تنوعبخشی برنامهریزی شده سبد محصول
فرصتهای کنونی بازارهای جهانی در شرکتهای معدنی
سیدمجتبی تقوینژاد*
تجربه رخدادهای سیاسی، تکنولوژیک، ژئوپلیتیک، بهداشتی و اقتصادی چند دهه اخیر، نشان داد که نرخ فروش محصولات معدنی و فلزات پایه همبستگی بسیار بالایی با تحولات بازارهای جهانی دارد. گاهی با ظهور یک تکنولوژی یا آغاز یک بحران اقبال عمومی به سمت محصولی خاص افزایش یافته یا استقبال از محصول دیگر کاهش چشمگیر مییابد. برای مثال، ظهور تکنولوژی خودروهای برقی و انرژیهای تجدیدپذیر، موجب افزایش اقبال به فلزات نادر و مس شده است. از طرفی تغییر سیاستهای چین در حوزه مسکن بازار فولاد را شدیدا تحتتاثیر خود قرار داد. بحرانهایی همچون همهگیری ویروس کرونا، تنشهای نظامی در نقاط دور و نزدیک و حتی مسائلی با ماهیت محلی همچون اعتصاب در یک معدن بزرگ در شیلی، میتواند بر سودآوری شرکتهای معدنی اثرگذار باشند.
با در نظر گرفتن این نکته، برنامهریزی برای مهار این ریسکها و استفاده بهینه از فرصتهای پیش رو یکی از مهمترین رسالتهای سرمایهگذاران در حوزه معدن و صنایع مرتبط است. پر واضح است که یکی از روشهای مهار کردن این ریسک و ایجاد ظرفیت بهرهبرداری از فرصتهای پیش رو متنوعسازی سبد محصولات تولیدی است. در حال حاضر شرکتهای بزرگ معدنکاری دنیا با برنامهریزیهای کوتاهمدت، میانمدت و بلندمدت در این بخش، پاسخهای شایستهای را در پاسخ به نوسان در بازارهای جهانی تدوین کردهاند.
ضرورت تولید متنوع
مطالعه پیشبینی نهادهای بینالمللی و ملی اقتصادی از تحولات بازار کامودیتیها، مسیر پر فراز و نشیب طراحی استراتژی در شرکتهای معدنی و صنایع وابسته را روشن میکند. بر اساس گزارش بانک جهانی در ماه اکتبر سال جاری، میانگین قیمت فلزات پایه در سهماهه سوم سال ۲۰۲۶ کاهش جزئی داشته است و در ماه اکتبر نیز افت بیشتری را تجربه کرده است. قیمت سنگآهن در سهماهه سوم سال ۲۰۲۶ نسبت به سهماهه قبل ۷ درصد کاهش یافت و در ماه اکتبر نیز به روند نزولی خود ادامه داد. شایان ذکر است، قیمت سنگآهن طی این فصل کاهش یافت و میانگین آن در هفتههای اخیر حدود ۴۰ درصد پایینتر از اوج ثبتشده در سال ۲۰۱۱ بوده است.
فولاد ساختمانی و زیرساختها، بیش از نیمی از تقاضای فولاد در دنیا را ایجاد کرده است. ضعف بازار مصرف فولاد چین و رکود نسبی ساختوساز مسکونی در بسیاری از اقتصادهای پیشرفته، فشارها در بخش تقاضا را کاهش داده است. پیشبینی میشود صادرات سنگآهن در استرالیا و برزیل، دو صادرکننده اصلی این ماده معدنی از طریق حملونقل دریایی، همچنان در سطح بالایی باقی بماند. از سوی دیگر، تولید در پروژه سیماندو در گینه نیز بهتدریج افزایش خواهد یافت. این پروژه که از ذخایر سنگآهن با عیار بالا و هزینه استخراج پایین برخوردار است، قرار است تا سال ۲۰۲۸ به ظرفیت کامل تولید برسد که هر دوی این مسائل موجب افزایش فشار در سمت عرضه خواهد بود.
با توجه به اینکه تقریبا تمام سنگآهن استخراجشده در جهان برای تولید فولاد مصرف میشود، این مسائل یک نتیجه بیشتر ندارد و آن کاهش قیمت سنگ آهن است. پیشبینی میشود قیمت سنگآهن در پایان سال ۲۰۲۶ نسبت به سال قبل ۲ درصد کاهش یابد و در هر یک از سالهای ۲۰۲۷ و ۲۰۲۸ نیز ۳ درصد دیگر افت کند. در نقطه مقابل، قیمت آلومینیوم، مس، قلع و روی در مسیر افزایشی خود، رکوردهای تاریخی را ثبت کردهاند. افزایش تصاعدی مصرف مس در شبکههای انتقال برق، زیرساختهای انرژیهای تجدید پذیر و خودروهای برقی تقاضا برای این محصول را در بازار افزایش داده است. حال آن که افت عیار معادن شیلی و پرو و محدودیتهای مربوط به انتشار کربن که صنایع ذوب چین را با محدودیت روبهرو کرده است، فشارهایی را در سمت عرضه ایجاد کرده است. فلز قلع به عنوان ماده اصلی لحیم کاری در بردهای الکترونیکی و سرورها با حرکت به سمت هوش مصنوعی و الکترونیک شدن جنبههای مختلف زندگی بیشتر از قبل مورد تقاضا واقع شده است. برای آلومینیوم و روی نیز مثالهای مشابهی وجود دارد.
