برلوسکنی و اقتصاد رو به زوال ایتالیا
برلوسکنی در زندگی خصوصی کامیاب است و ایتالیایی ها امیدوارند برای ایتالیا هم سرنوشتی مانند بنگاه های خود رقم زند
برلوسکنی در زندگی خصوصی کامیاب است و ایتالیایی ها امیدوارند برای ایتالیا هم سرنوشتی مانند بنگاه های خود رقم زند سیلویو برلوسکنی هفته گذشته به عنوان سیوهفتمین نخستوزیر ایتالیا سوگند یاد کرد و شصت و دومین دولت جمهوری ایتالیا پس از جنگ جهانی دوم را تشکیل داد. بازگشت برلوسکنی به قدرت را میتوان بخشی از روند بازگشت به راست در اروپا دانست که خود بخشی از یک پروسه بزرگتر است که تحلیلگران سیاسی نام ایدئولوژیزدایی از دولتهای اروپایی بر آن گذاشتهاند. اتفاقی که در فرانسه و ایتالیا رخ داده است و در آلمان نیز نتایج انتخابات محلی و مقدماتی حاکی از آن است که چنین اتفاقی به زودی در آلمان نیز رخ خواهد داد.
تعدد دولتها و کوتاهی عمر آنها در ایتالیا تقریبا در جهان بینظیر است. با این وجود این تغییر و تحولات پی در پی همگی در بستری دموکراتیک رخ دادهاند. تکثر فراوان احزاب در ایتالیا نیز کمنظیر است. به گونهای که پارلمان قبلی در میان ۲۰حزب و گروه مختلف تقسیم شده بود. از این رو همواره شاهد به قدرت رسیدن ائتلافی از احزاب و گروهها در ایتالیا هستیم. همین ائتلافهای شکننده است که اکثر دولتهای ایتالیا را به فروپاشی منتهی کرده است. در کنار این از میان رفتن عمر دولتهای استورا بر پایههای ایدئولوژیک در سطح اروپا باعث شده تا مردم اندکاندک به این واقعیت برسند که دولتهای چپگرا توان مدیریت کشورها را در عرصه رقابت جهانی به خصوص اقتصاد ندارند. از این رو میتوان روی آوردن دوباره مردم ایتالیا به برلوسکنی را در سبک زندگی او جستوجو کرد. برلوسکنی را از نظر اقتصادی میتوان موفقترین ایتالیایی دوران معاصر نام گذاشت. مردی که از خوانندگی در یک قایق تفریحی آغاز کرد و درنهایت به ثروتمندترین ایتالیایی با ۱۲میلیارد دلار اندوخته تبدیل شد. رای بالای ائتلاف راستمیانه به رهبری برلوسکنی حاکی از آن است که مردم با اندیشه و هدفمند او را انتخاب کردهاند. برلوسکنی از دید مردم ایتالیا اکنون کسی است که باید اقتصاد کشور را مانند اقتصاد زندگیاش احیا کند. بدون تردید مشکلات اقتصادی اصلیترین چالش مردم ایتالیا است. افزایش بدهیهای دولت، افزایش تورم، بالا رفتن بیکاری و کاهش رشد اقتصادی هدیه ۲۰ماه حکومت چپگرایان در ایتالیا است. ساختار اقتصاد دولتی و تعلل این کشور در خصوصیسازی باعث شده تا اکنون دولت به جایی برسد که دیگر توان اداره بسیاری از بخشها را نداشته باشد. هواپیمایی ایتالیا به عنوان یکی از قدیمیترین خطوط هوایی اروپا اکنون در مرز ورشکستگی کامل قرار گرفته است و روزانه یکمیلیون یورو زیان برای دولت بر جای میگذارد. داستان ناتوانی دولت ایتالیا تا آنجا پیش رفته است که موضوع زبالههای شهر ناپل اکنون به یک معضل جدی در ایتالیا تبدیل شده است و میرود تا به یک نماد برای ناتوانی دولتها تبدیل شود. شهرداری ناپل اکنون به مرحلهای از کسری بودجه رسیده است که دیگر توان جمعآوری زبالهها را از سطح شهر ندارد و انبوهی از زبالههای متعفن در گوشه خیابانها انباشته شده است.
جدا از ناکامی دولت چپگرای رومانو پرودی در اداره اقتصاد ایتالیا، به پایان رسیدن تاریخ مصرف شعارهای چپگرایانه را نیز باید عامل مهمی در بازگشت سیلویوبرلوسکنی به قدرت به حساب آورد. دولتهای اروپایی اکنون با افزایش بیکاری مواجه شدهاند. فرانسه، ایتالیا و انگلیس این مشکل را در سطوح مختلف تجربه میکنند. مردم در این کشورها به طور مستقیم مهاجران را عامل اصلی این افزایش بیکاری و تنگ شدن فرصتهای شغلی برای خود میدانند.
مردم اروپا اکنون به جد به دنبال دولتهایی هستند که بتواند در برابر سیل مهاجران جویای کار مقاومت کرده و مانع از ورود مهاجران شوند. آشکار است که دولتهای چپگرا به دلیل تکیه فراوان بر عدالت متکی بر برابری و مساوات و شعارهای ضد تبعیض نمیتوانند چنین کارکردی را داشته باشند. یکی از خواستههای مردم ایتالیا از دولت برلوسکنی محدود کردن مهاجرت به این کشور است. ایتالیا یکی از سهلترین قوانین مهاجرت را در جهان دارد.
