مدیران یا زیادهخواران
شرکتهای سهام خصوصی۱ میتوانند به بهتر کار کردن اقتصاد کمک کنند که این موضوع با کسب درآمد بیشتر برای روسایشان همراه است.
شرکتهای سهام خصوصی۱ میتوانند به بهتر کار کردن اقتصاد کمک کنند که این موضوع با کسب درآمد بیشتر برای روسایشان همراه است. عموم مردم مسیری که شرکتهای سهام خصوصی را میلیونر و ثروتمند میکند، هرگز دوست ندارند. برای مثال کاری که میت رامنی (Mitt Romney) روی شرکت سرمایهگذاری بین (Bain Capital) کرد که کنترل کامل شرکت را در دست گرفت خوراک خوبی برای رقبای جمهوری خواهش شد؛ به خصوص به بیان نیات شیطانی و طمعکارانه شرکتهای سهام خصوصی کمک کرد. همچنین در شناخت حرص و طمع زیاد این شرکتها در نظام سرمایه داری نیز مثمرثمر بود تا جایی که گاه اینها را بدتر از وال استریت میدانستند. آیا آقای رامنی و همفکرانش لایق این ننگ و رسوایی هستند؟
عموما دو اتهام علیه این دسته از شرکتها وجود دارد. اولی چپاول کارخانهها و کاهش اشتغال است و دیگری که تاکید بر اتفاقات اخیر دارد این است که وقتی آقای رامنی(Mitt Romney) اظهارنامه مالیاتیاش را منتشر کرد مشخص شد که مدیران شرکت سهام خصوصی به طور وقیحانه و شرم آوری ثروتمند هستند؛ چون به اندازه کافی مالیات نمیدهند.
شرکتهای سهام خصوصی ادعا میکنند که درآمدشان را از راه دراختیار گرفتن شرکتهایی که دارای ضعف مدیریتیاند، بهبود عملکرد آنها و فروش آنها به دست میآورند. اغلب این موارد شامل کاهش اشتغال میشود. زمانی که نرخ بیکاری آمریکا در سطح نگرانکننده و بالایی قرار داشت، این موضوع شرکتهای سهام خصوصی را هدف خشم هر دو گروه دموکراتها و جمهوریخواهان قرار داد.
با این وجود ضرر مستقیم اشتغال که نتیجه معاملات شرکتهای سهام خصوصی است به آن اندازه که منتقدان ادعا میکنند بزرگ نیست؛ به گونهای که به طور متوسط کاهش اشتغال فقط ۱ درصد، دو سال بعد از در اختیار کامل گرفتن اتفاق افتاد. ضمنا بعضی انتقالات در اشتغال ناشی از بروز خلاقیتهایی است که به تقویت اقتصاد میانجامد که اگر شرکتهای سهام خصوصی تعجیل ورزند این روند به خوبی پیش میرود. در اختیار کامل گرفتن تمام سهام یک شرکت توسط این نوع از شرکتها نشان از تمایل به افزایش در تولید دارد - به طور متوسط حدود ۲ درصد که بر اساس یک مطالعه دانشگاهی انجام شد. پس به این ترتیب اگر شرکتها کارآمدتر شوند، اقتصاد بهتر کار میکند و منابع در جایی که بتوانند بهتر مورد استفاده قرار گیرند، مجددا تقسیم خواهند شد.
تقسیم سود سهام، با وجود بدهی داخلی
منتقدان روی منطق قویتر و استدلال محکمتری قرار میگیرند وقتی در این زمینه بحث میکنند که شرکتهای سهام خصوصی شرکتهای بدهکار را تحمیل میکنند تا موجودی شان را به عنوان سود سهام تقسیمی پرداخت کنند، گاهی اوقات نیز این کارشان آنها را به نابودی میکشاند. البته در اغلب موارد قصد و نیت از این کار ورشکستگی نبود؛ ولی در پایان نتیجه کار به این صورت درمیآمد. به هر حال چون ارزش حقیقی بدهی کاهش مییابد این الگو به طور فزایندهای رایج شد. از ۲۰۰۴ تا ۲۰۱۱ با این روش شرکتهای سهام خصوصی توانستند ۱۸۸ میلیارد دلار سود سهام برای پرداخت به خودشان دریافت کنند. این نوع معاملات بزرگ و بزرگتر میشد که تا کنون بزرگترینشان در سال ۲۰۰۷ بوده با ۴۴ میلیارد دلار در شرکت TXU که یک شرکت الکتریکی است. البته بازار نگران است که این شرکت از بین برود.
