باورهای نادرست اقتصادی - ۲۸ اردیبهشت ۸۷

شماره روزنامه: ۱۵۲۴ تاریخ چاپ: شماره خبر: ۴۵۲۸۱۶ بیشتر

«مردم هر جامعه‌ای به دلایل گوناگون، باورها و تصورات نادرستی در زمینه بازارهای آ‍زاد و اقتصاد آزاد دارند. ستون باورهای نادرست اقتصادی که طی چند هفته اخیر به طور مرتب منتشرشده، به این گونه اشتباهات رایج می‌پردازد و دلیل اشتباه بودن آنها را توضیح می‌دهد.»

«مردم هر جامعه‌ای به دلایل گوناگون، باورها و تصورات نادرستی در زمینه بازارهای آ‍زاد و اقتصاد آزاد دارند. ستون باورهای نادرست اقتصادی که طی چند هفته اخیر به طور مرتب منتشرشده، به این گونه اشتباهات رایج می‌پردازد و دلیل اشتباه بودن آنها را توضیح می‌دهد.» ۱۰ - اقتصاد بازار چیزی بیش از یک زندگی مادی‌گرایانه بدون احساس ارائه نمی‌دهد‌

آنچه اقتصاد بازار آزاد به مردم ارایه می‌کند انتخاب‌ها و فرصت‌های بیشتر هستند. اقتصاد بازار به مردم اجازه می‌دهد تا ثروتی به‌دست آورند که با این ثروت چیزهای زیادی در اختیارشان قرار می‌گیرد. در برخی موارد، اینها حقیقتا چیزهای مادی هستند. اگر یک شخص بتواند به حد کافی ثروتمند شود تا مسکن مناسب، غذای لازم، پوشاک و کفش کافی خریداری کند، همه اینها بهتر از نداشتن‌شان هستند.

اما یک اقتصاد بازار بیش از این چیزها به ارمغان می‌آورد. آن به مردم اجازه می‌دهد تا چیزهایی را خریداری کنند که زندگی را ارزشمند و رضایت‌بخش می‌کند. آنها می‌توانند از موسیقی لذت ببرند، با دیگران راحت‌تر ارتباط برقرار کنند، به مکان‌هایی مسافرت کنند که قبلا دور از دسترس بوده است. اینها همچنین نتیجه امور مادی هستند، اما بیانگر مادی گرایی بی‌احساس نیستند چون که شانس بهبود تعاملات اجتماعی زندگی و فرصت‌های بازکردن ذهن را می‌دهند. برای لذت بردن از موسیقی و بازدید از مکان‌های شگفت‌انگیز، به اشیای مادی نیاز داریم اما کسی که به اینها دسترسی دارد به زندگی بدون احساس رهنمون نمی‌گردد.

ثروت ایجاد شده با اقتصاد بازار حتی فراتر از دارایی شخصی است و می‌تواند به تجربیات زندگی بیفزاید، مردم را قادر به داشتن خدمات بهتر از قبیل سلامت و تحصیلات کند. ثروت به مردم امکان می‌دهد تا محیط اطراف را با معماری زیبا تزیین کنند. تحصیلات بهتر، درها را به روی فرصت‌های زندگی باز می‌کند و تندرستی، امکان فعالیت‌هایی از قبیل ورزش و سرگرمی را فراهم می‌سازد. عملی شدن همه اینها نیاز به کالاهای مادی دارد اما فرصت‌هایی که در اختیارمان می‌گذارند به هیچ وجه مادی‌گرایانه نیست.

ثروت یک ابزار است. دارنده ثروت امکان مبادله آن را با سایر چیزهایی دارد که فکر می‌کند ارزش دارند. برخی حقیقتا ثروت را برای تحصیل دارایی‌های بیشتر استفاده می‌کنند؛ این انتخاب آنها است. برای سایرین ثروت جهت لذت بردن از هنر، تئاتر و موسیقی استفاده می‌شود. برخی ممکن است رضایتمندی خود را در اشیای زیبا از قبیل اشیای هنری قدیمی جست‌وجو کنند. ثروتی که با رشد اقتصادی به‌وجود می‌آید اجازه دسترسی به همه اینها را می‌دهد و به ما اجازه می‌دهد تا شخصیت‌مان را با انتخاب‌هایی که می‌کنیم ابراز کنیم.

۱۱ - وقتی دولت به ما حقوقی می‌دهد، ما در قبال آن مسوولیت‌هایی داریم.

دولت به ما هیچ حقی نمی‌دهد؛ این ما هستیم که به دولت قدرت می‌دهیم. حقوقی که ما از آن بهره می‌بریم حقوق سیاسی نیستند که مقام دولتی سخاوتمندی به ما داده شده باشد؛ آنها حقوقی هستند که ما به همدیگر به عنوان موجودات انسانی مدیون هستیم. هر حقی، وظیفه مرتبط با خود را دارد. حق حیاتی که یک نفر دارد، مرتبط با تعهد سایران است که جان آن شخص را نگیرند. حق یک نفر بر مالکیت اموال، به وظیفه شخص دیگر در ندزدیدن آن تبدیل می‌شود.