در جریان انتخابات آوریل ۲۰۰۸ نیز عمده تمرکز سیلویو برلوسکنی روی دو مساله اقتصاد در حال سکون ایتالیا و ناتوانی دولت چپگرای رومانو پرودی قرار گرفت. فرانکو پاونچلو، استاد علوم سیاسی دانشگاه رم در این مورد عقیده دارد که نتیجه انتخابات اخیر تنها رای علیه دولت پرودی بوده است. آن هم به خاطر عملکردش در دو سال گذشته، چرا که مردم احساس کردند دولت چپگرایان آنها را به بیراهه برده است.
برلوسکنی تقریبا یک اقتصاد ویران را تحویل گرفته است. رشد اقتصادی ایتالیا در ۱۰ سال گذشته بدترین وضعیت را در میان کشورهای کنونی عضو اتحادیه اروپا داشته است. رشد اقتصادی ۷/۱درصدی ایتالیا در سال ۲۰۰۷ در سه ماه اول سال جاری میلادی به صفر درصد رسیده است. پیشبینیهای صندوق بینالمللی پول نشان میدهد که در صورت تداوم روند کنونی میانگین رشد اقتصادی ایتالیا در سال ۲۰۰۸ تنها ۳/۰درصد خواهد بود. کسری بودجه ایتالیا در پایان سال ۲۰۰۷ میلادی به ۵/۴درصد تولید ناخالص داخلی این کشور رسیده است. این وضعیت ایتالیا را به عنوان یکی از اقتصادهای بیمار حوزه یورو معرفی میکند. چه آنکه اتحادیه اروپا کسری بودجه را تنها تا ۳درصد تولید ناخالص داخلی اعضای خود مجاز اعلام کرده است.
از سوی دیگر میزان بدهیهای دولتی ایتالیا به ۵/۱۰۴درصد میزان تولید ناخالص داخلی این کشور رسیده است و سهم ایتالیا از تجارت جهانی به شدت کاهش یافته است. این سهم از ۶/۴درصد در سال ۱۹۹۵ به حدود ۵/۲درصد در سال ۲۰۰۷ رسیده است، از حیث جمعیتشناسی نیز ایتالیا یکی از پیرترین جمعیتهای اروپا را دارد. دولت برلوسکنی اکنون باید تمرکز خود را روی اصلاح وضعیت بازار کار به قصد معکوس کردن جریان رکود اقتصادی قرار دهد. رومانو پرودی در زمان به قدرت رسیدن برخی قوانین را با هدف کنترل بیشتر دولت تغییر داد. این اصلاحات تنها تضعیف مضاعف اقتصاد ایتالیا را به همراه داشت.
برلوسکنی وعده داده است که این قوانین را با هدف افزایش رقابت در اقتصاد ایتالیا به حالت سابق درآورد.
با این وجود چالشهای بزرگی در سر راه برلوسکنی برای آزادسازی بیشتر اقتصاد ایتالیا قرار دارد. تغییر قانون کار یکی از اصلیترین این چالشها است. برلوسکنی عقیده دارد که قانون کار باید انعطاف بیشتری داشته باشد تا کارفرمایان بتوانند با آزادی و جسارت بیشتری کارگران را استخدام کنند. اما سندیکای کارگری که در زمان دولت پرودی ساماندهی شده و به احزاب چپگرا نزدیکتر شدند، از هماکنون برای برلوسکنی خط و نشان کشیدهاند. آنها تهدید کردهاند که تظاهراتی همانند تظاهرات کارگری سال ۲۰۰۲ به راه خواهند انداخت. در تظاهرات سال ۲۰۰۲ بیش از ۱۰میلیون نفر در سراسر ایتالیا شرکت کردند.
در بعد سیاسی نیز برلوسکنی راهی متفاوت از پرودی را خواهد پیمود. پیشبینی میشود که برلوسکنی بار دیگر پل رم - واشنگتن را افتتاح کرده و روابط بین ایتالیا و ایالاتمتحده را که در طول دوران نخستوزیری رومانوپرودی به سردی گراییده بود، گرم کند. سیلو برلوسکنی در جریان حمله به عراق و جنگ علیه تروریسم پس از تونیبلر بیشترین حمایت را از طرح جورج بوش به عمل آورد و در این راه ۳هزار و ۲۰۰سرباز را به عراق فرستاد. این سربازان بعدها به یکی از دلایل نارضایتی مردم از برلوسکنی تبدیل شدند. از منظر ایالاتمتحده پیروزی برلوسکنی بیش از یک جابهجایی قدرت بین احزاب است. با ورود برلوسکنی به کاخ نخستوزیری ایتالیا عملا راس دوم مثلث آمریکاستیزی در اروپا نیز از میان رفته است. این مثلث با سه محور پاریس، رم و مادرید نخستین بار با روی کارآمدن نیکولا سارکوزی در فرانسه بر هم ریخت. از سوی دیگر ایتالیای برلوسکنی بار دیگر میتواند یک همپیمان جدی برای ایالاتمتحده در ناتو باشد، بهخصوص که اکنون ایالاتمتحده پروژه توسعه ناتو را کلید زده است.