماه می‌گذرد و تاکنون تصویری روشن از میزان توفیق این طرح در رشدو گسترش کتاب و کتابخوانی گزارش نشده است.

آینده مبهم یک طرح

۸ ماه از اجرای طرح بن الکترونیکی کتاب گذشت و هیچ گزارشی درباره میزان توفیق آن منتشر نشد

[ کیان نوآیین ]

از آغاز طرح بن الکترونیکی کتاب بیش از ۸ ماه می‌گذرد و تاکنون تصویری روشن از میزان توفیق این طرح در رشدو گسترش کتاب و کتابخوانی گزارش نشده است. پیش‌بینی می شد که این اقدام حداقل در زمان نمایشگاه کتاب تهران صورت بگیرد و دست‌اندرکاران این کار از توفیقات طرح خود سخن بگویند، اما تا کنون چنین اتفاقی هم نیفتاده است.

البته یکی از دست‌اندرکاران وزارت علوم و فن آوری در گفت‌وگویی با خبرگزاری کتاب اعلام کرده است«هفته پیش ۱۲۲‌هزار از این بن‌ها به نمایندگان دانشگاه‌ها تحویل داده شد و در این هفته نیز ۱۰۳هزار بن دیگر بین ۳۴ دانشگاه دیگر توزیع می‌شود».

زمانی که این بن و اخبار مربوط به آن در رسانه‌ها انعکاس یافت تا مدت‌ها مهمترین خبر عرصه نشر بود، چرا که از ماه‌ها قبل برای رونمایی از این بن تبلیغات شد و یکی از دست‌اندرکاران این کار در گفت‌وگویی با خبرگزاری ایبنا (خبرگزاری کتاب وابسته به معاونت فرهنگی وزارت ارشاد) آن را «بزرگ‌ترین پروژه بعد از کارت خوان‌های بنزین نامیده بود که به صورت الکترونیکی در سراسر کشور اجرا می‌شود». اگرچه این سخن نه درباره کارت خوان‌های الکترونیکی بنزین مصداق دارد و نه درباره کارت خوان‌های کتاب، چرا که پیش از این‌ها طرح الکترونیکی کردن بانک‌ها انجام شد که در نوع خود پروژه بزرگی بود و اکنون هم هر فردی در هر نقطه ایران می‌تواند پول خود را به صورت کارتی از بانک بگیرد و یا معاملات خود را از طریق اینترنت انجام دهد.

در مرحله اول این طرح ۵۰۰ فروشگاه مجهز به دستگاه کارت خوان کتاب شده‌اند و قرار است در نهایت این کارت‌ها بین چهار میلیون نفر توزیع شود و ۱۰‌هزار فروشگاه کتاب به این دستگاه مجهز شوند،‌ این درحالی است که برابر آمارهایی که اتحادیه ناشران و کتابفروشان تهران از تشکل‌های استانی نشر اخذ کرده است، تعداد کتابفروشی‌های کشور به ۲هزار تا هم نمی‌رسد و مشخص نیست که دست‌اندرکاران ارشاد و طراح و مجری این طرح (موسسه خانه کتاب وابسته به ارشاد) این آمار را از کجا گرفته‌اند.

پیش از این بن کتاب وجود داشت، اما به دلیل نتیجه بخش نبودن آن و اینکه دریافت‌کنندگان بن به جای خرید کتاب آن را در بازار می‌فروختند و پولش را به زخمی‌دیگر می‌زدند، حذف شد و به جای آن بن الکترونیکی عرضه شده است که طراحان آن معتقدند میزان تقلب در آن در حد صفر است. چرا که فرددارنده این بن فقط می‌تواند کتاب بخرد و از آن استفاده دیگری نمی‌توان کرد. اما این سخن در دنیای اقتصاد نمی‌تواند مفهومی‌ داشته باشد؛ زیرا بن الکترونیکی در واقع چیزی شبیه شبه پول یا اوراق‌بهادار است و لذا به شکل بالقوه قابل معاوضه و خرید و فروش است و فرد دارنده آن می‌تواند با یک توافق ضمنی با کتابفروش از وی لوازم‌التحریر بخرد و یا حتی فاکتوری جعلی درست کند و درنهایت مبلغ این کارت را به همان زخمی‌دیگر بزند که گمان می‌کند از کتاب و کتابخوانی ارزش بیشتری دارد.

