آیا قیمت نفت تصمیمگیر انتخاباتآینده ایالات متحده است؟
محمد کاظمزاده
استیو استین <br> مترجم: محمد کاظمزاده <br> منبع: www.oil- price.net<br>اشاره: این متن برای مخاطبان آمریکایی نوشته شده است؛ اما منطق اقتصادی حاکم بر آن جهانی است و البته برای ما که در کشوری نفتخیز زندگی میکنیم، بااهمیت است. در متن همهجا رییسجمهور آمریکا به طور خلاصه رییسجمهور نوشته شده است.
استیو استین
مترجم: محمد کاظمزاده
منبع: www.oil- price.net
اشاره: این متن برای مخاطبان آمریکایی نوشته شده است؛ اما منطق اقتصادی حاکم بر آن جهانی است و البته برای ما که در کشوری نفتخیز زندگی میکنیم، بااهمیت است. در متن همهجا رییسجمهور آمریکا به طور خلاصه رییسجمهور نوشته شده است. رییسجمهور بعدی باید بر اساس نفت تصمیمگیری کند. در دوران حکومتش او باید با افزایش قیمت نفت و وخیمتر شدن بیثباتی ژئوپولتیک مقابله کند. دوره چهار ساله ریاستجمهوری برای اتخاذ سیاستهای بلندمدت و تحت تاثیر قرار دادن هر دو هدف بسیار کوتاه است. همچنین او مقصر قیمتهای بالای نفت از سوی مخالفانشان در آینده است مانند رییسجمهور کنونی یا رییسجمهور پیشین.
پیش از طرح سوال به گذشته باز میگردیم. در مقالهای با عنوان «آیا سوختن نفت باعث افزایش حمایتهای سیاسی میگردد»، پیرامون اینکه اگر قیمت نفت در طول دوره دسامبر ۱۹۹۹ تا جولای ۲۰۱۰(دیماه ۱۳۸۷ تا مرداد ۱۳۹۰) افزایش یابد چه تاثیری بر روی رفتار رایدهندگان آمریکایی دارد، تحقیقاتی صورت گرفت. سوال ما این بود که آیا برانگیختن و افزایش نارضایتی حاصل از نوسانات قیمت نفت یکی از دلایلی است که ایالات متحده آمریکا در این اواخر بسیار تند و زننده به نظر میرسد یا خیر. ما در سه مورد نظرسنجی کردهایم : رتبه محبوبیت رییسجمهور، رتبه محبوبیت مجلس و پرسیدن سوال از رایدهندگان در خصوص اینکه آیا کشور در مسیر درست یا مسیر نادرست حرکت کرده است. چه چیزهایی یافتهایم؛ مشاهدات ما به وضوح چندان شگفتانگیز نبود. در حقیقت چیزی که شگفتآور بود تغییر در درجه محبوبیت رییسجمهور در روبهرو شدن با قیمت نفت بود که تناسبی معکوس داشت. از دیگر سو سوال در مورد محبوبیت مجلس و مسیر ایالات متحده آمریکا نشان داد که این تغییر قیمت نفت حتی تاثیر بیشتر و سریعتری بر آن دارد.
در این خصوص، مابین سالهای ۱۹۹۹ تا ۲۰۱۰، نفت و سیاستها در الگوها و سازوکارهای مختلفی برای داشتن یک رابطه قوی و تنومند حرکت کردهاند. اوباما رییسجمهور آمریکا پس از بالاترین قیمت نفت در طول زمان در اواخر دوره جرج دبلیو بوش انتخاب شد (زمانی که قیمت نفت به ۱۶۰ دلار رسید و پس از آن بازگشت). اما حتی در غیر این صورت شما نیاز ندارید که به سلولهای خاکستری مغزتان فشار بیاورید تا ارتباط بین قیمت بالای نفت و کاهش محبوبیت تصمیم سازان را درک کنید؛ نفت و تفکرات سیاسی زیر مجموعهای از جنگ و خونریزی هستند که با یکدیگر پیوند خوردهاند.
