فاطمه اول، زهرا دوم، محمد سوم بیژن نداریم
مریم خباز<br>نمیدانم کار به دعوا میکشد یا نه، اما مطمئنم که جنگ و جدال لفظی خیلی بالا میگیرد. این کودک تازه به دنیا آمده با آن جثه ظریفش قبل از هر چیز یک نام میخواهد.
مریم خباز
نمیدانم کار به دعوا میکشد یا نه، اما مطمئنم که جنگ و جدال لفظی خیلی بالا میگیرد. این کودک تازه به دنیا آمده با آن جثه ظریفش قبل از هر چیز یک نام میخواهد.
این نوزاد اگر فرزند اول خانواده باشد حتما وسواس روی نامش خیلی بیشتر میشود و از همان نخستین لحظاتی که وجودش مسجل میشود، توجه فامیل را به خود جلب میکند. بعضی ایرانیان نامهای ملی و ایرانی را میپسندند وعدهای دیگر هم نامهای مذهبی را. البته غلبه با دسته دوم است؛ ولی هستند کسانی هم که به ایرانی بودنشان حتی در انتخاب نام وفادارند. اگر خانواده اهل گفتمان باشد، انتخاب نامی چندحرفی برای بچه مشکلساز نمیشود؛ اما اگر ورق برگشته باشد، حتما جر و بحث رخ میدهد. بعضی وقتها البته این اختلاف دیدگاهها به قهر و کدورت هم میرسد تا جایی که یکی از خانوادهها که مغلوب شده است، نام تازه کودک را نمیپذیرد. اینجا بچه تازه متولد شده میماند و نامهایی که احاطهاش کردهاند.
قدیمترها البته کار کمی آسانتر بود؛ چراکه خانواده پدری و شخص پدر یا پدربزرگ حرف اول و آخر را در انتخاب نام کودک میزدند؛ ولی آنها که اهل تعامل بیشتر بودهاند، نامهای مورد نظر را در لابهلای صفحات قرآن میگذاشتهاند و با ضریب احتمال، نام را انتخاب میکردند.
حالا این شانس کودک است که قرعه فالش چه شود. اما اکنون وضع کمی فرق کرده و کتاب نامها یاریگر خانوادههایی شده که دوست دارند نام فرزندشان متفاوت از بقیه باشد.
اما یک ایرانی قبل از آنکه ملیگرا باشد، فردی مذهبی است و علاقهاش به ائمه او را به انتخاب نامی اسلامی-عربی فرمان میدهد. از سال ۱۲۹۷ که سازمان ثبت احوال ایران آغاز به کار کرد تا پایان شهریور ۱۳۸۶، ایرانیها ۲۰ نام را در صدر انتخابهای خود قرار دادهاند.
به این ترتیب نامهای فاطمه، زهرا، مریم، معصومه، زینب، سکینه، رقیه، خدیجه، لیلا و سمیه برای دختران و محمد، علی، حسین، مهدی، حسن، رضا، محمدرضا، علیرضا، احمد و عباس برای پسران در بلندای فهرست منتخب ایرانیان قرار گرفته است.
نامهای شمال شهری و جنوبشهری
سیداحمد قشمی، مدیرکل ثبت احوال استان تهران در دسترسترین مسوولی است که میشود در مورد نامها با او گپ زد. او خودش نامی اسلامی دارد و میگوید که گرایش شخصیاش نیز به همین نامها است. او فهرستی را در اختیارمان میگذارد که نشان میدهد تهرانیها از ابتدای امسال چه نامهایی را برای فرزندانشان به ثبت رساندهاند. طبق این فهرست ذائقه شمال شهریها با جنوبشهریها هم متفاوت است و هم مشابه، چرا که شمالیها و جنوبیها دو اسم امیرعلی و امیرمحمد یا ترکیبهای دیگری از این دو نام را انتخاب کردهاند. البته سلیقه آنها در انتخاب نام دختران کمی متفاوتتر است به طوری که شمالیها، ستایش و جنوبیها، فاطمه را برگزیدهاند. اما در ادامه این فهرست شباهتها بیشتر میشود؛ به طوری که نامهای امیرمحمد، محمد، محمدمهدی، محمدحسین، محمدطاها، علی، امیرحسین، علیرضا و پارسا برای شمالیها و محمد مهدی، مهدی، ابوالفضل، محمد، امیرحسین، حسین، علی، علیرضا و محمدحسین برای جنوبیها بیشتر جذاب بوده است.