ولی با وجود همه این تفاسیر در رابطه با شرکتهای سهام خصوصی این شرکتها به سرقت کردن هم میپردازند البته قانون مالیاتی آمریکا نیز تا حدودی مقصر است؛ چون باعث تشویق این رفتار میشود. معافیت مالیاتی از پرداخت بهره بدهیها انگیزهای را به مدیران شرکتهای سهام خصوصی برای جمع کردن بدهیهای اضافی بر روی شرکتهایی که خریدند ایجاد میکند و با این روش از مالیات فرار میکنند؛ البته ناگفته نماند که این کار ثبات و امنیت این شرکتها را برای رسیدن به آن سطح از سودهای معاف از مالیات و نیز چشم انداز بازدهی اقتصادی بالاتر به خطر میاندازد.
روش دیگری که در آن قانون مالیاتی در مجوز دادن به سرقت شرکتهای سهام خصوصی مسوول است بخشش زیاد از حد است. سود آنها، سود ایجاد علاقه (carried interest) (بخشی از سود ناشی از موفقیت در سرمایهگذاری است که به مدیران این شرکتها تعلق میگیرد) نامیده میشود و مالیاتی که به آن تعلق میگیرد به عنوان سود سرمایه است که نسبت به مالیات بر درآمد نرخ پایینتری دارد. افرادی که در تجارت و بازرگانی مشغول به فعالیت هستند، ادعا میکنند که سود ایجاد علاقه درآمد سرمایهگذاری است؛ ولی بیشتر سرمایه گرفتار ریسک از آن سرمایهگذار هست نه خود مدیران.
سیاستمداران در آمریکا و بریتانیا که از سال ۲۰۰۷ مذاکرات مربوط به این روزنه را آغاز کردهاند، باید این موضوع را تمام کنند. این سود واقعا سود قرضه است که باید مشمول مالیات شود.
اتهام سوم علیه شرکتهای سهام خصوصی که منتقدان صنعت به آن کم توجه میکنند، به بازده صنعت ارائه شده مربوط است. سرمایهگذاران دلایل بیشتری برای شکایت درباره شرکتهای سهام خصوصی نسبت به رایدهندگان دارند.
صنعت سرمایهگذاران را با وعده بازدههای چشمنواز اغوا میکند؛ اما هیچ گواه روشنی وجود ندارد که شرکتهای سهام خصوصی خارج از بازارهای عمومی فعالیتی انجام ندهند. هنگامی که هزینههای دستمزد زیاد در نظر گرفته میشوند پس از محاسبه، بازده موثر نسبت به پارامترهای ادعا شده در صنعت کمتر به عمل میآید. با نگاه به آینده به نظر میرسد که بازدهیها بدتر از حالا شوند. مدیران اذعان دارند که در اختیار کامل قرار گرفتن یک کارخانه در آینده عادیتر خواهد شد، از آنجایی که بدهیها، با فشار روی شرکتها، سود آنها را به سرعت به سطوح قبل از بحران بازگشت نخواهد داد. ضمنا میبینیم که عملکرد وجوه یا سرمایه که در دوران حبابهای قیمتی نشانه خوبی بود؛ ولی حالا در زمانهای کسادتر به احتمال زیاد بیتاثیر است. باید توجه داشت حقوق بازنشستگی عمومی که بیش از یک چهارم داراییهای شرکتهای کاملا خریداری شده را تامین میکند، سرمایهگذاریهای مناسب برای آینده خود انتخاب کنند.
پاورقی:
۱- Private - equity firms: ترجمه آن میشود شرکت سهام خصوصی، منظور نوعی شرکت است که مورد مبادله عموم قرار نمیگیرد و در بازار سهام وارد نمیشود. این گونه شرکتها عموما با سرمایهگذاری خطرپذیر و ریسکی و سرمایهگذاریهای نامعمول به فعالیت میپردازند.