بنابراین، به مقاله حاضر باز میگردیم. دقیقا چگونه کار را مدیریت میکنیم؟ پس از همه مسائل ما در میان کمپینگ ریاستجمهوری فریادی بلند سر میدهیم. این حقیقت ناپوشیدنی است که افزایش قیمت نفت وجود دارد. در نتیجه دفاع در مقابل آن برای سیاستمداران و جمهوری خواهان که سود فراوانی از آن میبرند تقریبا غیرممکن است. همانطور که عیان است آنها پیش از این صحبتها نیز درون این واقعه بودند.
به عنوان مثال میتوان به رامنی اشاره کرد: او اوباما را به خاطر کارهایی که سبب افزایش قیمت نفت شده است مورد انتقاد و سرزنش قرار داده است و از وی خواسته است که استعفا دهد. کدام عامل اوباما را بیش از گروه سه نفره افزایش قیمت گاز که متشکل از وزیر انرژی استیون چا، وزیر کشور کن سالازرو رییس سازمان حمایت از محیط زیست لیزا جکسوناست شکست میدهد در حالی که آنها مستقیما مسوول افزایش قیمتهای نفت (انرژی) هستند.
همچنین رامنی رییسجمهور را به کاهش تولید انرژی داخلی متهم کرد. در واقع، رامنی میخواهد زمینهای بیشتری برای حفاری اختصاص یابد و سختگیری کمتری در خصوص تنظیم حفاریهای افقی (تزریق آب و نمک و مواد به زیر زمین برای شکستن سنگهای بستر و بالا آوردن سطح گاز) صورت گیرد.
نیوت گنگریش به نوبه خود قول داده است که قیمت گاز در هر گالن ۵/۲ دلار باشد. هر دو کاندیدا خواستار افزایش حفاریها و جستوجو در جنگلهای بکر و دست نخورده شدهاند، گرچه رییسجمهور تاکید دارد که افزایش قیمت نفت وابسته به افزایش شاخصهای بازار جهانی نفت است؛ جای تعجب نیست که ریک سنتروم اوباما را به خاطر محدود کردن تولید نفت سرزنش کرد و مورد انتقاد قرار داد. او همچنین احساس میکند که قیمت بالای نفت منجر به رکود اقتصادی در سال ۲۰۰۸ شده است.
البته تمامی آمریکاییها که در سطوح مختلف و درجات مختلفی قرار دارند احساس نارضایتی شدیدی از قیمتهای فزاینده انرژی (گاز) دارند. با یک جستوجوی ساده در لیست صفحات اینترنت، نارضایتی شدید مردم (خشم) قابل لمس خواهد بود. اگر از اتهاماتی که شامل جنگ اوباما، نفت بزرگ و پول هنگفت است بگذریم آمریکاییها افکار مختلفی در خصوص ریشهها و عواملی که سبب افزایش قیمت نفت شده است دارند.
موضوع نفت در دوران اوباما تا به حال روزهای سخت و دردناکی را گذرانده است: در ابتدا باید به فاجعه بریتیش پترولیوم (BP) اشاره کرد که فقط اعتبار این شرکت را لکه دار نکرد، خاطرتان میآید؟ سپس یارانههای دولتی به سوی انرژی خورشیدی رفته و از جیبهای بزرگ نفت دور شده است، مشاجرات و نزاعهایی در خصوص حفاریهای افقی و آلودگی آب شکل گرفت، مخالفتهایی در مورد شرکت حفاری انور صورت پذیرفت و همچنین سوالاتی در مورد شرکت کی استون در خصوص لولهگذاری از تارسندکانادا پیش آمده است. این کار که به وسیله ترنس کانادا گسترش یافته است خط لوله نفت را از پروژه تارسند به خلیج مکزیک منتقل میکند. این لوله گذاری نیاز به تصویب رییسجمهور دارد زیرا از مرزهای بینالمللی عبور میکند. در اوایل سال جاری، رییسجمهور این لایحه را رد میکند هر چند شرکت ترانس کانادا به دنبال راههای جایگزینی برای آن میگردد که به تصویب دولت نیاز نداشته باشد.
