تاب‌آوری یا تعویق شکنندگی؟

روایت استان سردسیر اردبیل از زمستان پیش‌رو

شماره روزنامه: ۶۷۰۲ تاریخ چاپ: شماره خبر: ۴۳۰۶۹۳۸ بازار نفت

دنیای اقتصاد: مدیر شرکت ملی پخش فرآورده‌های نفتی منطقه اردبیل می‌گوید مخازن نیروگاه سبلان، نیروگاه حوزه‌ عملیاتی این منطقه، با حداکثر ظرفیت ممکن پر شده و برنامه‌ریزی برای تامین سوخت جایگزین صنایع حیاتی و خانوارها، برای سناریوی افت فشار گاز، انجام شده است. در نگاه اول، این یک خبر آرامش‌بخش از یک استان سردسیر است. اما وقتی ارقام و جزئیات کنار هم گذاشته شود، تصویر عمیق‌تری پدیدار می‌شود: استانی که با گاز‌رسانی ۹۸درصدی، نخستین‌بار برای «ناپایداری گاز شهری» لجستیک جنگی و مانوری را به کار گرفته است. منطق این آمادگی از یک ناترازی ساختاری آغاز می‌شود.

روایت استان سردسیر اردبیل از زمستان پیش‌رو

به گفته میرداود سیدی، کشور سالانه حدود ۲۵۰‌میلیون مترمکعب ناترازی گاز دارد و امسال آسیب به تاسیسات پارس جنوبی حدود ۲۳۰‌میلیون مترمکعب دیگر به آن افزوده است؛ یعنی کسری امسال تقریبا دوبرابر حالت عادی شده است، آن هم پیش از شروع فصل اوج مصرف. در چنین شرایطی، اولویت‌بندی مصوب کارگروه‌های ملی این است که گازِ نیروگاه‌ها در صورت لزوم برای تامین گاز خانگی کنار گذاشته شود. نتیجه منطقی آن، جایگزینی سوخت مایع در نیروگاه‌هاست و دقیقا به همین دلیل پر کردن صددرصدی مخازن سبلان معنا پیدا می‌کند. نیروگاه برای آنکه گاز را به خانه‌ها واگذار کند، باید پشتوانه سوخت مایع داشته باشد.

بیمه گاز خانگی

 به بیان دیگر، مخزن پر در نیروگاه سبلان، بیمه گاز خانگی مردم اردبیل است. اما همین نیروگاه نمایانگر تضادی است که کمتر به آن توجه می‌شود: برای حفظ گاز خانگی، سوخت مایع که آلاینده‌تر و پرهزینه‌تر است جایگزین می‌شود و برای تامین آن سوخت مایع، به همان زیرساخت‌های توزیع فرآورده متکی هستیم که جنگ به آنها آسیب زده است. مدیر منطقه یادآوری می‌کند که هدف قرار گرفتن مخازن ذخیره‌سازی در تهران و البرز، آسیب به انبار نفت ری و خطوط لوله انتقال فرآورده، شرایطی «بی‌سابقه» رقم زده بود. نشست‌های ویدئوکنفرانسی سه‌بار در هفته با تهران و حمل مستقیم بنزین با نفتکش از اهواز و بندرعباس تا اردبیل، نشان می‌دهد شبکه‌ توزیع در ماه‌های اخیر نه با منطق عادی، بلکه با مدیریت بحران اداره شده است. این یعنی ظرفیت «تاب‌آوری» تا حد زیادی بر دوش تصمیم‌های لحظه‌ای و مدیریت انسانی بوده، نه زیرساخت افزونه.

در سوی تقاضا هم داستان ساده نیست. اردبیل، به‌عنوان استان گردشگرپذیر، تابستان سختی را پشت سر گذاشت و در برخی روزها توزیع بنزین به ۳‌میلیون لیتر در روز رسید؛ رکوردی که بدون اعمال محدودیت تامین شد. در همین دوره، اصلاح نرخ سوم بنزین (بنزین کارت آزاد جایگاه‌ها) از ۵ به ۱۰هزار تومان از ۱۷شهریور اجرایی شد. نتیجه آن، به گفته مدیر منطقه، جهش ۱۰درصدی مصرف سی‌ان‌جی بود و ۷۵جایگاه فعال سی‌ان‌جی استان روزانه ۲۰۰ تا ۳۰۰هزار لیتر از مصرف بنزین کم کردند. این عدد دو برداشت را ممکن می‌کند: از یک‌سو، قیمت به‌عنوان ابزار سامان‌دهی مصرف کار کرده و بخشی از تقاضا را به سوخت جایگزین هدایت کرده و از سوی دیگر، سی‌ان‌جی که خود یک فرآورده‌ گازی است، در شرایطی رشد کرده که گاز کشور دچار ناترازی است. این یک نکته ظریف است: هر لیتر بنزینی که با سی‌ان‌جی جایگزین می‌شود، فشار را از بنزین برمی‌دارد، اما بار را بر سبد گاز می‌افزاید؛ همان سبدی که زمستان باید خانه‌ها را گرم کند.

