انتقاد خوب است اما با کدام منطق؟
علیرضا کیوانینژاد<br>برخی منشها و مناسک، خاص کشورها و اقلیم خاصی هستند. از آن میان میتوان به کوچکترین جزئیات در باب نشست و برخاست و تشریفات آن اشاره کرد.
علیرضا کیوانینژاد
برخی منشها و مناسک، خاص کشورها و اقلیم خاصی هستند. از آن میان میتوان به کوچکترین جزئیات در باب نشست و برخاست و تشریفات آن اشاره کرد. مثلا میگویند وقتی ترکمنها در ظرفی چیزی میآورند- مثلا پسته- اگر طبق عادت ما ایرانیها قدری بردارید و روی پیشدستی بگذارید و بخورید، آنوقت به تریجقبایشان برمیخورد، تو گویی از محبتشان فقط همان مقدار را پسندیدهاید ولاغیر. باید ظرف را بردارید- به قول قدیمیها، آش را با جاش- و شروع به خوردن کنید.
آنچه ابتدای این مطلب به عنوان مثال آورده شد، ارتباطی با ادامه آن ندارد؛ مراد توضیح بیشتر بود درباره خاص بودن برخی روحیات یا مراسم و مناسک. اما باید اینجا به سلوک خاصی اشاره کنیم که گویی خاص این روزهای ایران است: هر مسوولی که دیگر سمتی ندارد، بهراحتی دیگری را نقد میکند، غافل از اینکه تا دیروز عهدهدار سمتی مشابه بوده و حالا... بگذریم. صحبتهای محسن پرویز، معاونت فرهنگی سابق وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، از این دست است. او که تا دیروز و در زمان تکیهاش بر کرسی تصمیمگیری، مصلی را بهترین گزینه برای برگزاری نمایشگاه تهران میدانست امروز در ردای منتقد ظاهر شده و در گفتوگو با ایسنا میگوید: «محل برگزاری نمایشگاه محدودیتهایی را تحمیل میکند هرچند که محل پیشین هم محدودیتهایی داشت. مصلی مزیتهایی از باب مرکزیت، دسترسی به مترو و سهولت آمدن مخاطبان را دارد، اما قرار نبود مصلی محل دائمی نمایشگاه کتاب باشد. قرار ما این بود که یکی دو سال نمایشگاه در مصلی باشد تا مکانی دائمی برای آن ساخته شود؛ اما متاسفانه این اتفاق نیفتاد و ظاهرا کسی این ماجرا را جدی نمیگیرد. این مطالبه رسانهای و مخاطبان نمایشگاه است که به مطالبهای جدی تبدیل نشده است. اگر مطالبه جدی شده بود، سال گذشته که آقای دری با صراحت تمام گفت به امر رییسجمهور، نمایشگاه سال آینده در چیتگر برگزار میشود و وزیر هم گفت نمایشگاه در مصلی نخواهد بود، کسی امسال سوال میکرد چرا نمایشگاه در مصلی است؟ امسال هم در آستانه نمایشگاه بحث سازمان فرهنگ و ارتباطات مطرح است و این سازمان در اختیار شهرداری و دولت نیست که بخواهند در آن نمایشگاه بسازند. ما قبل از آوردن نمایشگاه به مصلی، سازمان فرهنگ و ارتباطات را بررسی کردیم و چون آنجا محل خوبی دارد، نامهنگاریهایی هم انجام شد، ولی مساله اصلی این است که سازمان فرهنگ و ارتباطات ملکیتش در اختیار دولت و شهرداری نیست که بخواهند در آنجا چیزی بسازند و جزو طرح گسترش مصلی است. امسال دوباره وعدهای غیرممکن مطرح میشود و سال آینده، دوباره نمایشگاه در مصلی خواهد بود، چون کسی عزم جدی برای اینکه مشکل شهر تهران را برطرف کند، ندارد. یکبار شهر آفتاب و یکبار پرند مطرح شد و الان مکانهای جدیدی مطرح میشود. اینها لطمهزننده است و به نظرم درست نیست. باید اهتمامی جدیتر در اینباره شود.»
مساله مناسب بودن یا نبودن مصلی هر سال در موسم برگزاری نمایشگاه کتاب تکرار میشود و هر سال هم بی نتیجه میماند. نکته اما اینجا است که در قاموس دیپلماسی برخی دستاندرکاران انگار مدخلی به نام اسلوب نقد وجود ندارد؛ قاعدهای که ضابطهمند باشد و فارغ از هر زندهباد و مردهباد، موضوعی مشخص محور کالبدشکافی قرار گیرد. صحبتهای محسن پرویز درجاییکه خبری از نقل قولهای بهمن دری- معاونت فرهنگی کنونی- در متن خبر خبرگزاری ایسنا نیست قطعا بهدور از منش نقد است- و شاید در این میان بخشی از این قصور متوجه شیوه نقل قول از مقام سابق و درج نکردن صحبتهای طرف مقابل باشد که امکانی برای مقایسه در اختیار خواننده نمیگذارد. امیدواریم نقد و نقادی هیچوقت مذموم واقع نشود که اساسا جامعه بدون منتقد، کوه بدون قله است و کسی در آن سودای فتح کردن و بالاتر رفتن را در سر نمیپروراند.