اقتصاد بازارو آیندهای بهتر برای رواندا
مردم جهان به شنیدن خبرهای بد از آفریقا عادت دارند: جنگ در «دارفور»، فساد مالی در کشورهای تولیدکننده نفت و گسترش ایدز در جنوب آفریقا که فقط چند نمونه هستند. اینها مشکلاتی واقعی بوده و حل آنها توجه همگانی را میطلبند.
مردم جهان به شنیدن خبرهای بد از آفریقا عادت دارند: جنگ در «دارفور»، فساد مالی در کشورهای تولیدکننده نفت و گسترش ایدز در جنوب آفریقا که فقط چند نمونه هستند. اینها مشکلاتی واقعی بوده و حل آنها توجه همگانی را میطلبند. اما چیزهای دیگری هم در آفریقا شایسته توجه است که البته اخبار خوبی به نظر میرسند. در بعضی قسمتهای این قاره رنج کشیده، اتفاقهای خوبی میافتد که کمتر کسی در آفریقا و جاهای دیگر درباره آن میداند.
«رواندا» را ملاحظه کنید. برای بسیاری از مردم، این کشور کوچک محصور در خشکی، تصویری از تمام اشتباهات آفریقاست؟ چرا که این کشور، شاهد یکی از بدترین نسلکشیهای تاریخ بود. برآورد میشود که در سال ۱۹۹۴، فقط ظرف ۱۰۰ روز ۸۰۰۰۰۰ انسان بر اثر درگیری قومی و ترور جان خود را از دست دادند. مردمی که در میان این تراژدی زندگی کردند، زخم های روانی و جسمانی دارند که ممکن است هرگز التیام نیابد.
با این حال اگر امروز به سرزمین «رواندا» سفر کنید، متوجه میشوید که چیزهای کاملا معجزه آسایی اتفاق افتاده است: انسانهایی که در گذشتهای نه چندان دور، دشمنان کینهتوز بودند اکنون برای راهاندازی کسبوکار با یکدیگر همکاری میکنند تا وضع زندگی خود و خانوادهشان را بهبود بخشیده و آیندهای جدید و بهتر بسازند.
بارزترین مثال از رخدادهای خوب در «رواندا» مربوط به بخش قهوه است. در این کشور قهوه توسط کشاورزان کم درآمدی که روی قطعه زمینی کوچک کار میکنند، کشت میشود. در گذشته دولت «رواندا» این کشاورزان را مجبور به کاشت قهوه و فروش دانههای آن به یک شرکت انحصاری تحت کنترل دولت میکرد. کشاورزان قیمت از پیش تعیین شدهای که همیشه از قیمت بازار جهانی قهوه پایینتر بود، دریافت میکردند. دولت مابهالتفاوت قیمت را برای خودش بر میداشت و در آن سالها به شدت متکی به درآمدی بود که از صادرات قهوه عایدش میشد.
قبل از نسلکشی، کشاورزان آزادی عملی برای تولید و فروش قهوه نداشتند. آنها مجبور به کشت قهوه بودند و اگر قهوه باکیفیتی تولید میکردند، سود مستقیمی به آنها نمیرسید. دولت آنها را مجبور به فروش قهوه به خریداران مخصوص میکرد و کشاورزان میدانستند هر اندازه کیفیت دانههایشان خوب یا بد باشد، خریدار در هر صورت قیمت از پیش تعیین شدهای پرداخت خواهد کرد.
نتیجه این میشد که کشاورزان خردهپای قهوه، برای کار با یکدیگر یا انجام کارهایی که به موفقیت کسبوکار آنها کمک کند، انگیزه نداشتند. آنها نیازی به بازاریابی محصولشان نمیدیدند، زیرا فقط یک خریدار وجود داشت. آنها نیازی به وقت گذاشتن و تلاش برای بالابردن کیفیت دانههای قهوه نمیدیدند. نیازی به کار کردن با یکدیگر، سهیم شدن در هزینهها و ریسک نمیدیدند، زیرا از کار با یکدیگر سودی عایدشان نمیشد. اما امروز در «رواندا» اوضاع متفاوت است. کشاورزان مجبور به کاشت قهوه نیستند. شرکت صادراتی انحصاری تحت کنترل دولت پایان یافته است. کشاورزان آزادند که با خریداران خارجی راسا قرارداد بسته و در زمینه قیمت وارد مذاکره شوند. دولت فعلی که در راس آن رییسجمهور «پل کاگامه» است، بسیاری از قوانین قدیمی را لغو کرده و چارچوب قانونی و کنترلی برای بخش قهوه قرار داده و استراتژی آزاد سازی اقتصادی را در این بخش تنظیم کرده است.آزادسازی اقتصادی، کشاورزان را آزاد کرده و به آنان انگیزه بهبود کیفیت دانههای قهوه را داده است، زیرا اکنون از تلاش خود سود مستقیم میبرند.
این تغییرات همچنین به کشاورزان انگیزه با یکدیگر کار کردن برای مواجهه با چالشهای رقابت در بازار جهانی را داده است. نتایج تا به امروز بینظیر بوده است. «رواندا» از یک کشور تولیدکننده قهوه معمولی به یکی از پرتحرکترین تولیدکنندگان این محصول در جهان تبدیل شده است. اکنون قهوه رواندایی به دفعات در ردههای بالا یا اولین رده رقابتهای بینالمللی قهوه قرار میگیرد. فقط ظرف چند هفته گذشته، مقدار زیادی از قهوه «رواندا»، نزدیک به ۲۵دلار در هر پوند، در حراج قهوه مخصوص فروخته شد.
تصور کنید که این نوع تغییر برای مردمی که در کشوری با درآمد سرانه کمتر از ۳۰۰دلار زندگی میکردهاند، چه معنایی دارد. بیش از ۵۰۰۰۰ خانواده رواندایی در ۶ سال گذشته شاهد دو برابر شدن درآمدشان بودهاند. حالا همه درباره «موج یا تب کافئین» صحبت میکنند. منافع اقتصادی صنعت جدید قهوه مخصوص در رواندا با مردمی که هنوز بسیار فقیرند، اهمیت فوقالعادهای دارد. اما روانداییها که در بخش قهوه کار میکنند از این آزادی استفادههای دیگری هم میبرند: آزادسازی بازار قهوه به کشاورزان انگیزه کار کردن با یکدیگر به صورت صلحآمیز، مشارکت در راه رسیدن به آینده مشترک و بهبود وضع اقتصادی را داده است.
معلوم نیست که آیا دولت عامدانه و با برنامهریزی قصد رسیدن به این وضعیت را داشته است یا خیر؟ اما در هر صورت، آزادسازی اقتصادی مزیتهای بسیاری را به همراه داشته است. یکی از این مزیتها، آشتی و سازگاری بین قومیتها است که نه فقط یک خبر خوب، بلکه خبر بسیار گرانبهایی است.