نبردی علیه کاهش مخارج در منطقه یورو
مترجم: امین گنجی<br> منبع: ورکرز لیبرتی<br>فرانسوا اولاند- نامزد حزب سوسیالیست برای انتخابات ریاستجمهوری فرانسه ــ در دور نخست انتخابات رییسجمهور کنونی فرانسه را به رده دوم فرستاده و برنده دور نخست بوده است. اولاند خواستار مذاکرات مجدد بر سر معاهده مالی است که اتحادیه اروپا در دسامبر به تصویب رساند و همه دولتهای اروپایی به جز بریتانیا و جمهوری چک آن را امضا کردند.
مترجم: امین گنجی
منبع: ورکرز لیبرتی
فرانسوا اولاند- نامزد حزب سوسیالیست برای انتخابات ریاستجمهوری فرانسه ــ در دور نخست انتخابات رییسجمهور کنونی فرانسه را به رده دوم فرستاده و برنده دور نخست بوده است. اولاند خواستار مذاکرات مجدد بر سر معاهده مالی است که اتحادیه اروپا در دسامبر به تصویب رساند و همه دولتهای اروپایی به جز بریتانیا و جمهوری چک آن را امضا کردند. این معاهده ــ که هنوز نیازمند قبول و تنفیذ ۱۲ دولت دیگر است تا اجرایی شود و در ایرلند نیز به رفراندوم گذاشته خواهد شد ــ از دولتها میخواهد تا کسری بودجه «ساختاری» خود را به ۵/۰ درصد تولید ناخالص داخلی (GDP) برسانند. سال ۲۰۱۰ متوسط کسری ۲۷ عضو اتحادیه اروپا ۷/۴ درصد بود. اینکه چه میزان از این کسری، «ساختاری» بوده، چندان مشخص نیست و تنها در مورد آن میتوان گمانهزنی کرد. تنها استونی و سوئد کسری زیر ۵/۰ درصد داشته اند. ۷۵ درصد رایدهندگان، سیاست پیشنهادی اولاند برای مالیات بر درآمدهای بالاتر از یک میلیون یورو را پسندیدهاند. همین درصد از رایدهندگان از وعده او مبنی بر ایجاد شغلهای بیشتر در زمینههای آموزشی و بیشتر کردن مخارج دولتی برای تامین مسکن استقبال کردهاند. اولاند میگوید سیاست انقباضی، رشد و رونق اقتصادی فرانسه و سرتاسر اروپا را نه تنها تقویت نمیکند بلکه به خطر میاندازد. بیشتر افراد، حتی در طبقات حاکم، این موضوع را میدانند؛ بنابراین پیروزی اولاند میتواند رویکرد اقتصادی اروپا و به خصوص منطقه یورو را از انقباض مالی راستگرایانه دور کند.
سقوط دولت طرفدار کاهش مخارج در هلند در ۲۳ آوریل، دولتی که حتی نتوانست کسری بودجهاش را به ۳ درصد برساند، احتمال دورشدن از رویکرد انقباضی را افزایش داده است. اما رویکرد اولاند ابدا به معنای درگیرشدن و به چالش کشیدن حکمرانی سرمایه نیست! اولاند میخواهد مدیریت سوسیال دموکراتی از سرمایهداری ارائه دهد و شاید تلاشهای کینزی برای محدودساختن کسادی بازار و رکود ارائه دهد. پاسخ سوسیالیستها در فرانسه، بریتانیا، اسپانیا، ایتالیا و هرجای دیگری در اروپا باید تلاش برای ایجاد یک برنامه واحد مشخص باشد؛ برنامهای سوسیالیستی که نهادهای حامی از سیاست انقباض مالی را کنار بگذارد. این برنامه مشخص باید پاسخی صحیح به تبلیغات ناسیونالیستی راست افراطی ــ همچون لوپن در فرانسه و کریسی آیگی در یونان و وایلدرز در هلند ــ بدهد؛ تبلیغاتی که تنها اثر آنها طولانیترکردن بحران است. این برنامه باید هدفش شکلدهی دوباره به اروپایی متحد و دموکراتیکتر باشد.
