صنایع دستی دلال می خواهد
مریم خباز<br>دارایی بافی در یزد<br>«اگر دلالی و واسطهگری برای هر حرفهای مضر باشد، ولی واقعا جای دلالها در صنایع دستی خالی است.»وقتی پای صحبتهای معاون مدیرکل دفتر حمایت از حفظ و احیای معاونت صنایع دستی نشستیم این جملهها را گفت.
مریم خباز
دارایی بافی در یزد
«اگر دلالی و واسطهگری برای هر حرفهای مضر باشد، ولی واقعا جای دلالها در صنایع دستی خالی است.»وقتی پای صحبتهای معاون مدیرکل دفتر حمایت از حفظ و احیای معاونت صنایع دستی نشستیم این جملهها را گفت. فریدون میرزالو از آن دست مسوولانی است که در عین رک بودن اگر جواب سوالی را نداند، آسمان و ریسمان به هم نمیبافد و خیلی سریع میگوید «نمیدانم».او از جمله منتقدان ادغام سازمان میراثفرهنگی و گردشگری با صنایع دستی نیز هست که یک سالی میشود در این سازمان بزرگ و فشرده شده در معاونت حفظ و احیا به دنبال شناسایی صنایع دستیای میگردد که دیگر نفسهای آخرشان را در این سرزمین میکشند.او البته خیلی با احتیاط از مرگ بعضی صنایع دستساز ایرانی سخن میگوید، چراکه امیدوار است هنوز در بعضی از این رشتهها دو سه نفری آن هم فقط به خاطر عشق مشغول به کار باشند.
در کشورمان بالغ بر ۲۰۰ رشته صنایع دستی وجود دارد که البته اوضاع خیلی از آنها وخیم است. آیا آماری وجود دارد که نشان دهد یک شهر یا استان در حال خالی شدن از هنرمندان است؟
هماکنون هنرمندان صنایعدستی در همه استانها مشغول به فعالیتند، اما این هنرها شغل دوم و کمک خرج خانوادهها است، پس بسیاری از افراد از روی اجبار به این کارها ادامه میدهند. اما نکته مهم، حذف آرام آرام این صنایع است، چراکه تا زمانی که توجه جدی به عرصه فروش کالاها نشود، وضع به همین منوال ادامه خواهد یافت.
آیا آمار دقیقی از رشتههایی که به کلی نابود شدهاند در دست هست؟
بعضی از رشتههای صنایع دستی به خاطر ورود تولیدات صنعتی جایگاهشان را از دست دادهاند. مثلا زریبافی، مخملبافی یا هنر بافت پارچه ترمه. هماکنون محصول شال ترمه که در کرمان بافته میشود به طور کلی در حال نابودی است و شاید در خوشبینانهترین حالت، تنها دو سه نفر به این کار اشتغال دارند؛ چرا که ورود ترمههای صنعتی و ماشین بافت توان رقابت هنرمند را از بین برده است.
این مساله میتواند علت خوبی برای گرانی صنایع دستی باشد؟
بله، البته در تمام دنیا صنایع دستی گران است، ولی فرض کنید یک هنرمند ترمهباف که در طول ماه مثلا ۳۰سانتیمتر ترمه میبافد این محصول را باید چند بفروشد که برای خودش صرف داشته باشد؟ پس در اینجا چون مردم این محصول را نمیخرند، هنرمند چارهای جز ترک هنرش ندارد.
فکر نمیکنید مثل هر حرفه دیگری وجود دلالها باعث گرانی صنایع دستی میشود؟
نه. من با این نظر مخالفم. به اعتقاد من در هر رشتهای ممکن است واسطهها نقش منفی بازی کنند، ولی در صنایع دستی این نقش کاملا متفاوت است.به طور مثال یک روستایی ساکن در مناطق دورافتاده چطور باید به دنبال مشتری بگردد و محصولاتش را عرضه کند. قبل از ادغام، سازمان صنایعدستی خودش نقش یک واسطه میان تولیدکننده و مشتری را بازی میکرد به این صورت که این سازمان در تمام استانها فروشگاه داشت و با پرداخت دستمزد تولیدکننده، کالاها را با درصدی سود میفروخت، اما اکنون این بنگاه واسط از میان رفته است در حالی که ما نیاز به خدمات دلالی داریم. در هندوستان در عرصه صنایع دستی نزدیک به دوهزار بنگاه بازرگانی فعالیت میکنند، در چین هم همینطور است، ولی ما خلاف این مسیر حرکت کردهایم و این واسطهها را از بین بردهایم. اکنون باید بدانیم که اگر این واسطهها دوباره شروع به کار نکنند، سلفخرها این کار را به شکلی غیرمنطقی انجام خواهند داد.
به غیر از حذف واسطهها به نظر میرسد کپیکاری از صنایع دستی ایران لطمه زیادی به این صنعت زده است، مثل کپیبرداری از فرش ایران در چین و هند.
نه این طور نیست. آنها خیلی بهتر از ما کار میکنند و نیازی به کپیبرداری ندارند. مشکل صنایع دستی ایران طراحی و برنامهریزی است. ما نیازمند یک موج جدید در حوزه طراحی هستیم. البته من مخالف سنتها نیستم، چرا که این سنتها باید پایهکار باشند، ولی باقی ماندن صنایع دستی به یک شکل آن هم برای همیشه یک ضعف است، ما واقعا به فکرهای جدید محتاجیم.
این نبود فکر و طراحی جدید تاکنون جان چند رشته از صنایع دستی کشور را گرفته است.
اکنون قلمکار نقاشی، سوخت چرم، مخملبافی، داراِییبافی، ورشوسازی و کندهکاری چوب مازندران را به جرات میتوان جزو صنایع دستی مرده حساب کرد، همین طور سفال آبی شهرضا که در حال نابودی است.
حال در این اوضاع، معاونت حفظ و احیا قرار است چه کاری انجام دهد؟
ما قرار است وضع موجود را حفظ کنیم تا آسیب بیشتری به حوزه تولید ملیمان وارد نشود. به همین خاطر این معاونت در حال مستندسازی از وضعیت موجود صنایع دستی هم به لحاظ ثبتنگاری یا مستندنگاری و هم حفظ روشها و شیوههای رایج در سراسر کشور است. همچنین قرار است نیروها در این حوزه مواد اولیه را به سمت استانداردسازی جلو ببرند تا محصولات با کیفیتتری تولید شود.
آیا مثل همیشه مشکل اعتبار هم وجود دارد؟
البته هنوز بودجه این بخش مصوب نشده، ولی این طور که از اوضاع برمیآید اعتبار خیلی کم است.