رامنی خواستار ارتقای انرژیهای جایگزین میشود، از آن جمله میتوان به دادن وام ۵۰۰ میلیون دلاری به سولیندرا که تولیدکننده سلولهای خورشیدی است اشاره کرد که، کی استون آن را سیاست بدی خواند. در حقیقت پرداخت وام به تولیدکنندگان سلولهای خورشیدی در سال ۲۰۰۹ اتفاق افتاد در حالی که مجوز درخواستی کی استون برای لولهگذاری در زمان اخیر بوده است، بر اساس بررسی سالانه مجله محیط زیست گالوپ، ۵۷ درصد پرسششوندگان موافق لولهگذاری و ۲۹ درصد مخالف آن بودند در حالی که ۱۴ درصد نیز اعلام بیطرفی کردند. بنابراین این کار باید انجام شود. در ضمن رییسجمهور گفته است که : آیا فکر میکنید که رییسجمهور ایالات متحده قصد ورود به انتخابات مجدد را دارد، در حالی که خواستار افزایش قیمت گاز است؟ برخی شرکتها تقریبا ۱۷ درصد قیمتها را افزایش دادهاند، قیمت گاز راه آسانی برای هدف قرار دادن رییسجمهور است. به هر حال وضعیت میدانی به صورتی است که بر اساس بررسیهای سالانه مجله محیط زیست گالوپ، ۵۶ درصد از آمریکاییها اعتقاد دارند که رییسجمهور با حفاظت از محیطزیست کار صحیحی انجام میدهد و تنها ۴۲ درصد از پرسششوندگان نسبت به اداره سیاستهای انرژی ملی خوش بین بودند. (در سال ۲۰۰۴، جرج دبلیو بوش با حمایت بسیار پایین ۴۱ درصد پرسششوندگان اعتقاد داشت که او با انجام دادن کارهای صحیح سبب موفقیت ایالات متحده در حفاظت از محیط زیست شده است در حالی که وی برای سیاستهای انرژی خویش در آن زمان تنها ۳۴ درصد حامی داشته است). سخنگوی رسانهای کاخ سفید جیکارانی اظهار کرد اگر افزایش حفاریها پاسخگوی کاهش قیمتهای نفت انتقالی میباشد ما قیمتهای پایینتری را در انتقال نفت مشاهده میکنیم چرا که در دوران ریاست جمهوری اوباما افزایش قابل توجهی در تولید نفت و گاز داخلی داشتهایم، این یک حقیقت است.
چه کسی یا چه چیزی قیمت نفت را هدایت میکند
بله، این یک خیال است اگر تصور کنیم که بازار کالا که با اشاره نفت بالا میرود دلیلی منطقی ندارد. حدسهای ما نیز همین گونه است اما کوسههای وال استریت یکی از کوچکترین دلایل افزایش بهای نفت هستند.
بر اساس آخرین گزارش سازمان بینالمللی انرژی که افزایش تقاضا را پیشبینی کرده است، تقاضای جهانی نفت به ۹/۸۹ (میلیون بشکه در روز) در سال ۲۰۱۲ افزایش مییابد که (افزایش ۸/۰ تا ۹/۰ ناخالص) نسبت به سال ۲۰۱۱ دارد. تقاضا در آسیا مخصوصا در چین در حال افزایش است، تغییر سریع در کشورهای تولیدکننده نفت مانند ایران، سودان و لیبی و سایرین سبب افزایش بهای نفت میشود. در فوریه اخیر (بهمن-اسفند) بر اساس گزارش آژانس بینالمللی انرژی عرضه جهانی نفت ۲۰۰هزار بشکه در روز کاهش داشت. این اساس اقتصاد است، اگر عرضه با تقاضا متناسب نباشد، حتی اگر براساس ترسهای خیالی باشد، قیمت نفت جابهجا میشود (افزایش مییابد). واقعیت این است که اقتصاد با تمام خصوصیاتش نفتمحور است. اجازه دهید روراست باشیم، شرکتهای نفتی از افزایش قیمت نفت سود فراوان میبرند، بنابراین آنها باید آن را انجام دهند. سپس دوباره آنها برای اکتشافاتشان نیازمند سرمایهگذاری هستند. صبر کنید، هر کسی میداند که نفت روزی به پایان میرسد و این اتفاق میافتد. لطفا به سوی آینده گام برداریم. علاوه برآن، فراموش نکنیم که این شرکتها با حقوق سخاوتمندانه و بالای خود برای تعداد زیادی از مردم اشتغال ایجاد نمودهاند.