خطر از ناحیه راست افراطی
اگرچه رای جبهه ملی به اندازه برخی از نظرسنجیها بالا نبود، اما در هر حال قابل توجه بود: ۴/۶ میلیون نفر، یعنی ۹/۱۷ درصد رایدهندگان به این حزب رای دادند و بزرگترین تعداد رایهای این حزب نئوفاشیست را در یک انتخابات ریاستجمهوری رقم زدند. به نظر میرسد جبهه ملی تاثیرات کارآیی بر طبقه کارگر و نیز جوانان داشته است. در سال ۲۰۰۲، رهبر پیشین جبهه ملی، یعنی ژانـماری لوپن موجی از هراس را به راه انداخت؛ زیرا توانسته بود با ۹/۱۶ درصد رای به دور دوم راه یابد. حدود ۸/۴ میلیون فرانسوی در دور نخست به او رای دادند و در دور دوم این میزان به ۵/۵ میلیون نفر رسید. اگرچه ژاک شیراک، با حمایت همه طیفهای سیاسی دیگر به جز جبهه ملی، بالاخره برنده انتخابات شد. جبهه ملی پس از این شکست، بار دیگر توانست خود را جمع و جور کند و بار دیگر در ۲۰۰۶ با ۴/۱۰ درصد، رای ۸/۳ میلیون نفر را به خود جذب کند. از آن زمان به بعد، یکی از چیزهایی که تغییر کرده است، خصیصه حزب راست میانه است. شیراک، با برندهشدن در دور دوم انتخابات سال ۲۰۰۲، توانست خود را رییسجمهور همه مردم فرانسه بداند. با این حال، سارکوزی یک سیاستمدار افراطی تر است، میهنپرستی خود را آشکارا نشان میدهد، ضد مهاجرت است و نگاهی خصمانه نسبت به حاشیهنشینهای فقیرنشین دارد و نسبت به مردمی که در آنجا زندگی میکنند، بیادبانه برخورد میکند. رایهای دور نخست انتخابات سال ۲۰۱۲ علیه همین موضع راست میانه به صندوق جبهه ملی ریخته شد. جبهه ملی حین تبلیغات انتخاباتی خود را انتخاب حقیقی راستگراها مینامید.
وعدههای انتخاباتی جبهه ملی عبارت بودند از:
کنار گذاشتن پول واحد یورو، کنار گذاشتن سیاست کشاورزی مشترک، بیرون آمدن از منطقه شنگن و تقلیل دادن مهاجرتهای قانونی به ۱۰۰۰۰ نفر در سال، محافظت و بازسازی صنعت و دادن امتیازات ویژه به فرانسویهای زادهشده در فرانسه برای یافتن شغلهای جدید. یکی از نظرسنجیها میگوید که رایدهندگان به لوپن در دور دوم به دو بخش تقسیم میشوند: حدود نیمی از آنها طرف سارکوزی خواهند رفت و حدود یکچهارم نیز رایهای خود را به نفع اولاند به صندوق میریزند. سارکوزی با رفتن به دور دوم خواهد توانست بخش عظیمی از رایهای لوپن را از آن خود کند. سارکوزی همان روز اول بعد از دور نخست انتخابات تلاشهای خود را برای پیروزی در دور دوم آغاز و اعلام کرد که روز اول ماه مه، در مرکز پاریس فستیوالی برای «کار واقعی» ترتیب خواهد داد تا با جشنهای سنتی سوسیالیستها در روز اول مه رقابت کند. به نظر میرسد سارکوزی خواهان به دست آوردن رایهایی از سوی طبقه کارگر است.
البته برخی از رایهای ریختهشده به جبهه ملی را نیز باید به خاطر تغییر کاندیدای آنها دانست. مارین لوپن، دختر ژانـماری لوپن، توانسته لحنی نرمتر به اردوگاه خود ببخشد و فاشیسم نهفته در آن را بیشتر مخفی کند. خیزش راست افراطی در یونان، یعنی جنبش کریسیآیگسی (طلوع طلایی)، و رای بالای جبهه ملی در فرانسه نشاندهنده خشم عمومی از بحران اقتصادی است که به سوی ایدههای راست افراطی و ناسیونالیسم هدایت شده است. البته بخشی از این خشم نیز پاسخ خود را در سیاستهای چپگرایانه یافته است. به این ترتیب، به نظر میرسد تنها چپگرایان موثر و کارآمد میتوانند جلوی رشد راست افراطی را بگیرند.