همچنین در انتخاب نامهای دخترانه، شمالیها بعد از ستایش، نامهای فاطمه، مبینا، سارینا، ریحانه، هلیا، ملیکا، عسل، آتنا و سارا و جنوبیها بعد از فاطمه، نامهای زهرا، ریحانه، محدثه، نرگس، حنانه، زینب، آتنا، مریم و سارا را پسندیدهاند.
هوس تغییر نام
«نام جلوهای از بینشها و اندیشهها است.
بیتردید اصالت، فرهنگ و اعتقادات جامعه در انتخاب نام تاثیرگذار است و همیشه انسان را بر سر دوراهیهای انتخاب و تصمیم قرار داده است؛ انتخاب درست یا نادرست، زشت یا زیبا، خودی یا بیگانه» اینها را قشمی میگوید.
منظور او همان دوراهی است که خیلی از ما بر سرش میمانیم و به خاطر انتخاب یکی از آنها به زحمت میافتیم.
کسی را می شناسم که به خاطر نامش کلی خجالت میکشد. او اسمش کنیز است؛ به گفته خودش یک عمر احساس کنیزی به او دست داده است. فرد دیگری را هم سراغ دارم که میگوید قصد دارد از پدرش به خاطر نامش شکایت کند. یک نام زشت یا بدمعنی واقعا روح آدمی را میآزارد و احساس تحقیر را گریبانگیرش میکند. بعضی وقتها نامها آنقدر قدیمی و سنتیاند که دیگر به درد این زمانه نمیخورند و گاهی نیز آنقدر فانتزیاند که تلفظشان مشکل میشود. مدیرکل ثبت احوال استان تهران نیز با ما در این باره هم عقیده است. او به نامهای عجیب و غریبی اشاره میکند که صاحبان آن بدون هیچ مشکلی میتوانند عوضش کنند.«صد تومانی»، «گدا»، «کنیز»، «لات»، «خونریز»، «گرگ» و ... از این قماشند.کسی که اسمش قوچعلی یا قلی است هم میتواند به راحتی نامش را تغییر دهد. همچنین زنی که نامش «ماشاءا...» است.
البته اگر فرد نامی معقول داشته باشد، نمیتواند به این راحتی عوضش کند؛ اما اگر خیلی اصرار داشته باشد، دادگاه تصمیم میگیرد.
مراحل قانونی
برای این کار، فرد حتما باید بالای ۱۸ سال باشد یا حکم رشد سن را اگر هجده ساله نیست از پدرش بگیرد. پدر یا جد پدری هم میتوانند با ارائه شناسنامه برای تغییر نام فرزندان کمتر از ۱۸ سال خود مراجعه کنند. فقط کافی است فرد متقاضی اصل شناسنامه و دو برگ تصویر آن را همراه داشته باشد و پس از تکمیل فرم درخواست هزینههای قانونی را طبق تعرفه جاری پرداخت کند.
برای تغییر نام تمامی ادارههای ثبت احوال کشور آماده دریافت مدارک هستند. البته تنظیم و تسلیم درخواست تغییر نام در غیر از محل صدور شناسنامه مانعی ندارد که در این موارد پس از پذیرش درخواست و ارسال آن به محل صدور شناسنامه و طرح در هیات حل اختلاف، اقدامات لازم انجام میشود.
پس در مورد تغییر نام، هیات حل اختلاف رای صادر میکند و چنانچه رای صادره موافق خواسته متقاضی باشد، نسبت به تعویض شناسنامه با نام جدید اقدام میشود.
اما اگر رای مخالف خواسته فرد باشد، او میتواند به استناد ماده ۴ قانون ثبت احوال ظرف مدت ۱۰ روز از تاریخ ابلاغ نسبت به تصمیم دادگاه اعتراض کند.