رسانههای بینالمللی و اقتصاد سیاسی در صنعت نشر
پیتر گلدینگ*<br>ترجمه: زهرا عزیزمحمدی<br>عبارت «رسانه جمعی» در نظر اکثر افراد، یادآور مطبوعات یا برنامههای پرطرفدار تلویزیونی است. گاهی هم برای برخی قدیمیترها، خاطرات دورتر سینما را زنده میکند. به ندرت پیش میآید که این عبارت، ذهن را متوجه نشر کتاب سازد؛ صنعتی که به طرز عجیبی مورد بیتوجهی قرار گرفته است. هنوز هم صنعت چاپ و نشر اصلیترین شکل ارتباط جمعی است.
پیتر گلدینگ*
ترجمه: زهرا عزیزمحمدی
عبارت «رسانه جمعی» در نظر اکثر افراد، یادآور مطبوعات یا برنامههای پرطرفدار تلویزیونی است. گاهی هم برای برخی قدیمیترها، خاطرات دورتر سینما را زنده میکند. به ندرت پیش میآید که این عبارت، ذهن را متوجه نشر کتاب سازد؛ صنعتی که به طرز عجیبی مورد بیتوجهی قرار گرفته است. هنوز هم صنعت چاپ و نشر اصلیترین شکل ارتباط جمعی است. اگرچه در بسیاری از موارد حضور آن کمرنگتر از قبل شده است، اما جنبههای اقتصادی در ارتباطات قرن بیستم، صنعت چاپ و نشر را هم در راستای سایر شیوههای ارتباط جمعی قرار داد که توجه عمده رسانهها را به خود معطوف کردهاند.بهرغم این موضوع اکثر پژوهشها در زمینه نشر کتاب، به کلی از این پیشرفتهای موازی و دخالتهای آن در خود صنعت نشر غافل مانده است. صحبت ازتاثیر ارتباطات جمعی زمان زیادی را برای پرداختن به بعد اقتصادی آن باقی نمیگذارد. محققان حتی در مطالعات آکادمیک خود درمورد رسانهها، به طرز عجیبی رسانه را درست مقابل دیدگان دانشمندان این حوزه نادیده گرفتهاند. این خلأهای دوگانه (در بحث نشر و در مطالعات پیرامون رسانهها) از اهمیت زیادی برخوردارند. با تنوع موسسات رسانهای، بخش مهمی از صنعت نشر از دیدگان پنهان مانده است و حتی به روند گسترش رو به رشد شرکتهای چندگانه رسانهای تبدیل شده است. بر این اساس شناخت اقتصاد متغیر تمام بخشهای رسانه، بسیار حیاتی است، زیرا از این طریق میتوانیم رفتار ناشران را درک کنیم. جهانی کردن صنایع رسانهای بر پایه نشر استوار است که از قدیمیترین ابزار برای گسترش یک تجارت صادراتی بوده و هنوز هم در بسیاری از موارد از آن استفاده میشود. با افزایش رشد سرمایه و توزیع امکانات، صنعت نشر و سایر صنایع مربوط به رسانه وابستگی بیشتری به یکدیگر پیدا کنند.
*پیتر گلدینگ، پژوهشگر مرکز تحقیقات ارتباطات جمعی دانشگاه لستر لندن