جوامع برای آسایش و راحتی زندگی، دولت‌ها را انتخاب می‌کنند هرچند در برخی جوامع بدشانس و بدبخت، دولت با خشونت بر آنها تحمیل شده است. دولت‌ها از حقوق ما ریشه می‌گیرند نه اینکه منشا حقوق ما را تشکیل دهند. در یک جامعه آزاد، انسان‌ها برای راحتی خود، حق قضاوت کردن را به یک مقام بی‌طرف واگذار می‌کنند که از هم قطاران آنها است. انسانها با همدیگر متشکل می‌شوند تا قادر به دفاع مشترک علیه تجاوز دشمنان باشند. اینگونه است که قدرت‌های در اختیار دولت به‌وجود می‌آید.

ما نسبت به همدیگر مسوولیت داریم. مهم‌تر از همه اینکه ما به دیگران تعهد داریم که به حقوقشان احترام بگذاریم، اما مسوولیتی در قبال دولت نداریم؛ این دولت است که در قبال انجام عادلانه و درست وظایفی که ما به آن واگذار کرده‌ایم مسوولیت دارد. دولت ارباب ما نیست که بخواهد ما را در صف نگه دارد و هر از گاهی برخی از حقوق‌مان را به خودمان بدهد. دولت خدمتکار و نوکر ما است، که توسط ما استخدام شده است تا آنگونه که تعلیم داده شده عمل کند.

در سنت قانون عرفی انگلستان این مساله به رسمیت شناخته می‌شود که مردم می‌توانند هر آنچه را قانون صراحتا ممنوع نکرده است انجام دهند، اما در سنت قانون ناپلئونی اروپایی، مردم فقط می‌توانند آنچه را قانون صراحتا اجازه داده است انجام دهند. این باعث می‌شود تا مردم به اشتباه تصور کنند این دولت است که به آنها این حقوق را داده است، زمانی که درست‌تر است بگوییم دولت این حقوق را به رسمیت شناخته است. مسوولیت ما برای عادلانه و شرافتمندانه رفتارکردن موضوعی است که ما به سایر مردم و نه به دولت مدیون هستیم.

۱۲ - انقلاب صنعتی، فقر و بدبختی را برای توده‌های مردم ارمغان آورد.

توده‌های مردم از گذشته‌های دور گرفتار فقر و بدبختی بودند. اسطوره قرن وسطایی از روستاییان با گونه‌هایی گل انداخته و سرخوش بودن که با هم رقص و پایکوبی می‌کردند قبل از اینکه برای خوردن شام رست‌بیف به خانه بازگردند یک ساخت ذهنی جدید از سوی محافظه‌کاران رویاپرداز است، اما واقعیت زندگی در گذشته، فلاکت و جان کندن دائمی بود. مردم تمام روز کار می‌کردند و غذای معمولی می‌خوردند که اغلب برای سیرکردنشان کفایت نمی‌کرد. مرگ ناشی از بیماری یا وضع حمل بچه بسیار رایج بود همانطور که سوء تغذیه و قحطی رواج داشت. برای اینکه تصور واقعی‌تری از شیوه زندگی آن زمان‌ها بتوان به‌دست آورد به اقتصاد کشاورزی در کشورهای فقیر امروز نگاه کنید.

انقلاب صنعتی فرصت‌های شغلی برای توده‌ها ایجاد کرد و شانس پیشرفت کردن را فراهم نمود. حقیقتا زنان و کودکان ساعات طولانی کار می‌کردند. آنها همیشه اینطور کار می‌کردند. واقعیت اینکه شرایط کاری ناگوار و اغلب خطرناک بود. شرایط کار همیشه اینطور بود. مسکن طبقه کارگر جدید نسبت به آلونک‌های ابتدایی و کثیفی که فقرای کشاورزی سکونت داشتند یک پله بهتر بود.

صنعتی شدن به نیروی کار اجازه داد تا کارآتر شود و ارزش بیشتری به کالاها بیفزاید، و دستمزد بیشتری به کارگران پرداخت شود. با گسترش تولید مکانیزه، کارگران مزدبگیر تدریجا قادر به خرید غذای بهتر، پوشاک بهتر، کالاهای خانگی بهتر از قیبل ظروف چینی و مواد لوکسی مثل چای شدند. انقلاب صنعتی این امکان را به مردم داد تا با خلق ثروت و فاصله گرفتن از زندگی معیشتی، ثروتمندتر بشوند.

فرآیند خلق ثروت تدریجا جامعه را قادر به استفاده از خدمات بهداشتی عمومی بهتر و تسهیلات اجتماعی کرد. همچنین جامعه را قادر به حفظ استانداردهای ایمنی بالاتر در محیط کار کرد. ثروت ایجاد شده باعث شد خانواده‌ها آنقدر ثروتمند شوند که بچه‌ها را به مدرسه بفرستند به جای اینکه به کار آنها نیاز داشته باشند.

طبیعی اینست که ما شرایط صنعتی شدن اولیه را با شرایط خودمان مقایسه کنیم و اوضاع آن دوره را «دیکنزین» بنامیم. ما باید واقعا آنها را با آنچه قبل از آن حاکم بود مقایسه کنیم. سرمایه‌داری در این مسیر یک قدم جلوتر بوده است.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

ارسال دیدگاه

دنیای اقتصاد را بعنوان منبع مورد اعتماد خود به گوگل معرفی کنید افزودن