انرژی هستهای یاانرژی بستهای
عزیز شاه محمدی <br>برنامه هستهای ایران از تابستان سال ۱۳۸۲ در کانون توجه بینالمللی قرار گرفته است.
عزیز شاه محمدی
برنامه هستهای ایران از تابستان سال ۱۳۸۲ در کانون توجه بینالمللی قرار گرفته است. ایران در برنامه هستهای خود به تمام اتهامات ممکن، متهم شد.ایران به اقدامات غیر قانونی در برنامه هستهای خود متهم شد و همچنین ایرانیان متهم شدند در برنامه هستهای خود پنهان کاری کردهاند. در آن زمان برخی معتقد بودند که وصف غیر قانونی و مخفیانه بودن فعالیتهای هستهای ایران برنامهای حساب شده برای بی اعتبار کردن و مشروعیت زدایی از دستاوردهای علمی کشور تلقی میشود. در مقابل عدهای دیگر عنوان میکردند که میتوان و باید با تعامل سازنده با آژانس بینالمللی انرژی اتمی و کشورهای اروپایی ذینفوذ، ابهامات رفع شود و برنامه هستهای ایران در روندی عادی و طبیعی جریان یابد.
به هر حال چه دغدغههای مطرح در برنامه هستهای ایران واهی، برنامه ریزی شده و یا جدی و واقعی فرض میشد، چارهای جز همکاری وجود نداشت. چه اینکه ایران مصرانه بر غیرنظامی بودن برنامه هستهای خود تاکید داشت. پس بر اساس قاعده آنکه "حساب پاک است از محاسبه چه باک است"، همکاری همزمان با آژانس و ۳ کشور اروپایی انگلیس و آلمان و فرانسه طراحی و اجرا شد. ابتدا ایران برای اثبات حسن نیات خود کلیه برنامههای هستهای را به حالت تعلیق در آورد و پس از آن حتی بدون تصویب مجلس شورای اسلامی، پروتکل الحاقی پیمان منع اشاعه سلاحهای هستهای، ان پی تی را به مورد اجرا گذاشت. توضیح اینکه کشورهای عضو آژانس بر اساس قراردادهای پادمان به آژانس اجازه میدهند از تاسیسات و فعالیتهای هستهای خود بازرسی کند. این قراردادهای پادمان بر مبنای فعالیت انحراف از برنامه هستهای غیر نظامی به فعالیت نظامی تنظیم شده است. اما پروتکل الحاقی آژانس که هنوز ۱۲۰ کشور عضو آژانس آنرا نپذیرفته اند بر مبنای اقدامات و فعالیتهای احتمالی و بالقوه انحراف به سمت برنامه نظامی است. به عبارت روشنتر کشورهای عضو بر اساس قراردادهای پادمان تا وقتی به سمت برنامه نظامی به صورت عملی و اجرایی نرفتهاند، فعالیتهای هستهای آنان پاک و بیاشکال است اما بر اساس پروتکل الحاقی حتی تدریس برخی علوم در رشتههای فیزیک و شیمی و ریاضی که ممکن است روزی در برنامههای نظامی کاربرد داشته باشد، ممنوع است.
به هر حال ایران این پروتکل را هم به صورت "دواطلبانه" و "موقت" به مورد اجرا گذاشت و قرار شد در کنار بررسیهای آژانس، ۳ کشور اروپایی نیز بسته تشویقی خود را نیز تا زمستان ۱۳۸۳ به ایران ارائه کنند. اروپاییها با توجه به در پیش بودن نهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری در ایران به موقع به تعهد خود عمل نکردند و پس از پایان انتخابات در ۳ تیر ۱۳۸۴ بستهای به ایران پیشنهاد شد که رییسجمهور منتخب آن را توهینآمیز خواند. کشورهای اروپایی قضاوت ایران را عجولانه و بیدقت توصیف کردند اما واقعیت آن بود که بسته پیشنهادی اروپا نه در متن و نه در محتوا از پیچیدگی خاصی برخوردار نبود. این بسته حاوی جملاتی بسیار ساده و روان بود. که بر اساس آن باید برنامه هستهای ایران برچیده میشد و ایران در بهترین شرایط و در صورت جلب رضایت اروپا میتوانست به خرید نیروگاه هستهای از اروپا "امید وار" باشد.