تحولات مذکور در بازار و پیشبینی بانک جهانی از روند قیمت کامودیتیها در ۲ سال آینده به روشنی اهمیت متنوعسازی سبد تولیدی در شرکتهای معدنی را نشان میدهد. تنوعبخشی به محصولات بایستی با در نظر گرفتن پتانسیلها، توانمندیها و پیشبینیهای مبتنی بر مطالعات گسترده انجام شود تا ریسکها و فرصتها را به صورت متناسب پوشش دهد. شرکتهای بزرگ معدن کار در دنیا، مانند BHP، RioTinto، Vale و Glencore ضمن در نظر گرفتن سیاستگذاریها و استراتژی کلان کسبوکارشان با تنوع بخشی برنامهریزی شده در سبد محصولات خود، سرمایهگذاری خود را در برابر تلاطم بازار بیمه کردهاند.
در منطقه غرب آسیا، شرکت «معادن» عربستان سعودی هم همین خطمشی را در پیش گرفته است. این شرکت برای کاهش وابستگی به یک محصول معدنی، با مشارکت در شرکتهای بینالمللی، زنجیرههای تولیدی متنوعی ایجاد کرده است.«معادن» از سال ۲۰۰۹ با مشارکت شرکت آمریکایی «آلکوا» (Alcoa) به صنعت آلومینیوم ورود کرده است. این همکاری به ایجاد مجموعهای یکپارچه از کارخانهها در منطقه صنعتی رأسالخیر انجامید که شامل معدن بوکسیت، پالایشگاه آلومینا، کارخانه ذوب آلومینیوم و واحد تولید ورقهای آلومینیومی برای صنایع خودرو و بستهبندی است. در صنعت و معدن مس نیز شرکت معادن با شرکت کانادایی «بریک» (Barrick) شراکت دارد. این همکاری در معدن زیرزمینی جبلسید در عربستان شکل گرفته است. در صنعت فسفات، شرکت معادن در سال ۲۰۱۳ با شرکت آمریکایی «موزاییک» (Mosaic) و شرکت سعودی سابیک (SABIC) برای احداث مجتمع یکپارچه تولید کودهای فسفاته توافق کرد. مزیت این راهبرد را نباید صرفا تولید محصولات متفاوت دید. اکنون شرکت معادن در بازارهایی فعالیت میکند که محرکهای قیمتی متفاوتی دارند. قیمت طلا، مس، آلومینیوم و کودهای فسفاته الزاما در یک جهت حرکت نخواهد کرد. همین تمایز میتواند اثرگذاری نوسانات بازار جهانی در درآمد و سودآوری شرکت را تعدیل کند.
توسعه گهرزمین؛ همگام با تحولات بازارهای جهانی
تنوعبخشی برنامهریزی شده به محصولات تولیدی، راهبردی است که میتواند تابآوری و سودآوری شرکتهای معدن کاری ایرانی را در بلندمدت تضمین کند. شرکت معدنی و صنعتی گهرزمین با انجام مطالعات دقیق و بررسی تجربیات شرکتهای موفق و ناموفق در این حوزه، برنامه استراتژی خود را به گونهای تدوین کرده است که تنوع بخشی برنامهریزی شده در سبد محصول، سودآوری سرمایهگذاران را تسهیل نماید. این برنامه با اکتشاف و تملک معادن مس و طلا آغاز شده و با حرکت به سمت استخراج مس و طلا ادامه خواهد یافت. برنامهریزی برای احداث کارخانههای فرآوری این محصولات نیز رسیدن به هدف نهایی را ممکن خواهد کرد. برنامهریزی به صورتی انجام شده است که ریسکهای پیشبینی شده در صنعت فولاد، با سودآوری در سایر حوزهها پاسخ داده شده و حتی فرصتهایی در ارتباط با سودآوری بیشتر ایجاد شود. تلاشهای ما در تضمین سودآوری سهامدارانمان در همین جا پایان نیافته است. مطالعات استراتژیک در حوزه تنوع بخشی به محصولات، تدوین استراتژیهای به روز و حرکت در مسیر رشد و تعالی در گهرزمین ادامه دارد.
* کارشناس حوزه صنعت