نکته محوری و پاشنه آشیل این طرح همانا خلاصه کردن کتاب نخوانی مردم در تک عاملی به نام اقتصاد است. اگرچه قیمت و بعد اقتصادی در کتابخوانی امری مهم است، اما نبود بسترسازی برای کتابخوانی در آموزش و پرورش، وجود نوعی نگاه ایدئولوژیک و تحمیل و اجبار به خواندن برخی کتاب‌ها و گرفتن قدرت انتخاب از فرد کتابخوان، به خصوص در مدارس که پایه‌های شخصیتی فرد شکل می‌گیرد و از آن مهم‌تر وجود دستگاه سانسور عریض و طویل که اعتماد خواننده را از خواندن کتابی کامل سلب می‌کند و درنهایت نبود سخت‌افزارهایی چون کتابفروشی‌های مدرن در سراسر کشور و کتابخانه‌های بزرگ که تزریق کتاب به آنها گزینشی نباشد و تمامی‌ کتاب‌ها و سلایق را شامل شود، از دیگر عوامل این کار به شمار می‌رود که هر کدامشان در کتاب‌نخوانی مردم نقشی جدی دارند.

نکته دیگر و اصلی کتابنخوانی مردم را باید در نبود نیازی به کتابخوانی جست و جو کرد. به تعبیر دقیق‌تر ارزش علم در ایران بسیار پایین است و عالمان و کتابخوانان در ایران نه قدر می‌بینند و نه بر صدر می‌نشیند، پس آن کسی به سراغ کتاب می‌رود که دقیقا بخواهد نیازی اساسی را بر طرف سازد، به همین دلیل کتاب‌های آموزشی فروش‌های میلیاردی دارند و آموزشگاه‌های معروف توان این را دارند که همسنگ شرکت‌های بزرگی چون ال جی و سامسونگ، هر روز وشب در تلویزیون آگهی‌های میلیونی بدهند.جالب این که در طرح بن الکترونیکی کتاب، فرد می‌تواند کتاب‌های آموزشی راهم خریداری کند. کتاب‌هایی که بازاری بزرگ با متقاضیان فراوان دارند و نیازی به یارانه دولت ندارند.

نقطه ضعف دیگر طرح بن الکترونیکی نگاه ارزشی در واگذاری بن‌ها است. به این معنا که از هم اکنون موسسات و افرادی از این بن نصیب می‌برند که دست‌اندرکاران وزارت ارشاد با آنها میانه خوبی دارند. برای نمونه نهادی همانند انجمن صنفی روزنامه‌نگاران که عمده آنها به نوعی با کتاب سرو کار دارند، هیچ گونه دعوت نامه یا مکاتبه ای صورت نگرفته است، اما برای نهادی همانند خانه موسیقی که در مقایسه با روزنامه‌نگاران کمتر کتاب می خوانند، دعوت نامه فرستاده و از آنها خواسته شده که نشانی و مشخصات کامل خود را به مرکز توزیع بن الکترونیکی بدهند تا برایشان این خدمت ارسال شود.

این درحالی است که این بودجه از محل بودجه عمومی‌تهیه شده است و لذا تمامی‌ آحاد مردم (۷۰میلیون نفر) باید به یک نسبت از این امکان استفاده کنند.

خود طرح هم اشکالات فراوانی دارد. برای نمونه هنوز مشخص نشده است که برای این طرح چه مقدار هزینه شده است و پیش‌بینی طراحان از میزان خرید کتاب و کتابخوان شدن مردم چقدر است. در واقع هر طرح علمی‌باید این ظرفیت را داشته باشد که با درصدی خطای معقول (۲۰ تا ۳۰درصد) دیدگاه خود را بر کرسی بنشاند و پیش‌بینی‌هایش را تحقق بخشد. به این معنا که اصولا یک طرح علمی به دلیل سازوکار و منطق درونی خاصی که دارد باید به گونه‌ای طراحی شده باشد که میزان توفیق‌آن با درصدی از خطا قابل پیش‌بینی باشد.

درنهایت این که طراحان طرح سامانه‌ای برای کنترل و ارزیابی طرح خود ندارند و اگر بخواهند هم چنین سامانه‌ای را طراحی کنند خود نیازمند سازمان و بوروکراسی پیچیده و فربهی است که بخش اعظم این بودجه را به کام خود خواهد کشاند؛ بودجه‌ای که نتیجه حذف یارانه کاغذ بود و ۸۶میلیارد تومان آن سال گذشته در اختیار معاونت فرهنگی وزارت ارشاد قرار گرفته بود. از این بودجه تا آنجایی که اعلام شده است، نزدیک به ۲۵‌میلیارد تومان کتاب خریداری شده است و می‌ماند بقیه این پول که هنوز گزارشی از چگونگی اختصاص آن انتشار عمومی پیدا نکرده است و مشخص نیست که چه میزان از این بودجه به بن الکترونیکی کتاب اختصاص داده شد و اصولا طرح بن الکترونیکی کتاب چه سرا و سر انجامی خواهد یافت. آیا می‌توان روزی را پیش‌بینی کرد که این بن ۱۰‌درصد از ۴میلیون نفری که قرار است از این بن استفاده کنند را کتابخوان کند؟ باید صبر کرد و منتظر ماند.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

ارسال دیدگاه

دنیای اقتصاد را بعنوان منبع مورد اعتماد خود به گوگل معرفی کنید افزودن