البته در بسته پیشنهادی اروپا این هم آمده بود که در صورت قبول ایران در ازای برچیدن برنامه هستهای، اروپا کارگاههای آموزشی برای معتادان ترک کرده برپا خواهد کرد که مبادا دوباره معتاد شوند. از نظر ایران بسته پیشنهادی اروپا برای ایران تعهداتی "یکباره" و "الزامآور" و"قطعی" داشت در حالی که تعهدات اروپا "مبهم" و "معطوف به مذاکرات آینده بود". اروپاییها وقتی اصرار ایران را بر رد پیشنهاد خود دیدند، سعی کردند مه ایران را عامل شکست مذاکرات بر سر بسته پیشنهاد معرفی کنند. آقای فیلیپ دوست بلازی وزیر امور خارجه وقت فرانسه نیز گفت: اروپا پیشنهاد سخاوتمندانهای را به ایران داده است و ایرانیان به بخت خود لگد میزنند. در مقابل این موضعگیریها، ایرانیان قدم به قدم راه رفته با اروپا را برگشتند و ابتدا کارخانه اصفهان و آنگاه کارخانه غنیسازی نطنز را راهاندازی کردند. و حالا هم در مرحله بسیار پیشرفته ماشینسازی برنامه هستهای قرار دارند.
علاوهبر پیشرفت فنی ایران، در سایه همکاری بین ایران و آژانس بر اساس توافق بین ایران و آژانس ۶ مساله مورد نظر آژانس که در طرحی موسوم به مدالیته طرح و حل شده است. یعنی ایران حداقل از نظر فنی و حقوقی برنامه هستهای خود با آژانس را سامان داده و مشکلی باقی نیست، مانده بحثی به نام "مطالعات ادعایی"که بر اساس گزارشهای جاسوسی کشورهای غربی که در گزارش البرادعی آمده است. این ادعاها گرچه از نظر ایران مردود است اما بی تردید پاسخ گویی به آنان انرژی کمتری نسبت به پاسخ گویی به ۶ مساله آژانس مصروف میدارد.
باری در این شرایط ظاهرا یک بسته دیگری هم در پیش است با این تفاوت که شش کشور فرانسه، بریتانیا، روسیه، چین و آمریکا همراه با آلمان آنرا ارائه کرده اند. پیش از رسیدن این بسته، برنارد کوشنر، وزیر امور خارجه فرانسه همچون سلف خود گفته است که بسته مشوقهای پیشنهاد شده به ایران "بسیار دقیق و سخاوتمندانه" است. در حالی که دیوید میلیبند وزیر امور خارجه انگلیس در وصف این بسته گفته است که مشوقهای جدید، "تفاوت چشمگیری" با پیشنهادهای گروه۱+۵ در سال ۲۰۰۶ ندارد و تنها در بخش "همکاریهای هستهای"، به روز شده است. کشورهای غربی میگویند این بسته برای مذاکره با ایران برای دست شستن از برنامه هستهای خود است اما واقعیت آنست که نوع مذاکرات برای ارائه بسته به ایران حاکی از آن است که بار دیگر بجای "مذاکره با ایران" راهکار "مذاکره در باره ایران" صورت گرفته است. این نظر وجود دارد که رهیافت فعلی غرب در برابر برنامه هستهای ایران مربوط به گذشته است و ایرانی که خود سانتریفوژ میسازد، نمی توان با بسته انرژی اغوا کرد و دولت ایران اساسا در موقعیتی نیست که بتواند از نطقه عطفی که در آن قرار دارد، بازگردد.
از این منظر شاید اندکی پیش داوری یا بد بینی تلقی شود اما نوع برخورد با آنچه بسته پیشنهادی خوانده میشود آنست که این بسته به گونهای تدوین و ارائه خواهد شد که ایران نپذیرد. طبعا با این عملیات دیپلماتیک، راه برای سختگیری بیشتر هموار خواهد شد. شاید این راهکار زمینه را برای فشار بیشتر بر ایران هموار کند اما در مقابل، به تعداد ایرانیان بد گمان به غرب نیز خواهد افزود.