سیدی تاکید می‌کند که تامین نفت سفید برای مشتریان دائمی آن، یعنی عشایر و روستاهای دورافتاده که حدود ۲درصد باقی‌مانده از ضریب ۹۸درصدی گازرسانی استان را تشکیل می‌دهند، سال‌هاست تجربه شده است. اما نکته‌ اصلی این است که افت فشار گاز شهری تجربه‌ای «بسیار جدید» است که پیش‌تر فقط در مانورها و رزمایش‌های ناشی از زلزله یا حملات تمرین شده بود. اکنون برای نخستین‌بار برنامه‌ریزی گسترده‌ای برای گلخانه‌ها، مرغداری‌ها، دامداری‌ها، مراکز پرورش ماهی، بیمارستان‌ها و صنایع تبدیلی کشاورزی و غذایی، به‌ویژه در شمال استان و شهرهایی مانند پارس‌آباد انجام شده است. انتخاب این فهرست خود گویاست: مدیریت بحران بر امنیت غذایی و سلامت متمرکز شده است. گلخانه و مرغداری و دامداری یعنی زنجیره تامین غذا و بیمارستان یعنی جان انسان‌ها. صنایع غیرحیاتی و مصرف‌کنندگان عادی در ذهن برنامه‌ریزان در اولویت‌های بعدی هستند.

مسیر‌های محتمل برای روزهای سرد

در مسیر نخست، زمستان با نوسان‌های محدود و کنترل‌شده می‌گذرد: افت فشار فقط در برخی نقاط شمالی رخ می‌دهد، نفت سفید و سوخت مایع پاسخ‌گو هستند و آمادگی صرفا به‌عنوان آزمونی موفق ثبت می‌شود. شرط اصلی این مسیر، آن است که آسیب تازه‌ای به زیرساخت‌های گاز یا انتقال فرآورده وارد نشود و موج سرمای شدید دیرتر یا کوتاه‌تر باشد. مسیر دوم، فشار همزمان است: اگر سرما، افت فشار گسترده‌تر و کاهش گاز نیروگاهی هم‌زمان شوند، ظرفیت تامین سوخت مایع از اهواز و بندرعباس به محک جدی می‌خورد و رقابت میان مصرف‌کنندگان بر سر یک سوخت محدود شکل می‌گیرد؛ این مسیر وابسته به آن است که حمل‌ونقل جاده‌ای و ظرفیت نفتکش‌ها زیر بار اضافی پایدار بماند. در مسیر سوم، تجربه‌ امسال به یک الگوی دائمی تبدیل می‌شود: ذخیره‌سازی منطقه‌ای، سوخت جایگزین برنامه‌ریزی‌شده و اولویت‌بندی صنایع حیاتی، که از یک واکنش اضطراری به بخشی از طراحی عادی مدیریت انرژی بدل می‌شود.

هزینه زیست‌محیطی بیشتر

در لایه‌های زیرین، چند پیامد کمتر دیده‌شده نیز وجود دارد. نخست، تکیه بر نفت سفید و نفت‌گاز نیروگاهی به معنای هزینه زیست‌محیطی بیشتر در استانی است که طرح دوگانه‌سوز کردن خودروها را با اهداف محیط‌زیستی دنبال می‌کند؛ تضاد میان هدف اعلام‌شده و ضرورت عملی در اینجا آشکار می‌شود. دوم، تجربه‌ای که مدیران «بی‌سابقه» می‌نامند، انتظار مردم از دولت را هم تغییر می‌دهد: وقتی افت فشار گاز به یک سناریوی برنامه‌ریزی‌شده تبدیل شد، پذیرش اجتماعی آن نیز به کیفیت اطلاع‌رسانی بستگی خواهد داشت، نه فقط به مخزن پر. سوم، وابستگی اردبیل به حمل مستقیم از جنوب کشور نشان می‌دهد زیرساخت‌های توزیع منطقه‌ای، به‌ویژه در استان‌های دورتر از پالایشگاه‌ها، هنوز به‌اندازه کافی مستقل نیستند و چهارم، سی‌ان‌جی درحالی‌که راه‌حلی کوتاه‌مدت برای بنزین است، می‌تواند در شرایط کسری گاز به پاشنه‌آشیل تبدیل شود.

با این همه، باید دقت کرد که ظرفیت دقیق ذخیره‌سازی نفت سفید، تعداد روزهای تامین سوخت نیروگاه و میزان کفایت آن برای یک زمستان سرد مشخص نیست. آمادگی لجستیک واقعی را فقط خود زمستان محک می‌زند و نه لزوما ادعای مسوولان و اینجاست که پرسش اصلی شکل می‌گیرد: اگر تاب‌آوری یک شبکه به پر بودن مخازن، نشست‌های ویدئوکنفرانسی و حمل با نفتکش از هزار کیلومتر دورتر وابسته باشد، آیا آن را باید «تاب‌آوری» نامید یا «تعویق شکنندگی» و مهم‌تر، اگر امسال با همه‌ این تمهیدات از زمستان عبور کنیم، آیا درس درست این خواهد بود که «سیستم کار کرد»، یا اینکه به‌جای ترمیم ناترازی گاز که ریشه‌ مشکل است، هر سال هزینه‌ بیشتری برای پرهیز از پیامدهای آن خواهیم پرداخت؟

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید
دنیای اقتصاد را بعنوان منبع مورد اعتماد خود به گوگل معرفی کنید افزودن